سبد خرید  (خالی) 0 ريال
سبد خرید  (خالی) 0 ريال
سبد خرید  (خالی) 0 ريال
سبد خرید  (خالی) 0 ريال

خرید کاغذ دیواری آمریکایی

  • اِریک کِرَنزلِر بازسازی ساختمان خود را که خانه ای در بوِرلی هیلز است را به برَد دانینگ سپرد تا نشاطی با حال و هوای خانه های نیمه ی قرن را به محل سکونت خود وارد کند.

    با آنکه خانه ی کرنزلر که متعلق به دهه ی 1950 میلادی ست، مورد بازسازی و طراحی دوباره قرار گرفته اما همچنان حس کلاسیک و اصیل خود را دارد، طراحی نما ی ساختمان تغییر چندانی نکرده و این همان چیزی بود که کارفرما می خواست. دیوارهای سنگی منحنی به همراه وقفه های چوبی به رنگ قهوه ای مایل به قرمز، درهای لاکی و براق قرمز و بامی سفید الگوی قالب نمای ساختمان هستند. کرنزلر که یکی از موسسان شرکت مدیریت 360 می باشد و کارفرمایانش بازیگران و افراد مشهوری مانند توبی مک گوایر، کریستین دانست و جیمی فالون هستند، در سال 2006 خانه ای در این منطقه برای خود خرید و متذکر می شود که هیچ دستکاری و تغییر و یا بازسازی ساختمان در خانه اعمال نشده بود. او زیبایی این خانه ی لانه موشی و طبیعت و درختان اطرافش را تحسین می کرد و هر گوشه ی این خانه و دکوراسیون داخلی آن و تابش آفتاب را برای خود، مفرح و انرژی بخش می دید.

     

    تنها موردی که احساس می کرد خانه به آن نیاز دارد، اعمال اندکی تغییرات در دکوراسیون داخلی و دکوراسیون منزل و بازسازی هایی بود که خانه ی دهه ی پنجاه را با حفظ اصالتش به خانه ای امروزی و گیرا تبدیل کند.

    نام برد دانینگ در صدر لیست افرادی بود که کرنزلر مایل بود طراحی دکوراسیون داخلی خانه اش را به دست آنها بسپارد. این طراح پیش از این برای کارفرماهایی مثل سوفیا کاپولا، تام فورد، دمی مور و اشتون کوچر کار کرده بود و گرچه این دو نفر هرگز سابقه ی همکاری با یکدیگر را نداشتند، اما دانینگ به محض رویارویی با پروژه، تحت تاثیر حضور و کیفیت کلاسیک خانه ی کرنزلر قرار گرفت. آنها تصمیم گرفتند که طرح اصلی پلان خانه را دست نخورده رها کنند و با متریال های عالی، نازک کاری ها و اجرای حرفه ای جزئیات، بهبازسازی دکور و تغییر دکوراسیون منزل و چیدمان های دکوراسیون داخلی بپردازند.

     

    سنگفرش تازه ای که در کف راهروی ورودی و اتاق غذاخوری نصب شد، تا اتاق های نشیمن، آشپزخانه و حمام نیز راه پیدا کرد. برای تراسی که در اتاق خواب قرار داشت، از درهای کشویی شیشه ای استفاده شد تا ارتباط با بیرون ملموس تر باشد. حیاط مرکزی که تا پیش از بازسازی ساختمان ، یک فضای بتونی سرد و معمولی بود، با طراحی فضای سبز که شامل جانمایی گیاهان بامبو و یک چشمه ی مصنوعی میباشد به یک واحه ی مدرن در قلب این خانه بدل شد. استایل کاری دانینگ در طراحی فضاهای داخلی، به دور از آشفتگی و استفاده از تعداد اندکی المان پرصلابت و تندیس وار است؛ مانند مبل سِرپنتین (مانند مار) از ولادیمیر کاگان که در اتاق نشیمن گذاشته شده و دیواری منحنی از چوب گردو که یک  فضای پذیرایی نوشیدنی ویک انبار در خود دارد و طراحی خود دانینگ می باشد.

    طراحی دکوراسیون فضای بیرونی به شرکت آرت لونا محول شد. آنها که بر اساس میل اصلی کارفرما، سعی در حفظ حس اصیل خانه داشتند و در عین حال  می خواستند که منظری امروزی و مدرن برای آن فراهم کنند، تعدادی فضای محصور ایجاد کردند که هر یک، به شیوه ای متفاوت آراسته شده و گیاهان و طراحی فضای سبز مخصوص به خود را دارد و با بقیه متفاوت است. در پایان روند بازسازی ساختمان و طراحی دکوراسیون منزل و فضای بیرونی آن، این محل مسکونی به مکانی دلباز و وسیع با سازه هایی متمرکز بر سنگ و چوب و شیشه تبدیل شد که در میان این منطقه آرام و خوش آب و هوا، سرشار از آرامش و انرژی است.

     

    ادامه مطلب...
  • از سال 2010 میلادی با تنگ تر شدن حلقه ی تحریم های غرب، 2 اتفاق بزرگ برای اقتصاد ایران رخ داد؛ نخست این که نقش ایران در بازار انرژی جهان کمرنگ شد و دوم این که شرکت های بین المللی فعال در حوزه های مختلف اقتصادی، پروژه ها را نیمه کاره رها و ایران را ترک کردند. در این میان، نخستین زیان دیده خود شرکت های غربی بودند اما نمی توان کتمان کرد که حوزه های مختلف اقتصادی ما از جمله صنعت نفت، حمل و نقل و صنعت خودرو نیز به خاطر قطع همکاری این شرکت ها با چالش هایی روبرو شد. 
    با خروج غربی ها، طرح های توسعه ی برخی از میدان های نفت و گاز نیمه کاره رها و تامین تجهیزات مورد نیاز نوسازی هواپیماها و حمل و نقل ریلی با مشکل مواجه شد. همچنین، صنعت خودرو به دلیل مشکل های پیش روی تامین قطعه، ناگزیر روند کاهش کیفیت را در پیش گرفت. 
    در ادامه ی آنچه گفته شد و در ارتباط با تهدیدها و فرصت های فعالیت دوباره ی شرکت های خارجی در ایران نکته هایی لازم به بیان است: 
    1- خروج غربی ها از اقتصاد ایران، 2 پیامد کلی برای شرکت های داخلی به دنبال داشت. اولین پیامد این بود که شرکت های داخلی ضعیف در غیاب رقیبان قدرتمند خارجی امکان حضور در پروژه ها و طرح های بزرگ را پیدا کردند. این رخداد که در صورت آمادگی و توانمندی شرکت های داخلی می توانست فرصت ساز باشد موجب شد در برخی حوزه های اقتصادی از جمله تولید دکل های نفتی و اجرای پروژه های حمل و نقل ناکامی هایی به بار آید. به رغم ناآمادگی شرکت های داخلی برای پذیرش مسوولیت های جدید، به تدریج برخی از این شرکت ها پس از تحمل و تحمیل هزینه های ناکارآمدی به سمت توانمند شدن گام برداشتند که این پیامد دوم خروج غربی ها از اقتصاد ایران بود. 
    در این سال ها، شرکت هایی قارچ گونه از زمین سر بر آوردند و بدون شرکت در مناقصه پروژه گرفتند و البته عاجز از اجرای آن، کار را نیمه کاره رها کردند. در برابر، شرکت هایی هم بودند که برای کمک به اقتصاد ایران، آستین ها را بالا زدند و آنچه را تا دیروز ناشدنی بود شدنی کردند. در این میان می توان به شرکت «مپنا» فعال در زمینه ی توسعه و ساخت نیروگاه های حرارتی، «شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران» در زمینه ی سدسازی و مهندسی و همچنین «شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی» در حوزه ی ساخت تجهیزات فراساحل نفت اشاره کرد. 
    2- امروز، پنج سال از زمان شکل گیری سازمان تحریم ها می گذرد و شرایط نیز تغییر کرده است. آن هایی که شبانه ایران را ترک کردند امروز برای بازگشت، از یکدیگر سبقت می گیرند. آنچنان که گفته و دیده می شود در این فرایند اروپایی ها تاکنون پیشرو بوده اند. در یک ماه گذشته نشستی با نمایندگان 40 شرکت اروپایی برای حضور در صنعت نفت ایران برگزار شده است. شرکت های بزرگ «لینده»، «مرسدس دایملر»، «باسف»، «جی آی زد»، زیمنس و فولکس واگن از آلمان، «زیگمار گابریل» معاون صدراعظم این کشور را در سفر اخیرش به ایران همراهی کردند و نمایندگان شرکت پژو نیز قبل از حضور «لوران فابیوس» وزیر امور خارجه ی فرانسه برای دیدار و مذاکره با خودروسازان وارد ایران شدند. 
    بازگشت غربی ها به اقتصاد ایران می تواند آثار متفاوتی برای شرکت های داخلی داشته باشد. این بازگشت می تواند برای برخی فرصت و برای برخی نیز تهدید قلمداد شود. با نگاهی به قبل از اعمال تحریم ها می بینیم که حضور شرکت های بین المللی در گذشته علاوه بر افزایش حجم سرمایه گذاری در صنایع مختلف، انتقال دانش را نیز به همراه داشت. به عنوان نمونه شرکت نروژی «استت اویل» در توسعه ی میدان های نفتی با «پژوهشگاه صنعت نفت» وارد فرایند مشارکت و همکاری شد و زمینه ی انتقال دانش را فراهم کرد. به این ترتیب حضور شرکت های خارجی از این منظر فرصتی مناسب برای رشد شرکت های داخلی به حساب می آید. 
    در این ارتباط، «عباس علی آبادی» مدیر عامل مپنا در پاسخ به این پرسش که آیا مپنا از ورود شرکت های بزرگ ساخت نیروگاه مثل زیمنس به ایران حمایت می کند، گفته است: زیمنس همکار مپنا است و سال ها با این شرکت همکاری داشته است و به نظر من ورود شرکت های بزرگ به ایران هیچ تهدیدی برای کشور محسوب نمی شود. 
    3- افزون بر انتقال دانش، همکاری با شرکت های مطرح بین المللی راه را برای تامین برخی از تجهیزات و قطعات مورد نیاز صنایع مختلف هموار می کند؛ تجهیراتی که ساخت آن در داخل کشور از صرفه ی اقتصادی برخوردار نیست یا هنوز توانمندی تولید آن در کشور به وجود نیامده است. به عنوان نمونه، برخی پیمانکاران نفتی زمانی که بخش دریایی و خشکی یک فاز از میدان گازی «پارس جنوبی» را به پایان می بردند، دیگر به بخاطر نیامدن یک کمپرسور (دستگاه متراکم کننده) ماه ها در پایان پروژه با تاخیر روبرو نخواهند شد. 
    4- از دیگر فرصت های پیش آمده برای شرکت های داخلی باید به امکان دسترسی بیش از گذشته به بازارهای خارجی اشاره کرد. تولیدکنندگان داخلی با برطرف شدن مانع های مالی و همچنین موانع دیگر بازرگانی از جمله حمل و نقل، می توانند به بازارهای جهانی دسترسی داشته باشند. بنابر این، برنامه ریزی در این زمینه یکی از اولویت هایی است که شرکت های داخلی باید به آن توجهی ویژه داشته باشند. 
    5- حضور شرکت های خارجی فضای فعالیت در زمینه های مختلف اقتصادی را رقابتی می کند و به این ترتیب، آن دسته از شرکت هایی که تا پیش از این، کالا و خدمات خود را گران قیمت، بی کیفیت و آن هم خارج از برنامه ی زمان بندی شده به کارفرما ارایه می کردند، متوجه می شوند یا باید در فرایند تولید کالا و ارایه ی خدمات خود تغییر ایجاد کنند و یا با ادامه ی روند قبلی، منتظر کنار زده شدن باشند. 
    سخن آخر اینکه، بازگشت شرکت های بین المللی به اقتصاد ایران رخدادی مطلوب خواهد بود اما نباید کتمان کرد که این بازگشت، فضایی را که در سال های اخیر و در غیاب شرکت های خارجی برای داخلی ها مهیا شده تغییر می دهد و می تواند برای برخی از آنها حکم تهدید داشته باشد. این شرکت ها باید بتوانند از آنچه امروز آنرا تهدید می دانند، یک فرصت بسازند چرا که همچون گذشته نمی توانند بالا بودن قیمت های تمام شده، دیرکردها و همینطور پایین بودن سطح کیفی کالا و خدمات خود را با بهانه ی «تحریم» توجیه کنند. 

    ادامه مطلب...
  • توافق هسته یی ایران و 1+ 5 در شرایطی حاصل شد که اقتصاد کشورمان چالش های گوناگون و پرشماری را از گذشته به ارث برده است؛ نیمه کاره ماندن حدود سه هزار طرح و پروژه، نزدیک به 100 هزار میلیارد تومان بدهی دولت به پیمانکاران، تعطیلی بنگاه های اقتصادی، کاهش بیش از میلیون بشکه یی صادرات نفت خام، پایین بودن نرخ رشد اقتصادی و بالا بودن نرخ تورم و در کنار این ها، تامین ماهانه بیش از سه هزار میلیارد تومان برای پرداخت نقدی یارانه ها. به این سیاهه می توان مسایل دیگری از جمله فساد اقتصادی، بیراهه رفتن روند خصوص سازی، گرایش به سمت واردات بی رویه و کاهش میزان تولید داخلی در حوزه های مختلف صنعتی و کشاورزی و از همه مهمتر بیکاری را اضافه کرد. دولت یازدهم درعمر 2 ساله ی خود اگر چه بر اصلاح سیاست خارجی تمرکز داشت اما به طور همزمان به اقتصاد داخلی نیز توجه کرد و قبل از کسب توافق، توانست ثبات را به بازار سکه و ارز برگرداند، تورم را از 42 به 14 درصد کاهش دهد و رشد اقتصادی را از منفی 6.8 درصد به بیش از سه درصد برساند. اگر چه توافق هنوز اجرایی نشده و رفع تحریم های اقتصادی هنوز تا عملیاتی شدن فاصله دارد اما شرایط دست کم روی کاغذ برای اقتصاد ایران تغییر کرده است. نوید آزاد شدن دارایی های مسدود شده، بازگشت سهم ایران در بازارهای انرژی جهان و همچنین حضور شرکت های بین المللی به گوش می رسد و دولت که پیش از این اعلام کرده بود برای بعد از مذاکره سه سناریو آماده کرده است، اکنون می تواند نسخه ی خوشبینانه را روی میز بگذارد. دولت در فضای اقتصادی جدید قدرت بازیگری بیشتری خواهد داشت و به همین دلیل جامعه منتظر است که ببینند دولت چه سیاست های مالی را در زمینه های گوناگون در پیش خواهد گرفت؛ بعنوان نمونه در بازگشت شرکت های بین المللی تکلیف شرکت های داخلی چه می شود؟ دارایی های مسدود شده بعد از آزادسازی در چه بخش هایی هزینه خواهد شد؟ تکلیف بدهی های دولت به پیمانکاران داخلی چه می شود؟ دولت برای طرح های نیمه تمام چه برنامه یی دارد؟ از همه مهمتر اینکه در زمینه ی اشتغال چه برنامه هایی در دستور کار قرار خواهد گرفت؟ در این ارتباط چند مساله و حوزه ی خاص باید مورد توجه دولت قرار گیرد: 1- پرداخت مطالبات پیمانکاران: اگرچه آمارهای مختلفی از میزان بدهی دولت به پیمانکاران اعلام شده است اما بیشتر آن ها بر حدود 100 هزار میلیارد تومان اتفاق نظر دارد. دولت باید در گام نخست نسخه یی برای این درد بپیچد چرا که وصول نشدن مطالبه های پیمانکاران در کنار بی اعتمادی بخش خصوصی به دولت - و به طور خاص وزارتخانه های نفت، راه و شهرسازی و نیرو که بزرگترین بدهکاران دولتی هستند- منجر به توقف طرح ها، افزایش نرخ بیکاری و ناتوانی بخش خصوصی در پرداخت معوقات بانکی می شود و به این ترتیب چرخه ی پیچیده یی از دیگر مشکلات را با خود به دنبال خواهد داشت. 2- تکمیل طرح های نیمه تمام: دولت یازدهم وارث 2 هزار و 900 طرح نیمه تمام از دولت گذشته است؛ طرح هایی که برخی فقط روی کاغذ هستند و میزان پیشرفت پروژه در حد همان کلنگ زنی مراسم افتتاح باقی مانده است. تنها چیزی هم که در دولت گذشته بیش از حد معمول ساخته شده، انتظار مردم است. بر اساس نظر مسوولان سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، تکمیل و بهره برداری از این طرح های نیمه تمام باقیمانده از دولت قبل، نیازمند ١٨ سال زمان و ٤٠٠ هزار میلیارد تومان اعتبار است. بنابر این، دولت ضمن بازنگری در برخی از این طرح ها، باید اولویت ها را مشخص کند و با استفاده از منابع صندوق توسعه ی ملی -که بخشی از دارایی های مسدود شده نیز بعد از آزاد سازی به این صندوق واریز خواهد شد- بنگاه های اقتصادی غیردولتی را در راستای تکمیل این طرح ها به پویش وادارد. 3- بازگشت شرکت های اقتصادی: تحریم ها افزون بر جلوگیری از حضور شرکت های خارجی، فضای کسب و کار را نیز ناامن کرده بود که انتظار می رود با رفع آن، این فرصت ایجاد شود که سرمایه گذاران داخلی و خارجی در کشور فعال شوند. در این شرایط دولت باید تکلیف خود را با شرکت های داخلی مشخص کند. دولت باید شرایطی ایجاد کند که هم بتوانیم از سرمایه گذاری و دانش شرکت های بین المللی بهره مند شویم و هم شاهد تقویت شرکت های داخلی باشیم. در این زمینه دولت می تواند همراه کردن شرکت های داخلی با شرکت های خارجی را یک الگو در نظر بگیرد. از طرفی دیگر، دولت باید مراقب مساله ی واردات نیز باشد و اجازه ندهد که شرکت های خارجی به ایران تنها به چشم یک بازار نگاه کنند. به عبارتی دیگر، سرمایه گذار خارجی باید مکمل تولیدکننده ی داخلی باشد نه جایگزین آن. 4- درآمدها و هزینه ها: در سال گذشته قیمت نفت با کاهش شدیدی مواجه شد و از حدود 105 به حدود 60 دلار در هر بشکه رسید. در این شرایط حجم صادرات هم کاهش یافته بود و ارز حاصل از فروش نفت نیز به طول کامل به دست ما نمی رسید. با توجه به این شرایط، دولت همچون سال گذشته اما با برنامه ریزی دقیق تر باید بودجه ی سال آینده را ببندد. به طور قطع برای سال آینده می توانیم انتظار درآمدهای نفتی بیشتری را داشته باشیم. با این حال دولت در بخش هزینه ها به ویژه هزینه های جاری، باید همچنان صرفه جویی 2 سال اخیر را تکرار کند. در این زمینه، سخنگوی دولت سیاست های اقتصادی را روشن کرده است. «محمدباقر نوبخت» پس از توافق هسته یی اعلام کرد: منابعی که بخشی ناشی از فروش نفت و بخشی نیز مربوط به فرصت های سرمایه گذاری است در اختیار نظام قرار می گیرد که همچنان با آزادشدن این منابع، صرفه جویی در هزینه های جاری را ادامه خواهیم داد. در دسترس قرار گرفتن این منابع مانع صرفه جویی هزینه های جاری نیست و مصمم هستیم این منابع را در جهت تولید به کار ببریم. بنابراین، همه ی سرمایه گذاری ها در حوزه تولید خواهد بود. 5- اشتغال: رفع بیکاری مهمترین چالشی است که دولت باید در شرایط جدید بیش از هر مساله ی دیگری به آن توجه کند. طی دهه ی گذشته تغییر خالص اشتغال در کشور نزدیک به صفر بوده و این اتفاق با بالاترین نرخ ورود جمعیت کار به بازار همزمان شده است. در این دوره هفت میلیون و 300 هزار نفر به جمعیتِ در سن کار کشور اضافه شده اما هیچ شغلی برای آنان ایجاد نشده است. دولت در صورتی که بتواند سرمایه گذاران داخلی و خارجی را فعال و مطالبه های پیمانکاران را پرداخت کند، برنامه های خروج از رکود را با موفقیت به نتیجه برساند و طرح های نیمه تمام را دوباره به راه بیاندازد، کاهش نرخ بیکاری نیز محقق خواهد شد. در پایان باید به سخنان «مجید تخت روانچی» مذاکره کننده ی ارشد هسته یی کشور بعد از کسب توافق اشاره کرد که گفته بود اکنون نوبت به اقتصاد رسیده است. در این شرایط اگر چه نقش اصلی را مردم بازی می کنند، اما سیاست های منظم مالی دولت و جلوگیری از تکرار سیاستگذاری های اشتباه گذشته می تواند تعادل و توازن بیشتری به اقتصاد کشوری ببخشد؛ کشوری که دیگر در دنیا به عنوان کشور تحریم شده شناخته نمی شود. 

     

    ادامه مطلب...
  • جوایز: رتبه اول بخش آپارتمان مسکونی، جایزه معمار ۹۴

    در طی دو دهه گذشته معماری در شهر تهران تحول پوچی را تجربه کرده. عدم سودآوری صنعت وکشاورزی از یک سو و تحریم ها از سوی دیگر باعث هجوم سرمایه ها به بازار مسکن شد و زمینهای کوچک ( ۲۰۰-۳۰۰ متری) به محل سرمایه گذاری برای عموم مردم تبدیل گشت. عموم مردم خانه های کوچک خود را تخریب کرده و به آپارتمانهای ۴ -۵ طبقه تبدیل کردند و به همین دلیل شهر مواجه شد با یکسری آپارتمانهایی که تمام ارزش آن به نما می باشد. در این پروژه خاص، ساختمان در انتهای یک بن بست درمیان دیگر ساختمانها(تودلی) قرار گرفته و از داخل خیابان به پروژه دیدی وجود ندارد بنابراین همان اندک جذابیت هم برای معماران وجود نداشت. از اینرو راهبردهای ذیل جهت طراحی پروژه در نظر گرفته شد.

    خلق منظر برای پروژه ای که هیچ منظری نداشت

    پروژه در انتهای یک کو چه بن بست مابین دیگر ساختمانها قرار گرفتهکه دید اصلی آن به یک دیوار سیمانی به ارتفاع ۱۸ متر می باشد. با الهام گرفتن از یک داستان کودکانه ” آخرین برگ” (last Leaf)و با بهره گرفتن از هنر یک هنرمند نقاشی دیواری تصمیم گرفتیم تا بر روی دیوار سیمانی منظره ای را به تصویر بکشیم تا چشم انداز ساکنین را تغییر دهیم.

    برای توضیحات بیشتر و مشاهده تصاویر به ادامه مطلب مراجعه نمائید…

    اطلاعات عمومی پروژه

    نام پروژه: ساختمان مسکونی ویلا

    مکان: تهران، خیابان کریم خان زند، خیابان استاد نجات الهی، خیابان لباف، انتهای بن بست نارنگ، پلاک ۴۵

    دفتر معماری: گروه طراحی ارش بعد چهارم فضا

    معماران: علیرضا شرافتی، پانته آ اسلامی

    همکاران طراحی: شبنم آزموده

    سال اتمام پروژه: ۱۳۹۴

    نوع: مسکونی

    مساحت زمین: ۲۳۷ مترمربع

    زیربنا: ۷۶۳ مترمربع

    تاسیسات مکانیکی: علی غنی زاده

    تاسیسات الکتریکی: علی پیل تن

    پیمانکار: گروه طراحی ارش بعد چهارم فضا

    کارفرما: شرکت آتین سازه، آقای مهندس آسویار

    عکاس: علی دقیق

    استفاده از مصالح بازیافتی حاصل از تخریب

    با توجه به کمبود زمین در شهر تهران اکثریت پروژه های جدید از تخریب ساختمانهای ۲ تا ۳ طبقه و جایگزینی آنها با ساختمانهای ۵- ۶ طبقه بوجود می آید و مصالح حاصل از تخریب به اطراف تهران منتقل شده و عوارض زیست محیطی را بوجود آورده است. استفاده مجدد از مصالح یکی از راههای کاهش ضایعات ساختمانی است. در این پروژه تمامی آجرهای بازیافتی در طراحی نما و بخشهای داخلی ساختمان مورد استفاده قرار گرفته است و هزینه مصالح نما که بخش عمده ای از هزینه ساختمان است را به صفر کاهش داده است.

    طراحی نما

    با توجه به اینکه۳ متر از نمای ساختمان از داخل خیابان قابل مشاهده بود طراحی نما به نحوی صورت پذیرفت تا ساختمان حضور موثر خود در بافت اطراف را اعلام نماید.

    خانه مسکونی ویلا، طرحی تحسین برانگیز از علیرضا شرافتی و پانته آ اسلامی است که رتبه اول جایزه معمار ۹۴ را در بخش مسکونی بدست آورده است. در طی دو دهه گذشته معماری در شهر تهران تحول پوچی را تجربه کرده. عدم سودآوری صنعت وکشاورزی از یک سو و تحریم ها از سوی دیگر باعث هجوم سرمایه ها به بازار مسکن شد و زمینهای کوچک ( ۲۰۰-۳۰۰ متری) به محل سرمایه گذاری برای عموم مردم تبدیل گشت.

    عموم مردم خانه های کوچک خود را تخریب کرده و به آپارتمانهای ۴ -۵ طبقه تبدیل کردند و به همین دلیل شهر مواجه شد با یکسری آپارتمانهایی که تمام ارزش آن به نما می باشددر این پروژه خاص، ساختمان در انتهای یک بن بست درمیان دیگر ساختمانها(تودلی) قرار گرفته و از داخل خیابان به پروژه دیدی وجود ندارد بنابراین همان اندک جذابیت هم برای معماران وجود نداشت. از اینرو راهبردهای ذیل جهت طراحی پروژه در نظر گرفته شد.

    ادامه مطلب...
  • خاورمیانه ی عربی در وضعیت بسیار شکننده یی به سر می برد و وضعیت به گونه یی است که کوچک ترین چالش از این توان برخوردار است که به بحرانی فراگیر تبدیل شود؛ وضعیتی که بیش از هر زمان دیگری نظم و امنیت را در خاورمیانه ی عربی تهدید می کند. وجود چنین وضعیت شکننده یی موجب شده است دولت های عربی بیشتر روی حفظ وضع موجود تمرکز کنند و تمام توان خود را صرف این مساله کنند که مانع از بر هم خوردن ثبات فضای سیاسی شوند. در این میان مطالبه های مردمی زیر سایه ی رقابت های سیاسی و ترس های امنیتی از تهدیدهای محیط پیرامون به حاشیه رانده شده است. چالشی که در این میان می تواند دامن گیر دولت ها شود، بن بست سیاسی گروه های سهیم در دولت و ناتوانی آن ها از پیشبرد خواسته های مردم است. به همین دلیل، شرایط سیاسی در برخی کشورهای منطقه به سمتی پیش می رود که موجب سرریز صبر مردم شده و ثبات دولت را بیش از پیش تهدید می کند. لبنان از جمله کشورهایی است که مدت ها است با چنین معضلی رو به رو است و شرایط سیاسی در این کشور به گونه یی پیش می رود که این کشور را به سمت یک بحران همه گیر سوق می دهد. به دلیل نبود تفاهم سیاسی میان گروه های سهیم در دولت و اختلاف نظر آن ها در اداره ی امور کشور، هفته ها است «بیروت» پایتخت این کشور و برخی دیگر از شهرها با معضل انباشت زباله ها رو به رو است و شهرداری ها اقدامی برای خروج زباله به خارج از شهر و دفن آن انجام نمی دهند. این امر منجر به ایجاد آلودگی شدید شهری در اوج گرمای تابستان شده و بوی تعفن زباله ها فضای شهر را در پر کرده، ضمن اینکه مشکل قطع شدن برق نیز بر این چالش دامن زده است. در پاسخ به این وضعیت نامطلوب بهداشتی و نبود تفاهم میان دولت و شهرداری ها برای جمع آوری زباله، مردم از هفته ی گذشته با تشکیل کارزارهای (کمپین) اینترنتی به سازماندهی گروه هایی برای راهپیمایی در اعتراض به وضعیت پیش آمده پرداخته اند. در این پیوند، هزاران نفر از مردم از اواخر هفته ی گذشته به خیابان های بیروت به ویژه میدان شهدای این شهر ریختند و دست به اعتراض مسالمت آمیز زدند. این اعتراض ها که در روزهای شنبه و یکشنبه ی هفته جاری با واکنش نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد، مسوولان دولت به ویژه «تمام سلام» نخست وزیر و «محمد المنشوق» وزیر محیط زیست را وادار به عذرخواهی از مردم کرد. در این میان برخی گروه های سیاسی نیز در صدد بهره گیری از فضای به وجود آمده در راستای اهداف سیاسی و فرقه یی خود برآمده اند و با ایجاد درگیری در میان معترضان و نیروهای امنیتی، در روند به خشونت کشیدن این اعتراض ها نقش قابل توجهی داشته اند. دولت سلام هرچند با تشکیل جلسه یی فوری تلاش کرده به راه حلی برای مشکل جمع آوری زباله ها دست یابد اما وجود اختلاف در میان گروه های سیاسی تشکیل دهنده ی دولت تاکنون مانع از دستیابی به یک راه حل جامع شده است و مردم همچنان به این مساله متعرض هستند که سیاسی کاری برخی گروه های مانع از دست یابی به یک راه حل ملی برای این مشکل می شود. مساله یی که در این میان اهمیت بسیار بالایی دارد اعتراض مردم بیروت به ناکارآمدی دولت و شهرداری در جمع آوری زباله های شهری نیست بلکه ترس از سیاسی شدن این مساله و فراگیری آن در قالب یک جنبش اعتراضی در کل کشور است. نشانه های این امر را نیز می توان در برخی شعارها که از «انقلاب مردمی» سخن می گوید یا سوء استفاده ی برخی گروه ها و فرقه ها از این اعتراض ها و به خشونت کشاندن آن دید. به عبارتی دیگر، این ترس وجود دارد که در فضای ملتهب کنونی در خاورمیانه ی عربی و محیط پیرامونی لبنان، این کشور بار دیگر قربانی تنش های فرقه یی و یک جنگ داخلی شود به ویژه که برخی گروه های تکفیری و پشتیبانان منطقه یی آن ها از ابتدای بحران سوریه در تلاش بوده اند که لبنان را نیز همانند سوریه درگیر تنش های قومی- مذهبی کنند. در این ارتباط، یکی از پیامدهای بحران سوریه بر تحولات داخلی لبنان، ناکامی گروه های سیاسی برای انتخاب رییس جمهوری است. به همین دلیل لبنان پس از 458 روز همچنان بدون رییس جمهوری سر می کند و فروپاشی دولت در سایه ی اعتراض های خشونت آمیز کنونی می تواند این کشور را وارد دوره یی از خشونت های سیاسی و فرقه یی کند. همه ی این ها تهدیدها در حالی ثبات داخلی لبنان را تهدید می کند که منابع اصلی تهدید در خاورمیانه ی عربی همچنان به فوران خود ادامه می دهد و خاکستر آن فضای سیاسی جهان عرب را مسموم می کند. بر کسی پوشیده نیست که بحران سوریه بنیادی ترین منبع بی ثباتی در خاورمیانه ی عربی است و گروه های تروریستی مانند داعش در فضای خلاء ناشی از وجود چنین بحرانی است که توانسته اند رشد کنند و به حیات خود ادامه دهند. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که دلیل بنیادین دوام داعش به عنوان مهم ترین منبع تهدید ثبات در منطقه، نبود یک اراده ی منطقه یی و بین المللی برای مقابله با این گروه تروریستی است. برخی کشورهای منطقه و دولت های غربی به جای این که مقابله با داعش را در دستور کار خود قرار دهند، می کوشند با بهره گیری از بحران سوریه به اهداف منطقه یی خود دست یابند. به همین دلیل است که داعش با وجود شکل گیری یک ائتلاف بین المللی و حمله های محدود هوایی این ائتلاف، همچنان به بقای خود ادامه می دهد. به عبارت دیگر، این کشورها بیش از این که نگران داعش و تهدیدهای منطقه یی و جهانی آن باشند، به دنبال سهم خواهی خود از بحران سوریه هستند. بنابراین می توان گفت شکنندگی ثبات در لبنان زیر تاثیر بحران های فراگیرتری در سطح منطقه یی است که بحران سوریه در مرکز آن قرار دارد و تداوم این بحران ها پیامدهای تخریب کننده یی برای لبنان خواهد داشت. سیاسی شدن بحران زباله ها در بیروت نشانه ی مهمی از پیامدهای یاد شده است.

     

    ادامه مطلب...
  • بنگاه داری بانک ها یا همان فعال شدن نظام بانکی در حوزه های مختلف سرمایه گذاری، چالشی است که به دنبال نابرابر شدن بازدهی سود سرمایه گذاری به وجود آمده و در سالهای اخیر تشدید شده است؛ به این ترتیب، بانک ها از حوزه تامین منابع مالی فعالان اقتصادی خارج شده و در قالب یک بنگاه اقتصادی، منابع خود را به سمت بازارهای دیگر از جمله مسکن، تجارت و حتی لیزینگ خودرو سوق داده اند. 
    البته بر اساس قانون بانکداری، هر بانک می تواند تا 40 درصد سرمایه پایه خود، سرمایه گذاری مستقیم داشته باشد اما بحث بنگاه داری بانک ها از روزی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که این رقم با 11 درصد انحراف به 51 درصد رسید و به این ترتیب بخشی از منابع بانک ها در حوزه هایی خارج از چرخه تسهیلات دهی منتقل شد. 
    در مورد چرایی ورود بانک ها به بنگاه داری و سرمایه گذاری و همچنین تبعاتی که این روند به دنبال خواهد داشت، چند نکته قابل توجه است: 
    1- در سالهای اخیر، هر گاه موضوع بنگاه داری بانک ها مطرح شده است، انگشت اتهام تنها به سمت نظام بانکی به نشانه رفته و تنها آنان مورد عتاب، موعظه و نقد قرار گرفته اند؛ این در حالی است که در کنار شرکت هایی که از طریق سرمایه گذاری مستقیم بانک ها ایجاد شده اند، بخشی از بنگاه دار شدن نظام بانکی ناخواسته بوده و دولت بابت رد دیون، برخی بنگاه های خود را به بانک ها واگذار کرده است و املاکی نیز بابت تسویه مطالبات معوق تحت تملک بانک ها در آمده است. 
    نکته اینجاست که تعدادی از شرکت هایی که دولت بابت رد دیون به بانک ها واگذار کرده، زیان ده است و بانک ها نیز از این نوع بنگاه داری رضایت ندارند. همچنین بخشی از املاکی که از این طریق تحت تملک بانک ها درآمده است نیز به دلیل مسایل حقوقی پیچیده، به سادگی قابل فروش نیستند؛ در حالی که ارزش این املاک همواره در لیست سرمایه گذاری های بانک ها محاسبه می شود. 
    2- علاوه بر این، بازدهی متفاوت در سرمایه گذاری های مختلف، عامل دیگر بنگاه دار شدن نظام بانکی است؛ در شرایط اقتصادی نامتوازن که نرخ بازدهی سود در حوزه ای پنج درصد و در حوزه ای دیگر صد درصد است و آنجا که فاصله ی بین بازدهی سرمایه گذاری و نرخ سود تسهیلات زیاد می شود، بانک ها ترجیح می دهند که نقش واسطه گری مالی بعنوان وظیفه اصلی خود را رها کرده و قدم به عرصه سرمایه گذاری بگذارند.بنابر این در صورتی که بازدهی سرمایه گذاری حوزه های مختلف نظیر صنعت، تجارت و سود بانکی منطقی و متوازن باشد، بانک به بانکداری خود می پردازد و صنعت به صنعتگری خود. 
    3- هدایت سرمایه ی بانک ها به شرکت های اقتصادی تحت تملک خود، موجب کاهش توان تسهیلات دهی بانک ها و به دنبال آن عدم تامین نقدینگی مورد نیاز واحدهای تولیدی می شود. این مساله، شرکت های خصوصی را با مشکل تامین سرمایه در گردش مواجه می کند و نتیجه تامین نشدن سرمایه در گردش واحدهای تولیدی چیزی جز رکود اقتصادی نیست. 
    بنابراین، در شرایطی که بعد از دو سال رکود اقتصادی پیاپی، دولت توانسته است با اجرای برنامه ها و بسته های متفاوت، کشور را از رکود اقتصادی خارج کند و به رشد اقتصادی برساند، بنگاه داری بانک ها می تواند این برنامه دولت را با مشکل روبرو کند. 
    4- تا پیش از ورود بانک ها به بنگاه داری، فعالان اقتصادی از حضور شبه دولتی ها و همینطور شرکت های وابسته به نهادهای خاص در حوزه های اقتصادی گلایه داشتند؛ چرا که آنها با پشتوانه منابع مالی و همینطور اتصال به قدرت از حاشیه سود بیشتری برخوردار بودند و حضور آنها منتج به حاکم شدن شرایط غیر رقابتی در فضای کسب و کار می شد. 
    در شرایط کنونی، سرمایه گذاری بانک ها در حوزه های مختلف به معضل های قبلی اضافه شده است و با حضور این غول های سرمایه گذاری، دیگر جایی برای فعالان اقتصادی و شرکت های خصوصی باقی نمی ماند. آنها در پروژه هایی که حاشیه سود قابل توجهی دارد قطعا محلی از اعراب نخواهند داشت و تنها در پروژه هایی که شبه دولتی ها، شرکت های وابسته به نهادهای خاص و بنگاه های بانکی تمایل به حضور نداشته باشند، می توانند ورود پیدا کنند. 
    سخن آخر اینکه هر کس باید در جای خود بیاستد؛ بانک باید واسطه مالی باشد و فعال اقتصادی بنگاه داری کند؛ اما فراموش نکنیم که بسترهای ناهموار، پای نظام بانکی را به عرصه سرمایه گذاری باز کرده است و تا زمانی که این شرایط تغییر نکند، بانک ها همچنان مهمان ناخوانده عرصه سرمایه گذاری خواهند بود. 

    ادامه مطلب...
  • در نخستین نسل رایانه، روشن یا خاموش بودن لامپ های پرشمار درون آن، کلید قطع و وصل فرایند ذخیره ی داده ها به شکل بار الکتریکی روی خازن یا همان حافظه ی ابتدایی رایانه بود. در این میان، لامپ خاموش به عنوان صفر و لامپ روشن به عنوان یک به 2 عنصر مطلق الگوی طرح و حل معادله های چند مجهولی در اولین رایانه ها تبدیل شد. برای سال ها منطق صفر و یک مبنای علوم نرم افزاری، ارتباطی و حتی فناوری های صنعتی بود و الگویی مرجع و بی رقیب شناخته می شد اما در میانه های دهه ی 60 میلادی، «لطفی علی عسکرزاده» مشهور به «پروفسور لطفی زاده» مدرس ایرانی تبار دانشگاه «برکلی» آمریکا طرحی نو با عنوان «نظریه ی مجموعه های فازی» در انداخت که برخی عرصه های دانش و صنعت را دچار تحولی شگرف ساخت. منطق فازی (Fuzzy Logic) با ترسیم و ایجاد طیفی از ارزش های نسبی، هدف مبنایی خود را بر ایجاد نقطه های شناور بین 2 نقطه ی صفر و یک قرار داد تا مجموعه یی از توانایی ها و مزیت ها را برای توضیح مفهوم ها و وضعیت های غیرقطعی و غیردقیق ایجاد کند. این منطق در بخش صنعت و فناوری های نوین برای نخستین بار از سوی ژاپنی ها در دهه ی 80 میلادی برای راه اندازی قطار زیرزمینی و خودکار شهر «سندای» به کار رفت و سپس مورد اقبال کشورهای غربی قرار گرفت. جدال بین 2 منطق مطلق و شناور در علوم انسانی البته نه از دهه ی 60 میلادی بلکه از هزاران سال پیشتر، منشا بحث ها و دگرگونی های جدی بوده است به طوری که این شکاف را می توان بین منطق دوارزشی ارسطو و منطق چند ارزشی افلاطون و برخی دیگر از فیلسوفان شرقی آشکارا دید. با این حال، تسری منطق فازی به عرصه ی مطالعات علوم انسانی بر سرعت روند کنار رفتن الگوهای پوزیتیویستی (اثبات گرایانه) افزود تا پرسش های مطرح شده در این زمینه تنها به 2 پاسخ آری یا خیر منتهی نشود. در کنار این روند، پیچیده تر شدن تحولات بین المللی و در هم تنیدگی فزاینده ی روابط و ارتباطات جهانی سبب شد تا مطلق گرایی و رویکردهای متصلب سیاه یا سفید جای خود را به سیاست ورزی های نرم و شناور دهد. فروپاشی نظام دوقطبی نقطه ی عطفی در این فرایند بود تا جایی که کشورها رها از چارچوب های بسته ی بلوک شرق و غرب وارد شبکه یی از همکاری ها و ارتباطات چند وجهی با قطب های سنتی و نوظهور بین المللی شدند. هر چند پیش از آن طلیعه ی نفی رویکرد مطلق گرایانه از شکل گیری جنبش غیرمتعهدها ظاهر شده بود اما از دهه ی 90 میلادی به بعد بود که ارتباط های فرابلوکی بین اعضای پروزن نظام بین الملل به شکلی تحول یافته گسترش یافت. رویدادهای تازه از دید بسیاری از کارشناسان پایان قطعی دوره ی ائتلاف های پایدار از نوع بیسمارکی و دلکسه یی (صدراعظم امپراتوری آلمان و وزیر امور خارجه ی جمهوری فرانسه در سال های پایانی سده ی نوزدهم) بود؛ دوره یی که منافع ملی کشورها تا حد زیادی از نظام موازنه ی قوا و اتحادهای سیاسی- امنیتی- اقتصادی تاثیر می پذیرفت. در زمان کنونی و البته به جز برخی استثناها، «ناپایدار بودن دوستی ها و دشمنی ها» به انگاره ی اصلی کنشگران بین المللی تبدیل شده است. به عبارتی دیگر، اکنون پیگیری اهداف و منافع ملی به ایجاد دامنه های ارتباطی و همکاری های گوناگون در زمینه های متنوع بین دولت ها و نیز واحدهای فروملی و فراملی انجامیده که اصالت آن ناشی از ماهیت منافع و نه برداشت ها و احساس های دوستانه یا خصمانه است. نمود آشکار تحول یاد شده را می توان در نوع رفتار خارجی دولت جمهوری اسلامی ایران پس جایگزینی دولت دهم با یازدهم دید به طوری که سیاست خارجی ایران از وضعیتی مبتنی بر پیش فرض های غیرعقلایی و متصلب به تعامل معطوف به کسب منافع ملی دگرگون شد. در همین پیوند، «حسن روحانی» رییس جمهوری اسلامی ایران یکشنبه شب گذشته در گفت وگوی تلویزیونی با مردم در زمینه ی سیاست خارجی دولت تصریح کرد: این تفکر که ما در برابر دنیا 2 راه بیشتر نداریم؛ یا باید در برابر دنیا تسلیم شویم یا دنیا را شکست دهیم، غلط و غیرمنطقی است. راه سومی نیز وجود دارد که آن تعامل با دنیا است. رییس جمهوری با بیان این نکته بر بایسته های کنار گذاشتن سیاست مطلق گرایانه ی سیاه یا سفید انگشت نهاد و بار دیگر ضرورت های تنظیم روابط خارجی کشور بر مبنای اهداف و منافع ملی را یادآور شد. همین نوع نگاه به عرصه ی سیاست خارجی بود که سبب شد پس از 12 سال، اختلاف های تلنبار شده ی هسته یی بین ایران و غرب به توافق بر سر برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) بیانجامد و با رفع تنگناهای بین المللی ناشی از تحریم، فضا و افق هایی تازه پیش روی ایران در جهان گشوده شود. دستیابی به نتیجه ی برد- برد در مذاکرات ایران و گروه 1+5 بر اساس منطق فازی و دوری از نگاه صفر و یکی تسلیم شدن یا به تسلیم واداشتن جهان سبب شد سرنوشت اختلاف های هسته یی به شکلی مطلوب رقم بخورد. این در حالی است که طی سال های گذشته ما شاهد تجربه ها و سرنوشت هایی متفاوت برای پرونده هایی مشابه بوده ایم. از یک سو کشوری چون لیبی در سال های پیش از سقوط دیکتاتور خود با عقب نشینی کامل در برابر خواست کشورهای غربی، به طور کامل فعالیت های هسته یی خود را متوقف ساخت و از سویی دیگر می بینیم که مردم کشوری چون کره ی شمالی به واسطه اصرار رهبران پیونگ یانگ بر پیشبرد برنامه ی اتمی نظامی، در وضعیتی بسیار دشوار روزگار می گذرانند و از پیشرفت در دیگر زمینه ها باز مانده اند. در شرایط کنونی، انتخاب راه سوم سبب برونرفت ایران از وضعیت پرچالش و تهدیدزای سال های اخیر و ورود به دوره یی تازه شده است که کشورها به جای دوری گزیدن از ایران برای همکاری و گسترش روابط وارد رقابت با یکدیگر شده اند؛ همچنانکه وزیر امور خارجه ی ایتالیا در دیدار اخیر خود با روحانی اذعان داشته برای میزبانی از رییس جمهوری اسلامی ایران در جهان رقابت شکل گرفته است. به همین شکل و آنچنانکه رییس جمهوری تصریح داشته، ضروری است که الگوی رفتار برآمده از منطق فازی در دیگر عرصه های سیاست خارجی نیز به کار گرفته و پیامدهای آن در افزایش مولفه های قدرت، تثبیت جایگاه منطقه یی و افزایش منزلت جهانی جمهوری اسلامی ایران پدیدار شود.

     

    ادامه مطلب...
  • اگر به خانه جدیدى نقل مکان مى کنید و به دنبال انتخاب رنگ مناسبى براى اتاق خواب کودک هستید یا قصد دارید دکوراسیون اتاق او را تغییر دهید، مطالعه این مطلب مى تواند کمک مفیدى براى شما باشد. رنگى که براى دکوراسیون اتاق خواب کودک در نظر مى گیریم باید با مقطع سنى که کودک شما در آن قرار دارد متناسب باشد. در طول سال اول زندگى رنگ هاى ملایم براى اتاق خواب کودک بهترین انتخاب هستند، چرا که نوزاد به نور و سایه بیشتر توجه نشان مى دهد تا تفاوت رنگ ها. از این رو اتاق خواب نوزادان باید با رنگ هاى روشنى مانند سفید و کرم و یا رنگ هاى زرد، صورتى، آبى یا سبز روشن، رنگ آمیزى شود.

    هرچه کودک بزرگتر مى شود با به کارگیرى رنگ هاى شاد و درخشان در اتاق مى توان فضایى جذاب و سرشار از انرژى و تحرک براى او فراهم آورد. اگرچه استفاده از رنگ هاى روشن و طرح هاى شاد که مورد پسند کودکان بوده و موجبات تحریک خلاقیت آنها را فراهم مى آورند، در اتاق خواب کودک توصیه مى شود؛ اما همواره باید دقت کرد که دکوراسیون اتاق خواب کودک در عین بشاشیت و شادى، بیش از اندازه شلوغ نباشد تا موجب بى قرارى و سلب آرامش کودک نشود.

    از آنجا که در انتخاب دکوراسیون اتاق کودکان رعایت اصول ایمنى در درجه اول اهمیت قرار دارد براى رنگ آمیزى این اتاق ها باید همواره از رنگ هایى استفاده کرد که در ساخت آنها سرب به کار نرفته باشد. پس از اطمینان از بى زیان بودن نوع رنگ مصرفى، نوبت به انتخاب یک زمینه رنگى براى اتاق کودک مى رسد.

    براى طراحى رنگى دکوراسیون اتاق کودکان دو راه وجود دارد: استفاده از رنگ هاى شاد و درخشان و دیگرى ایجاد فضایى مملو از رنگ هاى ملایم و رؤیایى که اسباب بازى هاى رنگارنگ کودک در آن نقش آکسان هاى رنگى را ایفا مى کنند. هنگام طراحى رنگ در دکوراسیون اتاق کودک باید به خاطر داشت که اغلب کودکان مجموعه اى از اسباب بازى هاى رنگارنگ را در فضاى اتاق خود جاى خواهند داد؛ که بى شک نماى اتاق را تحت تأثیر قرار مى دهند.

    گاهى اوقات انتخاب رنگ و دکوراسیون اتاق کودک با توجه به جنسیت او انجام مى شود. بسیارى از والدین رنگ هاى گرم و ملایمى مانند صورتى و بنفش یاسى را براى دختران و رنگ هاى آبى و سبز را براى فرزند پسرشان مى پسندند. همچنین در میان کودکان بزرگتر که قادر به اعمال سلیقه خود در انتخاب رنگ و دکوراسیون اتاقشان هستند، بسیارى از دختران فضایى رؤیایى و دخترانه و بسیارى از پسران رنگ هاى پرسایه و شاد با کنتراست بیشتر را مى پسندند. دختران دکوراسیونى مملو از رنگ هاى صورتى، سفید و بنفش، تور، روبان و حریر و فضایى فانتزى و رویاگونه را ترجیح مى دهند.

    از این رو توجه به جزئیات ریز و کوچک در اتاق دختران اهمیت بیشترى مى یابد. در دکوراسیون اتاق دختران هارمونى و هماهنگى بیشتر و در اتاق پسران رنگ هاى متضاد و کنتراست بیشتر ترجیح داده مى شود. اما در دنیاى امروز طراحى دکوراسیون اتاق کودکان بر پایه جنسیت آنها چندان توصیه نمى شود و حتى بسیارى از والدین رنگ هایى چون پرده هاى گوناگون زرد (از لیمویى و کرم تا زرد پرتقالى و نارنجى) را که علاوه بر روشنایى و نشاط کافى براى اتاق کودک به جنسیت خاصى نیز منتسب نیست ترجیح مى دهند. در هر حال باید از محدود کردن انتخاب کودکان در رنگ دکوراسیون اتاقشان پرهیز کرد و به خاطر داشت که الزاماً نباید اتاق دختران صورتى و اتاق پسران آبى باشد.

    ادامه مطلب...
  • طی 2 سال گذشته نیویورک، ژنو، لوزان و وین بارها میزبان رایزنی های در هم فشرده ی نمایندگان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران و قدرت های جهانی برای حل و فصل اختلاف ها بر سر پرونده ی فعالیت های هسته یی صلح آمیز کشورمان بود که در آخر به یک جمع بندی مشترک بر سر «برجام» یا همان برنامه ی جامع اقدام مشترک انجامید. 
    اینک تهران خود میزبان نمایندگان کشورهایی است که در میان آن ها قدرت های جهانی پیشگامی می کنند. طی روزهای پس از توافق وین (در بیست و سوم تیرماه) شماری از مقام ها و هیات های سیاسی و اقتصادی خارجی برای سفر به ایران اعلام آمادگی کردند.
    در روزهایی که گذشت معاون صدراعظم آلمان، مسوول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا و وزیر امور خارجه ی فرانسه به تهران آمدند و این هفته نیز وزیران اقتصاد و امور خارجه ی ایتالیا راهی کشورمان خواهند شد. قرار است هیات هایی از اسپانیا، ژاپن و... نیز به زودی به ایران سفر کنند. 
    از فردای توافق وین، روزهایی هم که مسوولان سیاست خارجی از پذیرایی میهمان های خارجی فارغ بودند، دیپلماسی ایرانی را در پایتخت کشورهای منطقه دنبال کردند. در این پیوند، «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه در نخستین سفر خارجی پس از توافق وین به قطر، کویت و عراق رفت تا در مورد مسایل منطقه یی با رهبران این کشورها به گفت وگو بنشیند. 
    در زمینه ی کارکردهای دیپلماسی ایرانی و زمینه ها و پیامدهای وضعیت کنونی آن بیان چند نکته ضروری است: 
    1- آمد و شدهای پیاپی به مقصد تهران و از تهران، نشان دهنده ی پدیداری وضعیتی ویژه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است گویی مسوولان دیپلماسی ایران و کشورهای دیگر افزون بر پیشبرد امور جاری در پی جبران عقب افتادگی های دوره ی رکود سال های پرتنش پیشین هستند و در این میان سهم کشورهای اروپایی در همسنجی با دیگر کشورها بیشتر است. 
    از دید صاحبنظران، وضعیت کنونی پیامد مستقیم وضعیت برد- بردی است که در پی توافق وین تثبیت شد. در حالی که ایران به فضای تازه و متفاوت با سال های تحریم و تنگناهای شدید بین المللی گام نهاده، کشورهای اروپایی منافع اقتصادی و تجاری خود را در گسترش روابط و همکاری با ایران می جویند. به عبارتی دیگر، چشم انداز بازگشت به وضعیت پیش از تحریم ها و تجارت چندده میلیارد دلاری ایران و کشورهایی اروپایی و همچنین بهره جویی از مزیت های همکاری های متقابل به انگیزه یی مهم برای رایزنی های دیپلماتیک 2 طرف تبدیل شده است. 
    شرایط کنونی نمایانگر گذار کشورهای اروپایی از مرحله ی تردید و اراده ی جدی برای گسترش مناسبات در زمینه های گوناگون است؛ شرایطی که باید آن را نتیجه ی تعامل سازنده ی ایران با کشورهای جهان و پیشبرد رویکرد تنش زدایانه ی کارگزاران سیاست خارجی دولت یازدهم دانست. 
    2- مزیت های گسترش روابط اقتصادی و تجاری با ایران در موقعیت ژئواکونومیک (جغرافیای اقتصادی) و مولفه های آن چون وضعیت گلوگاهی ارتباط شرق و غرب، جایگاه برجسته در اقتصاد انرژی جهان، بازار پرکشش و ظرفیت های بارور نشده ی در بخش های صنعت، معدن، علوم و فناوری های نو، گردشگری و... نهفته است. اما این ها همه ی دلیل هایی نیست که قدرت های شرقی و غربی و دیگر کشورها را بر ایران متمرکز ساخته است. 
    در حال حاضر ایران قدرت برتر منطقه یی در گستره ی حساس و همچنین پرآشوب خاورمیانه به شمار می رود. در شرایطی که تحریم های گسترده و همه جانبه نتوانست ایران را از موقعیت یک قدرت منطقه یی فروکاهد، اکنون در فضای پساتوافق توانمندی های تهران روندی خیره کننده را خواهد پیمود به ویژه اینکه رقیبان منطقه یی همچون آنکارا و ریاض خود را درگیر چالش هایی خود ساخته کرده اند. 
    در نقشه ی جغرافیای منطقه، ایران به لنگرگاه ثبات در عرصه ی مواج و کف آلود تحولات خاورمیانه می ماند و از آن مهمتر موثرترین بازیگر برای خروج از وضعیت بغرنج این حوزه ی حساس و پرخطر به شمار می رود. با افزایش ضریب عقلانیت کشورهای غربی در برابر گسترش تهدید گروه های افراطی و دهشت افکن، آشکار شدن نقش و توان تهران در مدیریت بحران های منطقه بیش از پیش کشورهای جهان را متوجه همکاری با جمهوری اسلامی ایران ساخته است. 
    به این ترتیب آمیزه یی از اهداف و منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی سبب شده تهران به مرکز توجه بسیاری از کشورهای جهان و منطقه تبدیل شود. 
    3- در فضای کنونی، نوع کنشگری مسوولان سیاست خارجی نشان از تعادلگرایی آنان در عرصه ی دیپلماسی کشور دارد. در اوج مذاکره ی هسته یی با کشورهای گروه 1+5 و پس از آن که کارگزاران سیاست خارجی درگیر رایزنی های تنگاتنگ با مقام های غربی بودند، بایسته هایی دیگر چون دیپلماسی منطقه یی و تعامل با قدرت های شرقی نیز مورد توجه قرار گرفت. نمودهای این تعادلگرایی را می توان در حضور پررنگ رییس جمهوری در نشست اخیر سازمان همکاری شانگهای (در شهر اوفا روسیه) یا سفر منطقه یی هفته ی گذشته ی ظریف یافت. 
    این رویکرد نشان می دهد مسوولان سیاست خارجی اهداف و منافع ملی را در گوشه گوشه ی جهان و به شکلی پیوسته و همه جانبه دنبال می کنند و در پی بهره وری بیشینه از کارکردهای گوناگون دیپلماسی هستند. 
    4- همچنان که گفته شد دیپلماسی ابزار یا فرایندی با کارکردهایی گوناگون است. یکی از این کارکردها هموارسازی راه توسعه ی اقتصادی کشورها است. نگاهی به دستورهای کار هیات های دیپلماتیک نشان از اهمیت این کارکرد دارد. در حال حاضر افزایش توان اقتصادی به عنصری تعیین کننده در قدرت ملی کشورها تبدیل شده و در نتیجه سخن به میان آوردن از مفهوم قدرت بدون توجه به پشتوانه و توانایی های اقتصادی کشورها بی معنا به نظر می رسد. 
    آنچه گفته شد واقعیتی است که بی توجهی به آن پیامدهای خود را در سال های گذشته به شکلی بارز نشان داده است. گسترش روابط و افزایش مناسبات با کشورهایی با منزلت ناچیز در نظام بین الملل هر چند بخشی از سیاست خارجی ما بوده و در عرصه هایی چون حمایت از فرودستان بین المللی، عمق بخشی به انقلاب اسلامی ایران و نیز فرایندی نظیر رای گیری های مجمع عمومی سازمان ملل کارکردهای خاص خود را داشته اما این همه ی سیاست خارجی ما نیست. 
    متاسفانه طی سال های گذشته این کارکرد دیپلماسی بر دیگر کارکردهای آن از جمله تنش زدایی و توسعه ی اقتصادی سایه افکند و سبب دوری هر چه بیشتر ایران از قدرت های اقتصادی شد. این مساله سبب شد حتی در تعامل ایران با دوستان جهانی و قدرت های شرقی نیز مسایل سیاسی و امنیتی بر همکاری های اقتصادی ترجیح یابد؛ رخدادی که جز بر چالش های روابط خارجی کشور نیافزود. 
    در شرایط کنونی این کارکرد مهم دیپلماسی بیش از پیش مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گرفته و به عنوان مولفه یی مهم بر داغی تنور دیپلماسی افزوده است. 

    ادامه مطلب...
  • طبقه بندی و نظم دهی: با وجودی که زندگی در خانه ها و آپارتمان های کوچک ما را ناگزیر کرده از بعضی وسایل و تجهیزات برای دکوراسیون منزل خود چشم پوشی کنیم، اما به هر حال ابزارها و اشیایی وجود دارند که نمی توانیم از آن ها صرف نظر کنیم. برای مثال مجموعه ی لوازم تمیز کاری – سطل، زمین شوی و جاروب ها – از ضروریات هستند اما فضای زیادی را به خصوص در فضاهای کوچک اشغال می کنند. فکر می کنید راه حل چیست؟ این وسایل را در کجا جای دهیم که مزاحم رفت و آمد ما نباشند و از طرف دیگر جلوه ای زشت ایجاد نکنند؟ اگر با این مشکل دست به گریبان هستید، ما به شما چند پیشنهاد هوشمندانه برای شما داریم. با ما همراه باشید...

    درباره فضاهای ذخیره سازی آشپزخانه خود از نو بیندیشید!

    در یک آشپزخانه ی کوچک، نصب شلف های باز مزایای بسیاری دارد. این کار سبب می شود فضا بزرگ تر و البته جذاب تر به نظر برسد. هم چنین با نگهداری ظروف چینی و شیشه ای در شلف ها و آویزان کردن ماهی تابه ها روی دیوار، یونیت های کابینت شما برای وسایل تمیزکاری و شوینده ها جادار خواهند شد.

    از فضاهای هدررفته کابینت برای نگهداری شوینده ها استفاده کنید!

    در کابینت خود جستجو کنید و فضاهای هدررفته را بیابید. معمولا کابینت های باریک برای محل نگهداری ادویه جات و کابینت های گوشه برای قابلمه ها و ماهی تابه ها در نظر گرفته می شوند، اما شاید بهتر باشد این وسایل را در مکان های نمایان آشپزخانه ی خود بچینید و فضاهای مخفی را برای شوینده ها که ظاهر جذابی ندارند به کار ببرید.

    ابزار نظافت را آویزان کنید!

    وقتی نمی دانیم لوازم نظافتی و شوینده ها را در کجا نگهداری کنیم یکی از بهترین راه حل ها این است که ابزار تمیزکاری را با نگهدارنده های مخصوص به دیوار آویزان کنید تا فضای کف آزاد باشد. این راه حل می تواند در یک کابینت باریک یا پشت درب آشپزخانه به کار رود. اگر جایی مخفی برای آویزان کردن آن ها ندارید، حداقل سعی کنید ابزار تمیزکاری با ظاهر و رنگ جذاب تهیه کنید.

    شوینده ها و ابزار نظافت را در بالا نگهداری کنید!

    وقتی فضای کف کم است، از ترفند بالا بردن استفاده کنید. به سادگی شلف ها و طبقه ها را در بالا نصب نمایید – مثلا در حمام و سرویس بهداشتی یا انبار – و شوینده ها را در سبدهایی در آن جا نگهداری کنید. سبدها به وسایل شما نظم می دهند و از افتادن وسایل از بالا جلوگیری می کنند.

    از فضاهای بسیار باریک برای نگهداری ابزار نظافت استفاده کنید!

    فضای نگهداری زمین شوی ها، جاروب ها و گرد و چوب های گردگیری نیازی به عریض بودن ندارد: یک فضای باریک ۲۰ سانتی متری می تواند کافی باشد. از گوشه های فراموش شده بهره ببرید. یک فضای باریک درون یک کابینت بلند یا در کنار یخچال فریزر می تواند محلی کاربردی و قابل دسترس باشد که شما می توانید ابزار نظافت خود را در کابینتی کشویی مجهز به قلاب ها در آن نگهداری کنید.

    کارایی و زیبایی را در ابزار نظافت ترکیب کنید!

    همه ی ما به ابزارهای کاربردی مثل زمین شوی، اتو و چیزهای دیگر در خانه ی خود نیاز داریم اما اگر همین قطعات را با ظاهر زیبا انتخاب کنیم، می توانیم آن ها را در دکوراسیون داخلی خود به نمایش بگذاریم. مثلا می توانید آن ها را در میز چرخ دار بچینید یا در گوشه ی راهرو قرار دهید و سطل ها و وسایل غیرجذاب دیگر را در مکان های خارج از دید قرار دهید.

     

    ابزار نظافت وینتیج و قدیمی انتخاب کنید!

    اگر می خواهید ظرف و ظروف خود را به نمایش بگذارید پس بهتر است سراغ ظروف قدیمی و وینتیج بروید. کارایی سطل های روی مانند سطل های پلاستیکی است اما در عوض ظاهر جذابی دارند که نیاز به پنهان کردن ندارد. به علاوه، به دنبال جاروب ها و زمین شوی های رشته ای و ساده که از مواد طبیعی ساخته شده اند باشید و مجموعه ای از ابزار تمیزکاری وینتیج فراهم کنید که هم بسیار جذاب هستند و هم کاربردی.

    ابزار نظافت و شوینده ها را با یک پرده بپوشانید!

    ابزار تمیزکاری و سطل های بزرگ ممکن است در کابینت ها جای نگیرند، بنابراین به دنبال جاهایی مثل فضاهای زیر پله یا زیر سطوح دیگر برای آن ها باشید و از یک پرده ی پارچه ای برای پوشاندن آن ها استفاده کنید. این راه حل برای فضاهای کوچک بسیار کاربردی است و خودتان به راحتی با یک پارچه ی زیبا می توانید پرده ای ساده بدوزید و آویزان کنید.

    ادامه مطلب...
  • نورپردازی باغ یا حیاط، آسان‌تر از داخل خانه است.

    نورپردازی بیرونی، به خانه شما امنیت و زیبایی مضاعف داده و فضا را کاملا تغییر می‌دهد.

    برای این منظور:

    و صرفه‌جویی در مصرف برق، از لامپ‌های کم‌مصرف و تایمر اتوماتیک استفاده کنید.

    برای دسترسی راحت‌تر، بهتر است کلید برق در داخل خانه باشد.

    سیم‌ها را بین چراغ‌ها مخفی کنید و برای تمیزتر شدن کار، آن‌ها را چند سانتی‌متر زیر زمین قرار دهید. برای زیبایی بیشتر روی کار را با خرده‌های چوب یا سنگ‌های تزیینی بپوشانید.

    انتخاب چراغ‌ها به سلیقه شما بستگی دارد.

    از ایمن بودن مکان مطمئن شوید. برای نصب، قسمت‌های مورد توجه مانند ورودی‌ها یا درخت‌های بلند را انتخاب کنید.

    قرار گرفتن چراغ در سردر خانه نزدیک پلاک از نظر میهمان‌ها ایده‌آل‌تر است.

    از نورهای رنگی برای پاسیو استفاده کنید.

    سعی کنید از جنس‌های بادوام و باکیفیت مثلا آلومینیوم استفاده نمایید.

    ادامه مطلب...
  • رییس سازمان انرژی اتمی تاکید کرد: در بعد فنی برجام بنده مسئولیت کار را می‌پذیرم.
     
    به گزارش «تیک»، علی‌اکبر صالحی، معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان انرژی اتمی ایران روز شنبه 14 فروردین‌ماه 95 در دیدار نوروزی با مسئولان و کارکنان سازمان انرژی اتمی ایران در سالن خوارزمی این مجموعه سخنانی ایراد کرد.
     
    معاون رییس جمهور با ابراز قدردانی از مجموعه سازمان انرژی اتمی، بخشی از عزت و اقتدار کنونی کشور را مرهون تلاش مسئولان و پرسنل و جان‌فشانی شهدای هسته‌ای سازمان انرژی اتمی دانست و افزود: سال 94 سال پرفراز و نشیب، سال بیم و امید و سالی ویژه در تاریخ جمهوری اسلامی بود. در این سال ملت با همدلی و همزبانی و برخورداری از عزت و اقتداری که هدایت‌های امام عزیز راحلمان برای ما به ارمغان آورده، آموخت سر تعظیم در مقابل هیچ قدرتی جز خداوند متعال فرود نیاورد و خلف صالح او این مسیر را برای این ملت و فرزندانش هموار کرد تا بتوانند سال 94 را به سالی سرنوشت‌ساز و تاریخ‌ساز تبدیل کنند.
     
    صالحی با اشاره به بحران‌های پیچیده منطقه‌ای نظیر ظهور داعش، معیشت و امنیت را دو رکن اساسی در اسلام برشمرد که به حمدالله ملت ایران به خوبی توانسته رکن امنیت را برقرار نماید و با وجود شرایط بسیار سختی که از نظر معیشتی تحمل نموده است، با سعه صدر به سمت ارتقاء سطح معیشت گام بر می‌دارد. سال 94 با معجزه به پایان رسید و کسانی که این وضعیت سخت را برای ما ایجاد کردند تا تسلیم شویم، الان خودشان دچار وضعیت بغرنج و پیچیده شده‌اند. در حالیکه ما آموختیم و سختی‌ها را به جان خریدیم. امیدوارم سال 95 آغاز یک حرکت جدی فراگیر در امر ارتقاء معیشت آحاد این ملت باشد.
     
    رییس سازمان انرژی اتمی با تاکید بر نرخ بالای مصرف انرژی و آب در کشورمان نسبت به کشورهای پیشرفته گفت: این نشان می‌دهد که تک‌تک ما مقداری درست عمل نمی‌کنیم. لذا این شرایط ما را وادار می‌کند راه درست را در همه زمینه‌هایی که به معیشت انسان مربوط می‌شود، اتخاذ کنیم. صرفه‌جویی در همه ابعاد باید تبدیل به باور شود.
     
    معاون رییس جمهور سپس با اشاره به دستاوردهای برجام گفت: غنی‌سازی ما سرجایش است. قبلاً 9000 ماشین سانتریفیوژ غنی‌سازی می‌کرد، الان 6000 ماشین داریم که 1000 دستگاه خالی می‌چرخد و 5000 ماشین نیز غنی‌سازی می‌کند. این محدودیت اشکالی ایجاد نمی‌کند زیرا غنی‌سازی 9000 ماشین یا 5000 ماشین با سانتریفیوژ یک سویی نسل اول، نسبت به مقدار سوخت مورد نیاز یکساله نیروگاهی نظیر بوشهر آنچنان تفاوتی ندارد. ما باید به‌درستی به هدف 190000 سو برسیم. بودجه ما از جیب مردم هزینه می‌شود. نمی‌توانیم سوختی تولید کنیم که چند برابر قیمت بین‌المللی در بیاید. باید کاری کنیم ضمن خوداتکایی قیمت سوخت تولیدی‌مان اختلاف چندانی با قیمت جهانی نداشته باشد.
     
    صالحی اضافه کرد: در تحقیق و توسعه محدودیت‌هایی پذیرفتیم اما آنگونه نیست که مانع رسیدن به اهدافمان باشد.
     
    رییس سازمان انرژی اتمی با ابراز تاسف از برخورد برخی افراد با موضوع اراک، گفت: گفتند در قلب مردم ایران سیمان ریختید. آن که حقیقت را می‌داند ولی آگاهانه، آنرا وارونه جلوه می‌دهد، به خدا واگذار می‌کنم، اما آنکه نمی‌داند و شنیده‌هایش را می‌گوید، موضوع دیگری است. اکنون فرصتی پیش آمده است تا در طراحی این راکتور، مطابق آنچه می‌تواند به حال کشور مفید باشد، تجدید نظر کنیم و بخش‌هایی که می‌شود را اصلاح کنیم. همکاران ما جدولی را طراحی کردند که طراحی سابق و طراحی لاحق و تفاوت شاخص‌ها در آن آمده است.
     
    معاون رییس جمهور در خصوص تاخیر در ساخت دو نیروگاه جدید در بوشهر گفت: طبق قرارداد ما با روسیه قرار بود تا پایان سال قبل شاهد کلنگ‌زنی نیروگاه جدید در بوشهر باشیم اما به دلیل برخی مسایل فنی و اختلاف در برخی شاخص‌ها پس از رسیدن به وحدت نظر کار را آغاز خواهیم کرد. امیدواریم امسال شاهد کلنگ‌زنی نیروگاه جدید باشیم. علاوه بر این‌ها دو نیروگاه کوچک 100 مگاواتی نیز در نظر داریم بسازیم.
     
    صالحی تاکید کرد: در مجموع امسال سال نشاط سازمان انرژی اتمی ایران در بستر آماده‌تر دیگری خواهد بود. سازمان انرژی اتمی روی ریل خودش قرار گرفته است. ما برنامه 15 ساله خود را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی داده‌ایم.
     
    رییس سازمان انرژی اتمی ایران سال 95 را برای کشور از نظر اقتصادی سالی خوب توصیف کرد و افزود: در بعد سیاسی باید دست به دست هم دهیم تا تفرقه ایجاد نشود که شدیدترین ضربه‌ای که می‌توانیم بخوریم از تفرق است. تا به حال این وحدت ملی ما زیر پرچم ولایت فقیه بوده که ما را به اینجا رسانده است.
     
    صالحی تصریح کرد: اگر نبود تیزبینی، تیزهوشی، آینده‌بینی و دشمن شناسی مقام معظم رهبری، تاکنون به هزار شیوه باخته بودیم. در همین مذاکرات خیلی مقاطع شرایط خاص داشتیم که اگر حمایت رهبری و شدت و حدت و بیانات صریح ایشان نبود، این دستاورد را نداشتیم. در بحث PMD اگر رهبری صریحاً نمی‌گفتند حق بازجویی از دانشمندان و کارشناسان ما را ندارند، آنها طور دیگری عمل می‌کردند. اما این اتفاق نیفتاد و این پرونده بسته شد.
     
    صالحی با اشاره به دستاورد حاصل از تبادل مواد هسته ای صورت گرفته، تاکید کرد: در بعد فنی برجام بنده مسئولیت کار را می‌پذیرم. اگر خطایی شده باشد مسئولیتش را می‌پذیرم و هیچکس دیگر مسئول نیست. چون با اطمینان خاطر می‌دانیم چه کرده‌ایم. البته لطف الهی نیز همواره همراه ما و ملت ایران بوده است.
     
    صالحی خطاب به مجموعه سازمان گفت: شما به ابتکارات و نیل به راه‌های جدید ادامه دهید. کاری که می‌کنید برای مردم است. منتی بر کسی نداشته باشید. این فرصتی است که خداوند در اختیار شما گذاشته است. تا می‌توانید تلاش کنید که در نتیجه آن، هم برکت تلاشتان را در زندگی می‌بینید و هم مملکت برخوردار از نتایج کار شما می‌شود که برای نسل‌های بعد مفید خواهد بود.

     

    ادامه مطلب...
  • استاد «محمدرضا شجریان» رییس شورای عالی خانه موسیقی و صاحب صدای ماندگار موسیقی سنتی ایران روز شنبه هفتم شهریور 1394 خورشیدی به دلیل عارضه ریوی در بیمارستان «کسری» تهران بستری شد. پس از بستری شدن خسروی آواز ایران، مسوولان دولتی همچون «سیدحسن قاضی زاده هاشمی» وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و «حسین فریدون» دستیار ویژه رییس جمهوری به عیادت وی رفتند و از نزدیک جویای احوالش شدند. می توان این رخداد را نشانی از پایبندی دولت یازدهم به ارزش های فرهنگی و قدرشناسی از سرمایه های فرهنگی کشور دانست. عیادت مسوولان از شجریان باعث شد تا در چند روز گذشته برخی جریان های افراطی، واکنش های تندی از خود نشان دهند. این جریان ها که همواره می کوشند همه حوزه ها را با سیاست گره بزنند و به اصطلاح موضوع را سیاسی کنند، این بار هم با بی اخلاقی تمام به یک شخصیت فرهنگی مانند استاد شجریان تاختند و اتهام های ناروایی را به وی نسبت دادند؛ از «رفیقِ بهاییانِ بی بی سی» گرفته تا «ارادتمند خوانندگان کاباره ای». در همین چارچوب یک روزنامه اخیرا با انتشار خبری بدون درنظرگرفتن اخلاق حرفه ای در کار روزنامه نگاری به حرمت شکنی از یک چهره فرهنگی شناخته شده در جهان پرداخت و نوشت: بی اعتنایی مردم باعث شد که رفیق بهاییان بی بی سی به بهانه سرماخوردگی خود را در بیمارستانی بستری کند، با این گمان که شاید نظرها به سویش جلب شود! این روزنامه مدعی شد که شجریان که مدتیست با بی محلی دوستان سابقش روبرو شده و کنسرتش در استانبول به دلیل نفروختن بلیت لغو شد، برای مطرح شدن، عوارض سرماخوردگی را بهانه کرده و برای بستری شدن به یک بیمارستان خصوصی رفته است. این رویکرد غرض ورزانه که به نظر می رسد در پس آن هدف های شخصی و سیاسی خاص دنبال می شود، هرگز در تراز حرفه ای یک رسانه مکتوب و کهنه کار نیست. برخی این رویکرد را تا اندازه ای خارج از چارچوب اخلاقی عنوان می کنند که معتقدند می توان آن را نوعی بی احترامی به چهره های فرهنگی و البته خیل هواداران شان عنوان کرد؛ چهره هایی که مردم خاطره های فراوانی از آنان دارند و سال های زیادی را با هنر آنان زیسته اند و از برکت این هنر، لحظه های غم و شادی شان به یادماندنی تر شده است. در ادامه به بیان چند نکته در خصوص چرایی التزام رسانه ها، جامعه و مسوولان به پاسداری از فرهنگ و قدرشناسی از اهالی واقعی آن می پردازیم: 1- تاختن به شخصیت های فرهنگی و هنری این مرز و بوم با عمل، زبان یا قلم آن هم در این وسعت، اشتباهی نابخشودنی و قابل توجه است؛ چراکه در بیشتر نقاط جهان به ویژه کشورهای توسعه یافته همواره از شخصیت های فرهنگی قدرشناسی می شود و حفظ شان و منزلت آنان برای تمام نگرش ها واجب است. در این پیوند، باید به این نکته مهم اشاره کرد که اکنون دیگر رفتارهای تنگ نظرانه و تخریبی که همواره از سوی برخی تفکرها و جریان های افراطی دنبال می شود، تا اندازه زیادی ارزش و اثرگذاری خود را در افکار عمومی از دست داده و نمی توانند مقام اهالی فرهنگ، ادب و هنر را خدشه دار سازند؛ چراکه جامعه به مرحله ای از بلوغ فرهنگی و سیاسی رسیده که درک زشتی از خوبی برایش آسان تر از قبل شده است. اکنون جامعه امروز ایران بسختی رفتارهای غیرمتمدنانه و ضدفرهنگی را می پذیرد و در برابر این گونه رفتارها از خود سرسختی خاصی نشان می دهد. مردم ایران این روزها بیش از هر زمان دیگر قدرشناس میراث داران فرهنگ و هنر سرزمین خود هستند؛ چراکه به این آگاهی رسیده اند که باید همچون دیگر ملت ها که شاید کشورشان قدمت فرهنگی به مراتب کمتر از ایران داشته باشد، فرهنگ هزاران ساله خود را ارج نهند و قدر اهالی آن را بدانند. این آگاهی زمانی شورانگیزتر می شود که حمایت فرهنگی دولت با آن پیوند بخورد و با تاکید مقام معظم رهبری بر لزوم توجه بیشتر به حوزه فرهنگ زینت یابد؛ توجهی که در شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» که برای نامگذاری سال گذشته (1393 خورشیدی) از سوی رهبر معظم انقلاب انتخاب شد، تبلور یافت. 2- توجه به اهالی فرهنگ و حفظ جایگاه آنان وظیفه ای بر عهده رسانه ها، جامعه و مسوولان به ویژه مسوولان فرهنگی است. بزرگان فرهنگ و هنر ایران نیز خواسته ای جز این ندارند؛ آن گونه که تعداد زیادی از آنان برای در امان ماندن از برچسب های گوناگون، حتی از خیر کمترین حقوق خود گذشته اند و در خانه هایشان کنج تنهایی گزیده اند و گاه بسختی روزگار می گذرانند. آنان دغدغه شان کار فرهنگی است و نمی خواهند از تلاش فرهنگی خود برای جامعه باز بمانند، آنان نمی خواهند درگیر سیاست بازی های عده ای شوند که برای منافع شخصی خود هراسی از تخریب و قربانی کردن دیگران، حتی شخصیت های برجسته فرهنگی جامعه ندارند. 3- اهالی فرهنگ و هنر، سرمایه های اجتماعی جامعه هستند و آفریدن زیبایی و الهام بخشیدن به انسان ها یکی از نتایج حضور آنان در جامعه است. از این رو رعایت حقوق و حفظ جایگاه اجتماعی آنان، حتی باوجود متفاوت بودن با دیدگاه و سلیقه ما، از اصول اولیه اخلاق اجتماعی است. با این وجود می توان آنان را نقد کرد چراکه وجود فضای نقد از ضرورت های یک جامعه سالم و مردم سالار است. افراد و نگرش های گوناگون باید بتواند برای پویایی، سازندگی و رشد جامعه خود به نقد سالم یکدیگر بپردازند، اما نباید این نقد با تخریب یکسان انگاری شود. دیدگاههای گوناگون در جامعه باید بتوانند به نقد یکدیگر بپردازند؛ نقدی که با رعایت احترام و بدون غرض ورزی صورت گیرد. نباید فضای جامعه به سمتی پیش رود که با کوچکترین موضع گیری یک شخصیت فرهنگی، ادبی، هنری و...منتقدان از او چهره ای سیاسی و مخالف بسازند و ارزش هنر و خدمات وی به جامعه را زیر سوال ببرند. 4- در پایان باید دوباره بر لزوم توجه به فرهنگ و مفاخر فرهنگی کشور و اهمیت قدرشناسی از آنان در دوران حیاتشان تاکید کرد؛ چراکه آنان بخشی از تاریخ، فرهنگ و هنر ایران هستند و شاید دیگر تکرار نشوند. به نظر می رسد دولت یازدهم و مسوولان فرهنگی این دولت نیز بخوبی بر این امر واقفند و به همین دلیل در طول عملکرد 2ساله خود همواره کوشیده اند در برابر یکه تازی های برخی جریان های فکری در حوزه فرهنگ، ایستادگی و تا حد امکان از حقوق اهالی فرهنگ حمایت کنند. 

     

    ادامه مطلب...
  • به عکس ها که نگاه کنی فکر می کنی اینجا از ابتدا شوره زاری خشک و عاری از زندگی بوده است. ولی اینجا نه کویر است و نه بیابان. زمین، اینجا هنوز جاری بودن آب و زیبایی تلالو غروب بر سطح آن را به یاد دارد. در روزگاری نه چندان دور، این مکان سرشار از حیات و زیبایی بود؛ امروز اما تَرَک های زمین و تلی از نمک و نیمکت های غمگینی که روزی جایگاه افرادی بودند که برای تماشای منظره یی زیبا به اینجا می آمدند، همه ی آن چیزی است که از این مکان باقی مانده است. اینجا مهارلوست؛ دریاچه یی که روزی نور چشم استان فارس بود و امروز خاری است در چشم ایران زمین. 
    خبر خشک شدن کامل دریاچه ی مهارلو، دیروز سه شنبه سی ام تیرماه به همراه عکس های این رخداد، در رسانه های کشور منتشر شد. این دریاچه در استان فارس و 10 کیلومتری جنوب شرقی شهر شیراز و در شهرستان سروستان واقع شده است. مهارلو که با نام های «مهلو»، «مهلویه» و «جنکال» نیز شناخته می شود، از دریاچه های نمکی کشور محسوب می شود که به دلیل عمق کم، جزو تالاب ها به شمار می آید. 
    طی سال های اخیر و بویژه ماه های گذشته و در پی تشدید بحران محیط زیست ایران، اخباری از این دست بارها و بارها به گوش مردم رسیده و دوستداران طبیعت را داغدار از دست رفتن گنجینه های بی مثال محیط زیست ایران کرده است؛ ولی انتشار دوباره ی اخباری از این دست و تکرار این داغ، هر بار دردناک تر از گذشته است و نهیب و هشداری بزرگ به مردم ایران است برای تلاش در راستای حفظ آنچه از میراث طبیعی آن ها برای آیندگان این سرزمین باقی مانده است. به بهانه ی این اتفاق در ادامه به چند نکته اشاره خواهیم کرد: 
    1. ارومیه، هامون، کافتر، پریشان، گمیشان، بختگان، طشک، خور، گاوخونی، هورالعظیم، شادگان؛ اینها تنها بخشی از تالاب ها و دریاچه های ایران است که حال ناخوش و خبر خشک شدن آن ها طی ماه های گذشته منتشر شده است. اکنون مهارلو نیز مانند همسایه ی خود بختگان به این لیست سیاه اضافه شد تا سندی دیگر بر بی توجهی و بی تدبیری همه ی افرادی باشد که محیط زیست و حفظ آن، کوچک ترین جایگاهی در سیاست گذاری و تصمیم گیری های آن ها نداشته است. 
    باوجود اینکه بسیاری معتقد هستند در شرایط فوق بحرانی محیط زیست ایران، گشتن بدنبال مقصران بروز این شرایط فایده ی چندانی ندارد، ولی بدون شک بی توجهی به این امر، تکرار سیاست های نادرست گذشته را بدنبال خواهد داشت. کارشناسان محیط زیست مدت ها است که در خصوص شرایط وخیم مهارلو و فعالیت هایی نظیر دست اندازی به این دریاچه و بویژه ساخته شدن سد «تنگ سرخ» هشدار می دهند. فروردین ماه گذشته که آب این دریاچه به رنگ قرمز درآمد و خاطره ی تلخ ارومیه را در ذهن ها تداعی کرد، بسیاری از فعالان محیط زیست با هشدار در این خصوص خواستار رسیدگی دستگاه های مربوطه و حفظ این دریاچه شدند؛ هشداری که زمین ترک خورده ی امروزِ مهارلو نشان از نشنیده ماندن آن دارد. 
    2. «بحران محیط زیست را جدی بگیرید»! به راستی چقدر جای این جمله، تحلیل های پیرامون چگونگی بروز این بحران و راهکارهای چگونگی خروج از آن در زندگی ما خالی است. این مساله بقدری جدی است که اگر همه ی بیلبوردهای شهر و ده ها برنامه ی تلویزیونی و رادیویی تخصصی و همه ی پیامک های تبلیغاتی نیز به آن اختصاص پیدا کند، شاید باز هم برای کاستن از عمق این بحران و افزایش آگاهی ها در این خصوص کافی نباشد. 
    در شرایط کنونی به نظر می رسد نگرانی در خصوص بحران آب، تنها محدود به شبکه های اجتماعی و یادداشت های گاه و بیگاه برخی فعالان محیط زیست و گزارش هایی محدود در مطبوعات است. این در حالی است که شرایط محیط زیست ایران ایجاب می کند توجه رسانه یی به این موضوع بسیار گسترده تر و کارشناسی تر باشد. 
    در این میان نباید از ظرفیت نهفته در حرکت های مردم نهاد نظیر تشکیل کمپین های مختلف چشم پوشی کرد. برای مثال کمپین «یک قطره آب» که مدتی است از سوی برخی از هنرمندان راه اندازی و حمایت شده می تواند با حمایت بیشتر رسانه ها و همراهی دولت، به حرکتی گسترده تبدیل شود. یا چرا نباید پدیده هایی نظیر امر به معروف و نهی از منکر را به بحران آب گره زد و از مردم در خواست کرد با حساس بودن به آینده ی خود و کشور، در صورت مشاهده ی رفتارهای نادرست با آب و محیط زیست، واکنش نشان دهند؟ نباید فراموش کرد تا زمانی که این حوزه ها تبدیل به مساله یی اجتماعی نشود و گفت و گو پیرامون آن صورت نگیرد، این بحران به پیشتازی خود ادامه خواهد داد. 
    3. نکته یی که خشک شدن دریاچه هایی نظیر مهارلو و البته ارومیه را از سایر دریاچه های کشور مجزا می کند، نمکی بودن آن ها است. کارشناسان مدت ها است که در خصوص بروز بحران هایی اجتماعی نظیر مهاجرت و همچنین بروز بیماری های تنفسی ناشی از ریزگردهای نمکی هشدار می دهند. بنابراین لازم است دستگاه های مربوطه در کنار تلاش برای احیای دریاچه ها، سیاست های لازم برای جلوگیری از بروز چنین پدیده هایی را نیز پیش بینی کنند. 
    4. امروز یک هفته از حصول توافق هسته یی ایران و گروه 1+5 می گذرد. دستاوردی بزرگ که پیامی بزرگ تر در خود داشت. پیام همدلی، حمایت، برنامه ریزی و استفاده از نیروهایی کاربلد برای رسیدن به هدفی بزرگ. امروز نیز کشور با بحرانی روبرو است که به گفته ی بسیاری، تبعات حاصل از آن بارها بزرگ تر و خطرناک تر از تهدیدهایی است که زیر تاثیر پرونده ی هسته یی، متوجه کشور بود. بحرانی که مستلزم سیاست هایی درست و توام با حقیقت(حتی گزنده و تلخ) است. 
    به گفته ی کارشناسان محیط زیست، بحران کنونی بقدری بزرگ است که مدیریت آن از عهده ی دولت به تنهایی خارج است و استفاده از نیروی انسانی و بسیج ملی تنها راهی است که می توان از طریق آن، آینده ی ایران را از خشکسالی و تبعات آن حفظ کرد. در این شرایط، دولت باید برنامه یی درست و کارشناسی شده برای حفظ میراث طبیعی ایران تدوین کند و در راه اجرای آن از همه ی مردم درخواست کمک کند. کمکی که در صورت صداقت دولت و دستگاه های مسوول در خصوص ابعاد بحران محیط زیست و کنار گذاشتن سیاست های و سیاستگذارانی که بحران کنونی زیر سایه ی تصمیم های آن ها روز به روز بزرگ تر شده، راهگشای خروج ایران از بحران خواهد شد. 
    5. در این میان نباید فراموش کرد که در شرایط کنونی، اصلاح سیاست های نادرست گذشته و پایه ریزی سیاست های مدیریتی درست برای حفظ منابع آبی و محیط زیستیِ آینده، نیازمند بودجه یی قابل توجه است که امید می رود اکنون و با حصول توافق هسته یی و آزاد شدن بخش مهمی از دارایی های ایران، بخش مهمی از آن صرف مدیریت این بحران شود. 

    ادامه مطلب...
  • بخشی از مطالب:
    کلیات اجرایی ساختمانهای یک طبقه به شرح ذیل می باشد:
    ساختمان های مصالح بنایی ، یک سیستم سازه ای جعبه مانند را تشکیل می دهند،شامل اجزای سازه ای قائم یعنی دیوارها و اجزای سازه ای افقی یعنی سقف ها. بارهای قائم از سقف ها به عنوان اعضای خمشی افقی به دیوارهای باربروازدیوارهای باربربه عنوان اعضای فشاری قائم به پی ها منتقل می شوند.
    هنگامی که ساختمان تحت تاثیر حرکات زمین لرزه قرار می گیرد،نیروهای اینرسی درسیستم سازه به وجود می آید.مجدداً نیروهای اینرسی از سقف ها به عنوان دیافراگمهاصلب افقی، به دیوارهای باربروازدیوارهای باربر که در آنها اثرات خمشی وبرشی به وجود می آید،به پی هامنتقل می گردند.به علت توزیع جرم دیوارها،نیروهای اینرسی توزیع شده،خمش خارج ازصفحه ی دیوارهارا موجب می شود.
    تحلیل رفتارساختمان های با مصالح بنایی که درمعرض زمین لرزه قرارگرفته اند،به وضوح نشان دهنده ی اهمیت شکل و فرم ساختمان است.ساختمان های با شکل سازه ای منظم،بادیوارهایی که درتراز سقف ها به یکدیگر بسته شده اند، به مراتب رفتاری مناسب دارند،حتی هنگامی که به صورت مقاوم در برابر زمین لرزه طراحی نشده باشند. این موارد نشان گر آن می باشد که بارعایت اصول ساده ی معماری و سازه ای و همچنین باالتزام به کیفیت مصالح واجرا،می توان به مقاومت لرزه ای مناسبی دست یافت.

    شکل ساختمان
    ضوابط کلی زیربایدهنگام طراحی ساختمان های بامصالح بنایی درنظرگرفته شوند:
    الف) کل ساختمان یاقسمت های مختلف آن،هرکدام بایدنسبت به دو محوراصلی حتی المقدور متقارن باشند.طبق آیین نامه ی ۲۸۰۰ایران ساختمان می تواند نسبت به دو محور اصلی نزدیک به متقارن نیز باشد.ناتقارنی ساختمان موجب اثرات پیچشی شده وسارت را در یک ناحیه بحرانی از ساختمان متمرکز می سازد.تقارن باید در انتخاب محل بازشوها نیز رعایت شود.
    ب) ساختمان های با شکل چهارگوش یامستطیل در پلان،هنگامی که در معرض زمین لرزه قرارمی گیرند،درمقایسه بااشکال دیگر،بهتررفتار می نمایند.اثرات پیچشی ناشی از حرکات زمین،برساختمان های مستطیلی کشیده درپلان نیز نامطلوب است.بنابراین نسبت طول به عرض هرقسمت ساختمان بایدبه۵/۳ محدود گردد.آیین نامه ی ۲۸۰۰ افزایش این نسبت رااز۳مجاز نمی داند. چنانچه برای ساختمان طول بیشتری موردنظراست باید بادرزهای جداکننده،به قسمت های متعدد تقسیم گردد.
    پ) درتقسیم یک ساختمان به قسمت های ساده تر،بایدهر قسمت مستطیلی شکل ومتقارن باشد.برای اجتناب از ضربه زدن قسمت های مختلف به یکدیگر، باید مقدار درزکافی باشد.توصیه می شود عرض درزکمتر از۳۰ میلیمترنباشد. همچنین باید برای هرطبقه۱۰ میلیمتر(یا۳میلیمتر)هنگامی که ارتفاع ساختمان از۹مترتجاوزمی نماید،به مقدار درز اضافه گردد.مطابق آیین نامه ی ۲۸۰۰ایران حداقل درزانقطاع در تراز هرطبقه برابر۰۱/۰ارتفاع آن ترازاز روی ترازپایه می باشد.ادغمه ی این درزها در شالوده الزامی نمی باشد.
    ت) پلان ساختمان بایدحتی المقدور ساده باشد.پیش آمدگی ها و پس رفتگی های نا مناسب نداشته باشد. الحاقات ساخمان مانند کتیبه ها،طره هی بلندافقی و قائم،تابلوهای سنگی و مشابه آنهاازنقطه نظرلرزه ای،خطرناک و نامطلوب است.کلیه الحاقات ساختمان که استفاده از آنا ضروری است،باید کاملاً مسلح و مهار شده باشند.ابعاد پیش آمدگی در پلان ساختمان بدون تعبیه ی درزانقطاع به مقادیر محدوداست.دراین صورت محدودیتی برای بعدریگر وجود ندارد،به شرطی که پلان ساختمان به طورنامناسبی نا متقارن نگردد.
    ث) توزیع سختی چه در پلان وچه در ارتفاع بایدتاجایی که امکان دارد یکنواخت باشد.تغییرات ناگهانی سختی که به دلیل تغییرات پلان درطبقات مختلف است،موجب تمرکز شدید خسارت در آن مناطق می گردد.
    ج) درسیستم های سازه ای مختلط،باید از ترکیب سیستم باربر بنایی و بتنی مسلح چه در ارتفاع و چه در پلان اجتناب نمود.مگر این که تحلیل خاصی دراین موردانجام گیرد.درصورتی که ستون های بتنی مسلح منفرد به عنوان اعضای باربرقابل اجتناب نباشد،دیوارهای بنایی بایدبتوانند تمام بارلرزه ای راتحمل نمایند.
    ابعادپلان،ارتفاع ساختمان وتعداد طبقات
    براساس مشاهده خسارات ناشی از زمین لرزه ها،مصالح وسیستم های سازه ای که در اجرای ساختمان های بنایی مورد استفاده قرار می گیرند و باتوجه به دانش فنی رایج و فناوری اجرایی،کشورهای مختلف ازجمله هندوستان ومنطقه بالکان حدود خاصی رادرابعادپلان وارتفاع ساختمان های بنایی درآیین نامه های لرزه ای خود مقرر می دارند. شباهت منطقه ی بالکان و خصوصیات ساختمان های آن باشرایط ساخت و ساز کشورما،استفاده از این آیین نامه ها رابرای ما نیز ممکن می سازد.این محدودیت ها بر اساس لرزه خیزی منطقه،لرزه خیزی کم(L)،متوسط(M)وزیاد(H)درآیین نامه ها تعریف شده اند.
    اخیراً تحقیقات قابل توجهی،دررابطه با رفتار ساختمان های بنایی ودیوارهای تحت شرایط لرزه ای صورت گرفته ودرحال انجام است.دراین مورد افزایش مقاومت وشکل پذیری دیوارهای بنایی که درآنها از تسلیح افقی و قائم استفاده شده است، جلب توجه می نماید. بدین ترتیب نتایج تحقیقات نشان می دهند که می توان محدودیتهای ابعادی ذکرشده را تخفیف داد.بااین وجود براساس نتایج نهایی کار،محدودیتهایی که دربخش های زیرتوصیه گردیده است قابل توجه است.
    ابعاد پلان
    به منظور کاهش اثرات اختلاف درجه حرارت،جمع شدگی وافت بتن مسلح در طبقات،نشت خاک در ساختمان های کشیده و طویل وهمچنین اجتناب از اثرات ناشی از تفاوت های حرکت زمین در طول ساختمان، طول ساختمان مصالح بنایی یا بخش های تفکیک گشته آن باید به۴۰متر درنواحی لرزه باشدت زیاد(H)وبه ۵۰متردرنواحی باشدت های متوسط(H)وکم(L)محدود گردد.
    همچنین به منظور محدود کردن خسارت ناشی از اثرات پیچشی ساختمان ها هنگامی که در معرض زمین لرزه قرار می گیرند،نسبت طول به عرض ساختمان های بنایی نباید از ۵/۳ تجاوز نماید.
    درصورتی که دروضعیت خاک محل،نامناسب باشد،محدودیت هایی در نظر گرفته شده باید باشرایط خاک تغییر یابند.
    ارتفاع و تعداد طبقات
    ارتفاع ساختمان و تعداد طبقات باید با توجه به سیستم سازه ای و لرزه خیزی منطقه محدود گردد.
    ارتفاع ساختمان فاصله ی قائم تراز زمین(یا کف زیر زمین) تا بالای کف طبقه ی فوقانی ساختمان به حساب می آید.چنان چه زیرزمین جزء طبقات منظور نمی گردد.حداکثر تعداد طبقات زیر زمین یک طبقه است.
    جدول زیر مقادیر توصیه شده ای برای حداکثر ارتفاع انواع ساختمان ها و حداکثر تعداد طبقات برای سیستم های سازه ای مختلف و مناطق با لرزه خیزی مختلف ارائه می دهد.
    نوع سیستم سازه ای لرزه خیزی منطقه
    کم متوسط زیاد
    خنثی H 3 3 3
    n 1 1 –
    مصالح بنایی معمولی H 9 6 3
    n 3 2 1
    مصالح بنایی مسلح H 18 14 11
    n 5 4 3

    مقطع قائم ساختمان
    به طور کلی ترجیح دارد ساختمان فاقد پیش آمدگی در مقاطع قائم باشد و در صورت ایجاد پیش آمدگی باید ضوابط زیر رعایت گردند:
    الف) طول جلو آمده ی طره در مورد بالکن های سه طرف باز از۲۰/۱متر و برای بالکن های دوطرف باز از۵۰/۱متربیشترنباشد و طره ها به خوبی در سقف طبقه مهار شوند.در صورتیکه طول جلو آمده ی طره از حدود فوق تجاوز نمایند،طره باید در برابر نیروی قائم زلزله محاسبه گردد.
    ب‌) پیش آمدگی ساختمان در مقطع قائم به طوریکه بالا به صورت طره جلوتر از طبقه پایین باشد تنها با رعایت شرایط زیر مجاز است:
    ۱- طول جلو آمده ی طره از ۱ متربیشتر نباشد؛
    ۲- سازه قسمت پیش آمده طوری طراحی شود که هیچ یک از دیوارهای آن،بار سقف ویا دیوارهای فوقانی را تحمل نکند؛
    ۳- دیوارهای قسمت پیش آمده،به وسیله ی کلاف های قائم فولادی و یا بتن مسلح با اتصال مناسب نگه داشته شوند و دو سر کلاف در عنصر سازه ای کف و سقف گیر دار شوند.
    کلاف بندی باید به نحوی انجام گیرد که اولاً هر کلاف حداکثر۲متر از دیوار را نگه دارد و ثانیاً دو طرف پنجره های با عرض بیشتر از۲مترنیز دارای کلاف باشد.حداقل مقطع و میل گرد گذاری این کلاف های قائم، مطابق کلاف های معمولی قائم ساختمان می باشد:
    آییین نامه ی ۲۸۰۰ایران احداث اختلاف سطح دریک طبقه ی ساختمان را مجاز نمی داند و اعلام می دارد، در صورت اختلاف سطح بیش از۶۰سانتی متر باید دیوارهای حدفاصل دو قسمتبی که اختلاف سطح دارند، با کلاف بندی اضافی مناسب تقویت شوند ویا اینکه دو قسمت ساختمان بوسیله ی درز انقطاع از یکدیگر جدا شوند.
    آیین نامه ی ۲۸۰۰ایران حداکثر تعداد طبقات ساختمان های با مصالح بنایی،بدون احتساب زیرزمین را برابر۲طبقه می داند و همچنین تصریح می کند که تراز روی بام نسبت به متوسط تراز زمین مجاور نباید از۸متر جاوز نمایند.دراینآیین نامه حداکثر ارتفاع طبقه(از روی کلاف افقی زیرین تا زیرسقف)۴ متر می باشد واعلام می دارد در صورت تجاوز از این حد،علاوه بر کلاف بندی معمول، باید یک کلاف افقی اضافی در داخل دیوارها و در ارتفاع حداکثر ۴ متر از روی کلاف زیرین تعبیه گردد.بدین ترتیب می توان ارتفاع طبقه را حداکثر تا۶متر افزایش داد. همانطور که ملاحظه می گردد، این آیین نامه ضوابطی به تفکیک نوع ساختمان بنایی یا لرزه خیزی منطقه ارائه نمی دهد.
    توزیع دیوارها
    به منظور دستیابی به یک رفتار مناسب در ساختمانی که در معرض زمین لرزه قرارمی گیرد، دیوارهای بنایی باید به صورت یک نواخت و متقارن در دو جهت ساختمان توزیع گردند و در تعداد و مقاومت برای مقابله با نیروی جانبی کفایت نمایند، تا با تحمل یکنواخت نیروی افقی زلزله ،پیچش در ساختمان به حداقل برسد. دیوارها باید به گونه ای به سقف ها متصل گردند که هر سقف بتواند به عنوان ی دیافراگم صلب افقی،نیروهای اینرسی را نسبت سختی بین دیوارها پخش کند.
    از دیدگاه سیستم سازه ای، دیوارها در یک ساختمان بنایی به دو صورت تعریف می شوند:
    الف) دیوارهای سازه ای، که قادر به تحمل وزن خود و بارهای قائم و افقی که بر آنها وارد می شوند هستند؛
    ب‌) دیوارهای ناسازه ای، که تنها نقش جداکردن فضاها را دریک ساختمان ایفا می نمایند.وزن آنها به وسیله ی کف ها به دیوارهای سازه ای منتقل می گردد.
    دیوارهای سازه ای در دو گروه قابل طبقه بندی می باشند:
    الف) دیوارهای باربر، که بارهای قائم ناشی از کف های سازه ای، وزن خود و بارهای افقی را تحمل می کنند؛
    ب‌) دیوارهای برشی یا طولی، که وزن خود وبارهای افقی را تحمل می نمایند.
    با توجه به اهمیت دیوارهای سازه ای، حداقل ضخامت در این دیوارها باید۴۰ سانتی متر برای ساختمان های خشتی و سنگی و۲۰ سانتی متر برای ساختمان های آجری یا با بلوک باشد.در این دیوارها علاوه بر مقاومت،پایداری آنها نیز باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد. از این رو آیین نامه ی ۲۸۰۰ایران تعیین حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع دیوارهای با مصالح بنایی را با استفاده از دستورالعمل ها ی مناسب لازم دانسته و تصریح می نماید،این نسبت از۱/۰برای دیوارها ی باربر۱۲/۱برای دیوارهای غیر باربر مهار نشده کمتر نباشد.
    استاندارد۵۱۹ایران،حداقل بارهای وارده بر ساختمان ابنیه ی فنی،ارتفاع آزاد دیوارها و همچنین فاصله ی تکیه گاه های جانبی را بر حسب ضخامت دیوار محدود نماید.
    به منظور حصول رفتاری مناسب برای سیستم های بنایی مختلف، فاصله ی بین دیوارهای سازه ای، با توجه به لرزه خیزی منطقه باید محدود گردد.این محدودیت ها در جدول آمده است:

    ادامه مطلب...
  • به منظور مقاوم سازی و تقویت درب و پنجره های تولیدی، از پروفیل های گالوانیزه با ضخامت مناسب در داخل پروفیل های UPVC استفاده می شود. به کارگیری پروفیل گالوانیزه در داخل پروفیل اصلیUPVC و پیچ شدن یراق آلات روی قطعات تقویت شده ، ضمن جلوگیری از خطر هرز شدن پیچ ها و افتادگی بازشوی پنجره ها ، مقاومت درب و پنجره های ساخته شده را نیز افزایش می دهد.
    از دیگر خواص استفاده از پروفیل های گالوانیزه در داخل پروفیل هایUPVC بالابردن استقامت آن ها در برابر فشار باد و فشارهای وارده از طرف ساختمان به درب و پنجره است ، چرا که در ارتفاعات زیاد (در برج ها) نیروی باد بطور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد و در طبقات پایین در اثر نشست ساختمان پنجره ها در معرض فشار بیشتری قرار می گیرند.
    هر چقدر فشارهای وارده به پنجره بیشتر بوده و سطح پنجره بزرگتر باشد ضخامت پروفیل های گالوانیزه باید بیشتر شود ؛ این ضخامت از ورق 1 میلیمتر شروع شده و برحسب مورد تا ضخامت2 میلیمتر نیز می رسد . نوع معمول آن ضخامت 1.25 میلی متر است .

    ادامه مطلب...
  • درست زمانی که بحث های داخلی در آمریکا میان دولت و اعضای جمهوری خواه کنگره به منظور تصویب «برجام» (برنامه ی جامع اقدام مشترک) به اوج خود رسیده است موسسه ی «علوم و امنیت بین المللی» (ISIS) در آمریکا ادعای تازه یی علیه برنامه ی هسته یی ایران مطرح کرده است. این موسسه چهارشنبه گذشته پنجم اوت (پانزدهم مرداد ماه) با انتشار تصاویری ماهواره یی ادعا کرد که ایران در تاسیسات پارچین به منظور پاکسازی این پایگاه، فعالیت هایی انجام داده است؛ ادعایی که با واکنش تند مقام های جمهوری اسلامی ایران مواجه شد و نمایندگی کشورمان در سازمان ملل با صدور بیانیه یی این ادعاها را مضحک و تکرار همان سناریوهای تکراری و پوسیده یی دانست که در گذشته بارها تکرار شده و هر بار واهی بودن آن ها به اثبات رسیده است. از 12 سال پیش تاکنون قصه پردازی های زیادی در ارتباط با سایت نظامی پارچین صورت گرفته است. اکنون ترمیم جاده یی در مقابل سد «ماملو» در نزدیکی پارچین برای تردد ماشین های راهسازی به سوژه یی تازه برای اختلاف افکنان و کارشکنان توافق هسته یی تبدیل شده است؛ بی توجه به اینکه این منطقه ی وسیع در بردارنده ی بخش های نظامی، صنعتی، اداری و همچنین مسکونی است. به منظور بررسی عمیق تر این موضوع لازم است نگاهی گذرا به عملکرد موسسه ی علوم و امنیت بین المللی و «دیوید آلبرایت» موسس و رییس این موسسه داشت. هرچند موسسه ی علوم و امنیت بین الملل خود را به عنوان موسسه یی غیرانتفاعی و بی طرف با اهداف گزارش دهی بی طرفانه در ارتباط با منع گسترش سلاح های اتمی، شفاف سازی از اقدام ها و فعالیت های هسته یی در سراسر جهان و همچنین تقویت رژیم منع گسترش سلاح های هسته یی به جهانیان معرفی کرده است اما نقض آشکار در این اصول اعلام شده بارها از سوی این موسسه ی نزدیک به رژیم صهیونیستی مشاهده شده است. نمونه های بارز نقض این اصول را می توان در پیوند با فعالیت های هسته یی ایران آشکارا مشاهده کرد. این موسسه ی به اصطلاح تحقیقاتی بارها با جمع آوری و انتشار اسناد غیرواقعی از تاسیسات و فعالیت های هسته یی صلح آمیز ایران به ویژه سایت نظامی پارچین توانسته است به بازویی برای لابی صهیونیستی آیپک (کمیته ی روابط عمومی آمریکا- اسراییل) و گروه های تندرو در آمریکا و محوری برای شایعه پراکنی به سود این گروه ها مبدل شود. ارتباط نزدیک نیروهای فعال در آیپک همچون «استیون روزن» و «چاس فریمن» با آلبرایت و حمایت مالی این افراد از موسسه ی تحقیقاتی زیر کنترل وی بر جهت گیری های ضدایرانی این موسسه افزوده است. این موسسه در ادامه ی سیاست های ایران هراسانه ی خود در سال 2014 ادعا کرد که ایران به بمب اتم دست خواهد یافت. بر اساس همین قصه پردازی ها و ادعاهای بی اساس بود که پارچین 2 بار (در دی ماه 83 و آبان ماه 84) از سوی بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی مورد بازرسی قرار گرفت اما در این بازرسی ها هیچ گونه اثری از موارد ادعایی موسسه ی علوم و امنیت بین الملل مبنی بر آزمایش های اتمی در پارچین مشاهده نشد و آن ها هیچ مدرکی دال بر انحراف در برنامه ی هسته یی ایران به دست نیاوردند. کارشکنی های ISIS حتی پس از «طرح اقدام مشترک» میان ایران و 1+5 نیز ادامه یافت و سال گذشته در حین بازار داغ گفت و گوها، رییس این موسسه، ایران را به نقض توافق متهم و تاکید کرد که تهران در سانتریفیوژهای IR5 گاز اورانیوم وارد کرده است؛ این موضوع با مفاد توافق ژنو در تضاد بود چرا که ایران در این توافق پذیرفته بود که از این نسل سانتریفیوژ استفاده نکند. این توطئه ها نیز کار به جایی نبرد تا این که ایران و 1+5 در نهایت چهاردهم ژوییه (بیست و سوم تیرماه) به توافقی تاریخی در وین دست یافتند. بیش از سه هفته است که متن برجام برای اعلام نظر نهایی در اختیار کنگره ی آمریکا قرار گرفته است و کنگره تا هفدهم سپتامبر (بیست و ششم شهریورماه) مهلت دارد تا متن توافق صورت گرفته را تصویب یا رد کند. از سوی دیگر آژانس نیز طبق توافق با ایران تا پانزدهم دسامبر (بیست و چهارم آذرماه) فرصت دارد تا نظر و گزارش نهایی خود را در ارتباط با فعالیت های هسته یی ایران به شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی ارایه دهد. بنابراین در این شرایط طبیعی است که مخالفان توافق هسته یی ایران و غرب از هیچ تلاش و کوششی برای به بن بست کشاندن این توافق دریغ نکنند. پرواضح است توافق هسته یی نه تنها از سوی 1+5 بلکه از جانب سایر کشورهای جهان به ویژه اتحادیه ی 28 عضوی اروپا مورد قبول واقع شده است و مخالفت این افراد و گروه ها با توافق ناشی از منافع و مصالح آن ها است ضمن این که این توافق بدون شک توانمندی ایران را در همه ی زمینه ها بالا می برد و رژیم صهیونیستی را در انزوایی بیشتر فرو خواهد برد. البته سناریوی دیگری نیز در پیوند با چرایی طرح و تکرار قصه پردازی ها درباره ی پارچین وجود دارد و آن تلاش مخالفان توافق جهت کسب آگاهی از متن توافق صورت گرفته میان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی است. تیم های مذاکره کننده ی ایرانی و طرف مقابل برای مقابله با همین کارشکنی ها خارج از متن برجام به توافق جداگانه یی با آژانس اقدام کردند. از این رو، «یوکیا آمانو» مدیرکل آژانس که چند روز پیش به کمیته ی روابط خارجی سنا دعوت شده بود به رغم اصرار جمهوریخواهان مخالف از توضیح جزییات توافق با ایران خودداری کرد؛ مقاومتی که موجبات نارضایتی شماری از سناتورهای جمهوریخواه از جمله «باب کورکر» رییس این کمیته را فراهم کرد. در مجموع، باوجود تکرار دعاها و قصه پردازی های موسسه های وابسته به لابی صهیونیستی در آمریکا و در پی آن بازرسی های مداوم از ایران تاکنون هیچ مدرک و نشانه یی دال بر تلاش تهران برای ساخت سلاح های اتمی به دست نیامده است و مانور تبلیغاتی مخالفان توافق و تکرار ادعاهای بی اساس ِآن ها هدفی جز بر هم زدن فضای تفاهم ندارد. در پایان جای طرح این پرسش است، اندیشکده ها و موسسه های تحقیقاتی همچون ISIS که با استناد به خاکبرداری و آسفالت جاده ی نشست کرده در منطقه ی پارچین به این اندازه تیزبین و ریزنگر شده آیا تاکنون تلاشی در ارتباط با فعالیت های هسته یی اروپا و آمریکا انجام داده است و آیا فعالیت های غیرصلح آمیز رژیم صهیونیستی با بیش از 200 کلاهک هسته یی جای تحقیق، بررسی و افشاسازی ندارد؟ 

     

    ادامه مطلب...
  • روابط چین و آمریکا را شاید بتوان پیچیده ترین، گسترده ترین و در همین حال پرچالش ترین روابط در میان قدرت های بزرگ دانست؛ روابطی که با تاثیرپذیری از متغیرهای گوناگون و پرشمار، دارای نوسان ها، فراز و فرودها و حتی پیش بینی ناپذیری های خاص خود بوده است. در وضعیت کنونی اگر چه این روابط همچنان سرشت پیچیده و گاه متناقض خود را حفظ کرده، اما به دلیل افزایش دامنه و حجم مناسبات در زمینه های گوناگون از فاصله ی کانون های فرازین و فرودین نمودار نوسان در آن کاسته شده است. «باراک اوباما» رییس جمهوری آمریکا روز دوم مهر در حالی از رییس جمهوری چین در کاخ سفید استقبال کرد که این نخستین سفر شی به آمریکا از زمان روی کار آمدن در سال 2013 میلادی (1392 خورشیدی) است. از دید بسیاری از تحلیلگران، هرچند اختلاف های بسیاری میان این 2 قدرت بزرگ جهانی وجود دارد، اما رهبران پکن و واشنگتن کشور تلاش می کنند تا این اختلاف ها را کاهش دهند؛ اختلاف هایی که از دیرباز و زمان زمامداری رهبران پیشین چین آشکارتر از امروز بود. به نظر می رسید که شی با رهبران پیشین چین از جمله «هو جین تائو» رییس جمهوری پیشین تفاوت هایی در نگرش به غرب دارد. او به فرهنگ آمریکا علاقمند است و از کتاب های «مارک تواین» و «ارنست همینگوی» و همچنین سریال های تلویزیونی آمریکا سخن می گوید که به احتمال زیاد ناشی از دوره ی اقامت وی در آمریکا (در سال های میانی دهه ی 80 میلادی) است. چنین ملاحظاتی سبب شد تا پس از روی کار آمدن شی در مارس 2013 ، برخی با خوش بینی بیشتری به آینده ی روابط پکن و واشنگتن بنگرند؛ خوشبینی که البته در عرصه ی عمل مصداق قابل انتظار را نیافته است. بسیاری از صاحبنظران، روابط آمریکا و چین را مهمترین روابط دوجانبه از منظر تاثیرها و پیامدهای آن بر سیاست و نظام بین الملل کنونی و آینده دانسته اند. این برآورد بیراه نیست زیرا این روابط از یک سو تعامل راهبردی میان 2 ابرقدرت در عرصه ی نظام بین الملل در دوران پساجنگ سرد است و از دیگر سو مسایل همگرایانه و واگرایانه ی متعددی در روابط کنونی 2 کشور وجود دارد؛ مسایلی که دارای ظرفیت اثرگذاری بر فرایندهای کلان بین المللی و منطقه یی است. از منظر آمریکا، همکاری با چین برای تامین منافع اقتصادی و امنیتی ضروری است و از دید چینی ها نیز همکاری با آمریکا به علت های گوناگونی مانند کمک به رشد اقتصادی و فناورانه ی چین و حفظ ثبات جهانی و منطقه یی اهمیت و اولویت دارد. با این حال، مشکل مهمی که رهبران پکن با آن رو به رویند نگرانی بسیاری از کشورهای غربی به ویژه آمریکا از رشد قدرت چین در حوزه های نظامی و اقتصادی و پیرو آن افزایش سریع قدرت این کشور در صحنه ی بین المللی است. به عبارت دیگر، در حالی آمریکا بیشترین مناسبات اقتصادی را با چین دارد که این پرسش برای بسیاری در آمریکا ایجاد شده که «ظهور و قدرت گیری چین» چه تاثیرهایی بر نظم بین المللی و منطقه یی برجای خواهد گذاشت و رهبران چین نیز با این مشکل مواجه اند که بسیاری در آمریکا به آنان به مانند یک تهدید نگاه می کنند. با چنین پیشینه یی از همکاری ها و رقابت ها و با توجه به اهمیت سفر رییس جمهوری چین به واشنگتن نکته هایی قابل ذکر است: 1- روابط آمریکا و چین در دهه های گذشته، فراز و فرود های بسیاری به خود دیده است. از زمان پیروزی انقلاب ملی گرایان در چین در سال 1911 و سپس تسلط نیروهای سوسیالیستی بر پکن در سال 1949 میلادی، تاکنون الگوهای گوناگونی در طیفی با 2 سوی تعارض و تعامل بر روابط چین و آمریکا حاکم شده است. در وضعیت کنونی، آنچه در مناسبات دوجانبه مشهود است، ورود پکن و واشنگتن به عرصه یی گسترده از رقابت و همکاری است که 2 کشور ضمن حفظ همکاری در بخشی از حوزه ها به ویژه حوزه های دیپلماتیک و اقتصادی در عرصه های امنیتی، نظامی و حتی فرهنگی رقابت ها را تشدید کرده اند. 2- مناسبات اقتصادی آمریکا و چین را می توان مهمترین نمونه ی همکاری های دوجانبه دانست. در سفر اخیر شی، این حوزه از مناسبات مورد توجه 2 طرف قرار گرفت. سفر رییس جمهوری چین به شهر صنعتی سیاتل آمریکا و تاکید بر گسترش مناسبات اقتصادی میان 2 کشور نشان از تقویت این روند دارد. در سال های میانی دهه ی 1970میلادی و با عادی شدن روابط 2 کشور، سطح مبادله های اقتصادی چین و آمریکا حدود 13 میلیون دلار بود که این رقم در سال 1979به حدود 45 میلیارد دلار رسید. در فاصله 10 ساله ی 1979 تا 1989 میلادی، واردات چین از آمریکا 15 درصد و صادرات این کشور به آمریکا 22 درصد افزایش داشت. حجم روابط تجاری از آن پس به سیر صعودی خود ادامه داد و در سال 2013 میلادی میزان مبادله های 2 کشور از مرز 562 میلیارد دلار گذشت. 3- حوزه ی نظامی- امنیتی را می توان پرتنش ترین وجه مناسبات 2 کشور دانست. چین به پشتوانه ی رشد 10 درصدی اقتصادی طی یک دهه ی گذشته، دست به نوسازی ارتش خود زده است. بودجه ی نظامی رسمی چین در دوره ی زمانی 2000 تا 2011 میلادی سالانه بطور میانگین 11.8 درصد افزایش داشته و در سال 2015 به 145 میلیارد دلار رسید. چنین سطحی از افزایش بودجه ی نظامی همراه با تنش های مزمن پکن با آمریکا و متحدان منطقه یی این کشور نظیر ژاپن، کره ی جنوبی و تایوان در محدوده ی آب های «دریای چین جنوبی» و «دریای چین شرقی» باعث شده تا واشنگتن از توسعه طلبی پکن نگرانی هایی داشته باشد. همچنین چین بارها اعلام کرده مداخله جویی آمریکا در حوزه ی آسیا- اقیانوس آرام و ایجاد ترتیبات امنیتی برای مهار چین در قلمروی سرزمینی این کشور را برنخواهد تافت. 4- جاسوسی اطلاعاتی- سایبری یک موضوع چالش برانگیز در روابط آمریکا و چین است که با توجه به اهمیت روزافزون آن در واشنگتن و پکن با دیدگانی نگران به آن نگریسته می شود. هر 2 کشور در سال های اخیر با توجه به تهدیدهای متقابل، تمرکز بسیاری بر حوزه ی فضایی و سایبری داشته اند. البته رییس جمهوری چین در سفر خود به آمریکا موضوع جاسوسی اطلاعاتی از آمریکا را رد و اعلام کرد که کشورش حاضر است در این باره با آمریکا همکاری کند. رییس جمهوری آمریکا نیز در نشست خبری مشترک خود با رییس جمهوری چین اعلام کرد هر 2 کشور توافق کرده اند اقدام به جاسوسی سایبری اقتصادی علیه یکدیگر نکنند. در این میان البته به موضوع جاسوسی اطلاعاتی در حوزه ی امنیت ملی اشاره ی مستقیمی نشده است. 5- یکی دیگر از زمینه های تعامل پکن و واشنگتن همکاری در زمینه ی تغییرات اقلیمی و چالش های زیست محیطی به ویژه همکاری برای کاهش گازهای گلخانه یی است. چین و آمریکا در مجموع نزدیک به 45 درصد از گاز دی اکسید کربن جهان را تولید می کنند و بالاترین سهم را در آلودگی زیست محیطی کره ی زمین دارند. در سفر رییس جمهوری چین به آمریکا این موضوع مورد بررسی قرار گرفت و 2 کشور بر این موضوع تاکید کردند که باید تلاش کنند تا میزان تولید گازهای گلخانه یی خود را تا سال 2025 میلادی بین 26 تا 28 درصد کاهش دهند. فرجام سخن اینکه آمریکا و چین به عنوان 2 قدرت بزرگ جهانی تلاش دارند همزمان با پیشبرد رقابت های راهبردی در زمینه های گوناگون و کسب دست برتر به ویژه در حوزه های اقتصادی و نظامی، به صورت بیشینه از مزیت های همکاری متقابل بهره جویند و رقابت های پیش رو را به صورت مدیریت شده و همراستا با افزایش قدرت ملی و منزلت جهانی گام به گام به پیش برند. 

     

    ادامه مطلب...
  • روحانی دوشنبه شب ششم مهرماه به وقت تهران، در نشست هفتادم مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. ضرورت مسوولیت پذیری بانیان حادثه ی «منا»، لزوم ایجاد جبهه ی متحد مبارزه با افراط گرایی و خشونت، تحقق حقوق هسته یی به رغم بی عدالتی ها، ضرورت همکاری میان کشورهای منطقه پس از «برجام» و در نهایت توجه و تمرکز جهانی بر صلح و توسعه از مهمترین پیام ها و محورهای مورد تاکید وی در این سخنرانی بود. 1-ضرورت مسوولیت پذیری سبب سازان حادثه ی منا بی کفایتی و بی مسوولیتی اداره کنندگان مراسم حج بار دیگر فاجعه آفرید و امسال به شکلی اسفناکتر از هر سال، هزاران مسلمان از جمله صدها زایر ایرانی در عید قربان جان خود را از دست دادند. این در حالی است که مقام های عربستان سعودی طی روزهای اخیر با سرپوش گذاشتن بر بی کفایتی خود، در تلاش برای فرار از بار مسوولیت حادثه و حتی فرافکنی بوده اند و در رسیدگی به امور حادثه دیدگان و حتی شناسایی قربانیان بیشترین کارشکنی را صورت داده اند. در چنین فضایی، اهمیت غیرقابل انکار نشست مجمع عمومی سازمان ملل مانع از آن نشد تا رییس جمهوری کشورمان به آسانی از رخدادهای منا گذر کند و پیگیری این فاجعه را اندکی فروگذارد. در همین پیوند، روحانی نخستین محور سخنرانی خود را به این حادثه ی اختصاص داد. روحانی در سخنان خود از مقام های ریاض خواست تا به مسوولیت بین المللی خود در تامین دسترسی کنسولی فوری برای شناسایی سریع و بازگرداندن بدون تاخیر اجساد مطهر عمل کنند. وی همچنین بر اهمیت بررسی مستقل و دقیقِ علت های این فاجعه و روش های پیشگیری از تکرار آن تاکید کرد. پس از ایراد این سخنان بود که رییس جمهوری برنامه های از قبل پیش بینی شده ی خود را ناتمام گذاشت و برای حضور در مراسم استقبال از حاجیان جانباخته ی مکه به کشورمان بازگشت. هرچند دولت تدبیر و امید همزمان با تلاش برای بهبود روابط با کشورهای فرامنطقه، از هیچ کوششی در بهبود روابط با کشورهای همسایه فروگذار نکرده است اما شماری از اقدام های خصمانه ی برخی دولت ها به ویژه عربستان سعودی تاکنون مانع از بهبود روابط شده است. در حادثه ی منا نیز سعودی ها با نوع رفتار خود نشان دادند که به دنبال پاسخگویی به حسن نیت ایران با زبانی غرض ورزانه هستند. در این میان، سخنان روحانی خطاب به سران ریاض به نوعی بازروایی سیاست تعامل سازنده در پیوند با پیگیری حقوق شهروندان ایرانی و تذکر به حاکمان سعودی برای عمل به مسوولیت های انکارناپذیر در قبال مسلمانان و به ویژه زایران ایرانی بود. 2- لزوم ایجاد جبهه ی مبارزه با افراط گرایی مبارزه با خشونت و افراط گرایی در طول سه دوره ی حضور روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد همواره به عنوان نقطه ی محوری سخنان وی خود را نشان داده است. روحانی در حالی در هفتادمین نشست مجمع، کشورهای جهان را به ایجاد «جبهه ی متحد مبارزه با افراط گرایی و خشونت» دعوت کرد که با توجه به اهمیت موضوع در نشست های پیشین نیز بارها بر این ایده پای فشرده بود. طرح «جهان علیه خشونت و افراطی گری» در نشست شصت و هشتم از ابتکارهای رییس جمهوری کشورمان بود که مورد استقبال کشورهای جهان قرار گرفت و با همراهی 190 کشور عضو مجمع تصویب شد. در آن زمان گروه تروریستی داعش تازه سربرآورده بود و در بخش هایی از سوریه به دهشت افکنی و کشتار را گسترش می داد. متاسفانه با وجود استقبال کشورهای عضو مجمع از این طرح، گام های عملی برای اجرایی سازی این ایده برداشته نشد که مسوولیت اصلی این سهل انگاری متوجه قدرت های غربی بود. در شصت و نهمین نشست سالانه ی مجمع دیگر بار رییس جمهوری کشورمان بر طرح ابتکاری خود تاکید کرد. در آن زمان گروه تروریستی داعش از مرزهای سوریه گذشته و وارد عراق شده بود. امروز برای بار سوم زمانی روحانی شعار ایجاد جبهه ی مبارزه با افراط گرایی را سر می دهد که کشورهای خاورمیانه در گرداب ناامنی دست و پا می زنند و دولت های غربی بیش از پیش تهدیدهای گسترش تروریسم و خشونت را پیش روی خود می بینند. در همین پیوند، راهکارهایی نظیر تدوین و نگارش برنامه ی جامع اقدام مشترک به عنوان عاملی در کاهش شکاف ها و اختلاف های جهانی و نیز منطقه یی می تواند زمینه ساز رفع فقر، فساد، دیکتاتوری و در نهایت افراطی گری شود. در این زمینه با بهره گیری از الگوهای دیپلماتیک و سیاسی که سبب دستیابی به برجام شد می توان با ایجاد حرکتی جمعی و جهانی بحران و معضل جدی افراطی گری و خشونت را خشکاند. در این فضا، بمباران غیرنظامیان و ترویج خشونت پایان خواهد یافت و پس از آن می توان انتظار فرایندهایی را در منطقه داشت که در آن مردم بدون نزاع درونی و مداخله های خارجی بر خود حکومت کنند. البته در این میان نمی توان از نقش حامیان و بانیان گروه های دهشت افکن غافل ماند. گروه های تروریستی به شکل امروزی تا قبل از حمله ی آمریکا و متحدانش به افغانستان وجود نداشت. بنا براین، حمله ی نظامی آمریکا به افغانستان در سال 2001 و عراق در سال 2003 نه تنها کمکی به حل معضل تروریسم در منطقه نکرد بلکه بر گستره و پیچیدگی این بحران نیز افزود. به این ترتیب می توان گفت اینک برای رویارویی با بحران های کنونی، قدرت های منطقه یی و فرامنطقه یی به ویژه آمریکا مسوولیتی سنگین تر از دیگران دارند. 3-تحقق حقوق هسته یی به رغم بی عدالتی ها دیگر محور سخنان رییس جمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل به پیشینه ی فعالیت های هسته یی ایران برمی گردد. به رغم تلاش ایران برای اثبات صلح آمیز بودن فعالیت های هسته یی خود طی یک دهه، تا زمان توافق تاریخی وین، غرب و مجامع بین المللی از پذیرش حقوق هسته یی کشورمان خودداری کردند. جمهوری اسلامی ایران ضمن اینکه عضوی از اعضای «پیمان منع گسترش سلاح های هسته یی» (ان. پی. تی) به شمار می رود و به صورت داوطلبانه نیز «پروتکل الحاقی» را اجرا می کند اما سالیان سال با بی عدالتی جهانی رو به رو بود. تحریم های تحمیلی زیر 6 قطعنامه ی سنگین شورای امنیت سازمان ملل تنها گوشه یی از این اقدام های ناعادلانه بود حال آن که ایران بر اساس فتوای رهبری و همچنین دکترین دفاعی خود هرگز در پی تولید و کاربرد سلاح های هسته یی نبوده است. به دنبال تلاش های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، امروز قدرت های جهانی و آژانس بین المللی انرژی اتمی از ادعاهای واهی گذشته ی خود عقب نشسته اند. در همین پیوند بود که رییس جمهوری کشورمان اقدام سازمان ملل در پذیرش حقوق هسته یی ایران و صدور قطعنامه ی 2231 را - که لغو همه ی قطعنامه های گذشته را به دنبال دارد- نخستین تصمیم درست این سازمان در برابر ایران دانست. تکیه بر ابزار دیپلماسی و گفت وگو نقش چشمگیری در اثبات حقانیت و پذیرش حقوق هسته یی ایران داشت؛ گفت وگوهایی که نزدیک به 2 سال میان ایران و 6 قدرت جهانی در قالب مذاکرات 1+5 ادامه یافت تا سرانجام در تیرماه امسال به توافق جامع و نهایی رسید. از طرفی پایداری ایران در مقابل موجی از تحریم های جهانی باعث شد تا غرب از کاربرد این ابزار فرسوده دست بکشد و دیپلماسی را برای حل این بحرانی 12 ساله برگزیند. 4-ضرورت همکاری میان کشورهای منطقه پس از برجام دستیابی ایران و 6 قدرت جهانی به «برنامه ی جامع اقدام مشترک» می تواند آغازی بر مناسبات تازه باشد. در همین راستا بود که روحانی در سخنان خود تاکید کرد:«امروز، فصل جدیدی در روابط ایران با جهان آغاز شده است.» مردم در خردادماه 1392 خورشیدی با بیش از 18 میلیون رای، رویکرد تعامل سازنده با جهان را به جای رویکردهای پیشین برگزیدند. به این ترتیب، مذاکرات هسته یی بر بستر تعامل سازنده به پیش رفت و اختلاف های هسته یی که بیش از یک دهه محل چالش و تنش بود با «تفاهم لوزان» و سپس «توافق وین» رو به پایان است. حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف ها در پرونده ی هسته یی ایران پس از این نیز می تواند به عنوان الگویی پایدار برای حل و فصل دیگر تعارض ها مورد توجه قرار گیرد. افزون بر آن، این توافق همان طور که رییس جمهوری در سخنان خود به آن اشاره کرد می تواند سرآغاز دوره یی تازه باشد و پیامدهای مثبتی را برای صلح در منطقه به ارمغان آورد. بنا بر این، در نظر گرفتن توافق هسته یی به عنوان هدف، بسیار ساده انگارانه است و این دستاورد می تواند به عنوان تحولی در آغازِ راه تلقی شود. اهمیت این توافق برای هموار شدن مسیر آینده به حدی بود که روحانی و «باراک اوباما» همتای آمریکایی وی در سخنرانی اخیر خود، این دستاورد را از مجمع عمومی سازمان ملل به گوش مردم جهان رساندند؛ موضوعی که تنها با کاربرد ابزار دیپلماسی و رایزنی پس از 22 ماه سرانجام به نتیحه رسید. جالب تر آن که گفت و گوهای مهم هسته یی در مهرماه 1392 برای نخستین بار نیز در حاشیه ی همین نشست کلید خورد و بستر برای گفت وگوهای پیچیده و مستمر فراهم شد. در اهمیت راهکار دیپلماتیک رفع اختلاف های هسته یی بود که روحانی در سخنان خود از توافق وین به عنوان «سازه ی استوار» نام برد و تاکید کرد: «برای نخستین بار در تاریخ ملل، 2 طرف به جای مذاکره پس از جنگ برای دستیابی به صلح، پیش از مخاصمه به مصالحه دست یافتند.» 5-صلح و توسعه همجواری و همپیوندی صلح با توسعه از محورهای برجسته در سخنرانی رییس جمهوری بود. پس از تلاش در 2 سال گذشته با هدف بهبود روابط با کشورهای منطقه و فرامنطقه، کشور ما امروز در جایگاهی قرار گرفته است که از دیدگاه جهان دیگر خطر و تهدید تلقی نمی شود و در برابر به عنوان لنگرگاه ثبات به چشم می آید. توافق هسته یی به عنوان دستاوردی مهم و ماندگار، نگاه ها را به سوی ایران متمرکز کرده است تا پس از چند دهه، هیات های اقتصادی، سیاسی و... از سراسر جهان بار دیگر با هدف برقراری و بهبود روابط در زمینه ها و سطح گوناگون راهی ایران شوند. در این فضا تکیه ی صرف بر بدعهدی ها و بی عدالتی های گذشته علیه ایران، شانس پیشرفت و توسعه را از کشور ما سلب خواهد کرد. در این زمینه رییس جمهوری تاکید کرد : «ما جنگ و تحریم را از یاد نمی بریم اما به صلح و توسعه فکر می کنیم.» وی همچنین تصریح کرد: « ما گذشته را فراموش نمی کنیم اما نمی خواهیم در گذشته بمانیم.» بی تردید، ماندن در گذشته موجب از بین رفتن فرصت های پیش رو خواهد شد؛ فرصت هایی که به آسانی حاصل نشده است و نتیجه ی سال ها تلاش و کوشش شبانه روزی مقام های عالی رتبه و همچنین تیم دیپلماسی کشورمان است. 

     

    ادامه مطلب...
  • گرمایش زمین، جدی ترین شکل تغییرات آب وهوایی است که دنیا تاکنون به خود دیده است. زمین، گرم ترین دوران خود را در دهه اخیر تجربه نموده و سال 2005 گرم ترین سال این دهه بوده است. بر اساس تحقیقات محققان مؤسسه تکنولوژی ماساچوست MIT، از دهه 1970 شدت و طول مدت تندبادها و گردبادها افزایش بی سابقه ای داشته است. و این موضوع به خاطر افزایش انتشار گازهای گلخانه ای است که منجر به افزایش میانگین درجه حرارت زمین شده و به همین دلیل است که میزان بارش برف کاهش یافته است. در کل می توان گفت که تمامی ساکنان کره زمین از تاثیرات منفی ناشی از گرمایش جهانی متضرر شده اند.

    با روال کنونی تا سال 2050 بیش از یک میلیون گونه از موجودات زنده اعم از گیاهان و جانوران ناپدید شده و تقریبا از هر ده گونه، یکی از آنها منقرض خواهد شد. به عقیده محققان، در قرن آینده بخش هایی از کره زمین به دلیل گرمای بیش از حد غیر قابل سکونت و به کویر و بیابان تبدیل خواهد شد.

    گرچه در طول حیات این سیاره، آب و هوا به دفعات تغییر پیدا کرده اما پیش بینی شده که سال های نیمه دوم قرن حاضر گرم ترین سال های پانصد سال اخیر خواهد بود و در سال 2100 به علت گرمایش فوق العادۀ کره زمین؛ خشکسالی شدید، گرمای سوزان، فوران های آتشفشانی، زمین لرزه ها و طوفان های سهمناکی را تجربه خواهیم نمود. با شدت یافتن این پدیده، جنگل ها و مراتع فراوانی بر اثر آتش سوزی از بین خواهند رفت. سطح آب دریا در قطبها به دلیل ذوب شدن سریع یخچال های قطبی بالا آمده و بسیاری از جزایر برای همیشه به زیر آب فرو خواهند رفت.

    دلایل گرمایش کره زمین

    بخشی از انرژی خورشید که پس از برخورد با سطح زمین به فضا پراکنده می شود، توسط مولکول های گازهای گلخانه ای (بخار آب، دی اکسید کربن، متان  و...) به سرعت جذب می شود و این حرارت تولید شده نمی تواند از جو زمین خارج شود و در نتیجه دمای کل نواحی زمین افزایش می یابد، گویی که دور تا دور زمین توسط پتویی احاطه شده است.

    نقش پنجره های UPVC در کاهش گرمایش زمین

    یکی از عوامل مهمی که در گرمایش زمین و به دنبال آن افزایش انتشار گازهای گلخانه ای موثر است، استفاده نادرست و گسترده از انرژی گرمایی است. در بیشتر کشورهای صنعتی حدود 35 درصد از کل انرژی مصرفی در بخش ساختمان های مسکونی و تجاری به کار می رود و بیش از نیمی از این مقدار صرف گرمایش و سرمایش ساختمان در فصول گوناگون می شود که می بایست این میزان مصرف انرژی به حداقل رسانیده شود. یکی از روش های موثر در این زمینه، استفاده از عایق دمایی در ساختمان هاست. بدون شک، پنجره های عایق ( پنجره های دوجداره UPVC ) به علت میزان مقاومتی که در برابر انتقال گرما و سرما دارند، در کاهش بار حرارتی و برودتی و در نتیجه عدم نیاز به استفاده بیشتر از سوخت و انرژی در ساختمان ها نقش عمده ای را ایفا می نمایند.

    پنجره ها مهم ترین عوامل مصرف انرژی در ساختمان ها هستند، چرا که بین 30 تا 40 درصد از حرارت داخل ساختمان از طریق در و پنجره های نامناسب اتلاف می شود. پنجره سنتی به منزله حفره ای در دیوار است و انتقال دما توسط این نوع پنجره حدود 10 برابر یک دیوار بتنی معمولی است. علاوه بر این، فریم ها نیز که بخش عمده ای از پنجره را تشکیل داده اند سهم بسزایی در انتقال دما دارند.

    پنجره های UPVC عایق بسیار مناسبی برای سرما و گرما هستند که با استفاده از آنها تا 40 درصد از اتلاف انرژی و در نتیجه از انتشار دی اکسید کربن جلوگیری خواهد شد.

    در کشورهای جهان سوم که دارای مصرف سرانه انرژی بالا اما تولید پایین می باشند، ساختمان ها اغلب دارای پنجره های سنتی می باشند. این موضوع باعث هدر رفتن مقدار زیادی از انرژی گرمایی می شود. در اینحالت به جای اینکه خانه خود را گرم کنیم ؛ انرژی را پرت و دمای کره زمین را بالا می بریم .

    با رعایت اصول اولیه استاندارد در ساختمان، از جمله نصب پنجره های دوجداره UPVC و یا با تعویض پنجره های قدیمی می توانیم انرژی را مدیریت نموده و از مصرف بی رویه انرژی جلوگیری و به نوبه خود در گرم شدن روز افزون کره زمین و خطرات ناشی از آن سهیم نباشیم .

    ادامه مطلب...

ارتباط با ما

 آدرس دفتر: تهران ، میدان توحید ، خیابان توحید ، خیابان اردبیل، پلاک 10 ، طبقه اول ، واحد 1
تلفن ثابت : 66561696-021
تلفن همراه : ۰۹۱۲۱۰۴۲۷۰۵
پست الکترونیکی: info[a]artimandec.ir

logo-samandehi