سبد خرید  (خالی) 0 ريال
سبد خرید  (خالی) 0 ريال
سبد خرید  (خالی) 0 ريال
سبد خرید  (خالی) 0 ريال

خرید کاغذ دیواری آمریکایی

  • سرانجام رایزنی های انجام گرفته در 2 سال گذشته باعث شد تا قفل سفارتخانه های ایران و انگلیس پس از چهار سال باز شود و با سفر «فیلیپ هاموند» وزیر امور خارجه ی انگلیس به تهران بار دیگر روابط 2 کشور شکلی عادی به خود بگیرد. به نظر می رسد این اقدام می تواند تحولی تازه و جدی در روابط ایران با اروپا و به ویژه انگلستان به شمار آید. پیشینه ی روابط ایران و انگلیس (بریتانیا) به بیشتر از چند قرن پیش (قرن شانزدهم میلادی) بازمی گردد. اما روابط سیاسی و اقتصادی ایران و انگلیس پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران با فراز و نشیب هایی روبرو بود. انگلیس در دوره هایی سوئد را به عنوان حافظ منافع خود تعیین کرد اما به باور تحلیلگران چهار سال گذشته را می توان اوج تنش 2 کشور در دوران پس از انقلاب دانست که روابط تا مرز قطع کامل پیش رفته بود. سفارت انگلستان در تهران از هشتم آذرماه 1390 (سال 2011 میلادی ) با ورود غیرقانونی تعدادی از دانشجویان به محل سفارتخانه تعطیل و روابط سیاسی و دیپلماتیک میان2 کشور قطع شد. در این پیوند ابتدا انگلیس سفارتخانه ی خود را در تهران تعطیل کرد و سرانجام روابط دو کشور تا سطح حافظ منافع و سپس کاردار غیرمقیم کاهش پیدا کرد. بر اساس اخبار رسانه ها قرار است «آجی شارما» که تاکنون کاردار غیرمقیم انگلستان بود به همراه گروهی کوچک به صورت موقت در تهران مستقر شوند تا انگلیس سفیر تازه ی خود را اعلام کند. در ارزیابی تحول اخیر می توان نکات زیر را بر شمرد: 1-بدون شک روی کارآمدن و ریاست جمهوری «حسن روحانی» به همراه نگاه تعامل گرای وی باعث شد تا دیدگاه ها به سوی ایران تغییر کند. نخستین حرکت مثبت 2 کشور نیز دیدار وزیران خارجه ی ایران و انگلیس در حاشیه ی نشست سازمان ملل متحد در مهر ماه 1392 بود. در دوم مهر 1393 ( سپتامبر 2014) نیز برای نخستین بار حسن روحانی رییس جمهوری ایران و «دیوید کامرون» نخست وزیر بریتانیا در حاشیه ی مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک با یکدیگر دیدار و گفت وگو کردند. البته نمی توان دیدارهای بیشمار «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان با وزیران خارجه ی کشورهای عضو گروه 1+5 از جمله انگلستان را در تسهیل این امر نادیده گرفت. در طول مجموعه گفت وگوهای سخت و نفسگیر هسته یی از ژنو (پاییز 1392) تا وین (تابستان 1394) جهان با رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و نگاه های آشتی جویانه ی روحانی و ظریف بیشتر آشنا شد. اسفند پارسال، ایران و انگلیس به این نتیجه رسیدند که باید هرچه سریعتر برای بازگشایی سفارتخانه ها اقدام کنند. 2 کشور با معرفی کاردار غیر مقیم روابط کنسولی را آغاز کردند و به تدریج گام های مهمی در زمینه ی عادی سازی روابط برداشته شد. نکته ی جالب اینکه موضوع بازگشایی سفارت بریتانیا در ایران را نخست وزیر انگلیس تنها 2 روز پس از توافق اتمی میان ایران و گروه 1+5 در وین با رییس جمهوری ایران مطرح کرد. کامرون توافق اتمی را آغاز تازه یی در روابط 2 کشور خواند. 2-سفر فیلیپ هاموند به ایران را که نخستین سفر یک وزیر خارجه ی این کشور به تهران در 12 سال گذشته به شمار می آید، باید از یک سو نتیجه ی دیپلماسی فعال ایران در دستیابی به توافق هسته یی دانست و از سوی دیگر می توان گفت که به دنبال سفر وزیران خارجه ی آلمان، فرانسه، ایتالیا و همچنین مسوول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا به تهران، مقام های انگلیسی نداشتن سفارتخانه در تهران را دلیلی مهم برای عقب ماندن از رقبا و از دست دادن بازار ایران ارزیابی کرده اند. به همین دلیل تمایل به بازگشایی سفارتخانه ی خود در تهران را در اولویت قرار دادند. بستن درهای تعامل می تواند به ضرر کشورها تمام شود. این همان انتقادی است که تجار و سیاستمداران آمریکایی به رهبران خود وارد می دانند زیرا در جهان امروزی نداشتن راه های رسمی ارتباط، سدی بزرگ در موفقیت تعامل سیاسی و اقتصادی است. 3- شواهد نشان می دهد که هرگاه روابط سیاسی ایران و انگلیس بهتر شد، مبادلات تجاری نیز افزایش پیدا کرده است و هر وقت روابط 2 کشور تیره شد، حجم مبادلات تجاری نیز به شدت کم شده است. بررسی مقایسه یی روند تنش های سیاسی 2کشور با مبادلات تجاری شاهد این مدعا است. در ابتدای دهه 1380 خورشیدی حجم روابط 2 کشور کمتر از یک میلیارد دلار بود و تا پیش از قطع روابط در بیشترین میزان در سال 1388 به 2 میلیارد دلار نزدیک شد اما پس از تعطیلی سفارتخانه ها حجم روابط اقتصادی به شدت کاهش یافت و به اندکی بیشتر از یک صد میلیون دلار رسید. به نظر کارشناسان ایران سومین اقتصاد بزرگ خاورمیانه و دارای ظرفیت های بسیار فراوانی است که کشورهای خارجی را برای تعامل اقتصادی و تجاری بیشتر با خود تحریک می کند. از گذشته های دور ایران و انگلیس در زمینه ی نفت و انرژی همکاری نزدیکی داشتند و شرکت های نفتی انگلیسی از مهمترین شرکای تجاری صنعت نفت ایران به شمار می آمدند. اکنون پس از دستیابی به توافق هسته یی، ایران در زمینه ی صنایع سنگین، فناوری اطلاعات، مباحث مالی و بیمه یی می تواند پذیرای تجار انگلیسی باشد. 4- گرچه حجم روابط ایران و انگلیس برای 2 کشور چندان چشمگیر نیست اما نفوذ و جایگاه منطقه یی و جهانی انگلیس را نمی توان نادیده گرفت. با اینکه انگلیس عضو واحد پولی یورو نیست اما از مهمترین و تاثیرگذارترین کشورهای این اتحادیه و جهان به شمار می آید. نوع تصمیم گیری مقام های این کشور در روندهای اروپایی و حتی جهانی غیر قابل انکار است. با اینکه انگلستان در گذشته و در دوران شکل دهی به تحریم ها علیه ایران رفتارهای تند سیاسی همسو با آمریکا را داشت اما در طول مذاکرات هسته یی نمایندگان این کشور نقش میانه یی را ایفا کردند به گونه یی که خط مشی مقام های انگلیسی به نتیجه بخش بودن گفت وگوهای هسته یی گرایش بیشتری نشان می داد. این سفر می تواند پیامی آشکار به مخالفان توافق هسته یی با ایران در منطقه و خارج از منطقه باشد. حمایت رهبران انگلیس از روند توافق هسته یی می تواند ضمن رد تحلیل مخالفان به ویژه در کنگره ی آمریکا، موفقیت دیپلماسی و تعامل در حل موضوع هسته یی و برخی مسایل منطقه یی را تضمین کند. 5- این سخنی گزاف نیست که ایران شاه کلید مبارزه با تروریسم و گروه داعش در خاورمیانه است. جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که در منطقه ی بحران زای خاورمیانه جزیره ی ثبات و امنیت به شمار می رود. در همین پیوند ایران می تواند کمک مناسبی برای مقابله با افراطی گری باشد که در خاورمیانه ریشه دوانده و همه کشورهای جهان و از جمله اروپا را تهدید می کند. توانایی ها و تجربه های جمهوری اسلامی ایران در کنار همکاری ها برای رسیدن به امنیت جمعی هم برای منطقه و هم برای کشورهای اروپایی همچون انگلیس امنیت آفرین خواهد بود. از این رو سفر وزیر خارجه ی انگلیس به تهران و بازگشایی سفارتخانه های 2 کشور تحولی مهم در روابط تهران-لندن است و اثرات سازنده یی را برای خاورمیانه و اروپا خواهد داشت. انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی نیز می توانند با حمایت از رویکرد مسالمت جویانه ی ایران به اجرای موفق توافق هسته یی کمک کنند. این کشورها پس از جلب اعتماد مردم ایران می توانند به شریک تجاری قابل اتکایی تبدیل شوند و به سرمایه گذاری در اقتصاد ایران بپردازند. آن ها در اینصورت هم برای خود سود کسب کنند و هم باعث ثبات و امنیت در منطقه و جهان می شوند. 

     

    ادامه مطلب...
  • بررسی عملکرد دولت یازدهم در زمینه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... تصویری از میزان کامیابی یا ناکامی مسوولان در تحقق وعده های انتخاباتی 2 سال پیش را به دست می دهد. در این میان، برخی ناظران مهمترین نقطه ی قوت کارنامه ی دولت را عرصه ی سیاست خارجی می دانند؛ حوزه ای که با شرایط کلان تجاری، اقتصادی، امنیتی، علمی و... کشور پیوندی آشکار و بر دیگر مسایل کشور نیز تاثیری غیرمستقیم اما مهم دارد. در ترسیم این کارنامه به طور خلاصه باید گفت سیاست خارجی کشور طی نزدیک به 2 سال اخیر از وضعیتی بحرانی خارج شده و گام در مسیری با افق های روشن گذاشته است به طوری که در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی ایران را می توان از مهمترین کانون های دیپلماسی و مقصد مورد نظر بسیاری از واحدهای نظام بین الملل برای گسترش روابط در زمینه های گوناگون دانست. در این پیوند، بیان چند نکته می تواند تصویری گویاتر از وضعیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی 2 سال گذشته به دست دهد: 1- حل و فصل اختلاف های هسته ای بین ایران و غرب مهمترین دستورکار سیاست خارجی ایران در سال های اخیر بوده است؛ اختلافاتی که به مدت یک دهه روز به روز متراکم تر شد و به شکل کلافی سردرگم، روابط خارجی ایران را به فضایی مبهم و غیرعقلایی کشاند. پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، شفاف سازی در مورد فعالیت های صلح آمیز هسته ای جایگزین موضع گیری های حساسیت برانگیز شد و به همین شکل منطقی همه فهم و منطبق بر قواعد بین المللی جای ادبیات چالش پراکن قبلی را گرفت. طی 2 سال گذشته رفتار هوشمندانه ی ایران در جریان گفت وگوهای هسته یی، در عمل به خلع سلاح جبهه ی ضدایرانی و در نهایت سرفرودآوردن قدرت های جهانی در برابر حقوق مسلم ایران انجامید. به این ترتیب، پس از رایزنی های فشرده ی نمایندگان ایران و 6 قدرت جهانی در چارچوب گروه 1+5، دیوارهای متزلزل ساختار ظالمانه ی تحریم ها رو به فروپاشی نهاد تا پس از 12 سال از شروع یک «بحران غیرضروری» فضایی تازه در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران پدیدار شود. 2- بازگشت دیپلماسی به جایگاه کانونی آن در دستگاه سیاست خارجی کشور دیگر رویداد برجسته ی 2 سال گذشته بود؛ دستگاهی که به جای کارکردهایی چون رصد فرصت ها و چالش های پیش روی کشور و نیز پیگیری اهداف و منافع ملی در سراسر جهان برای سال ها به ساختاری برای ارتباط گیری های بی هدف، پراکنده و دلبخواه و به عبارتی روابط عمومی جهانی تبدیل شده بود. پس از چنین وضعیت ناامید کننده ای، نخبگانی اداره ی دستگاه دیپلماسی کشور را در دست گرفتند که به باور بسیاری از کارشناسان شرح فعالیت آنان را باید در قالب منابع آموزش دیپلماسی در دانشگاه های معتبر جهان تدریس کرد. نتیجه ی این فعالیت ها، گشایش یک به یک گره های کور پرونده ی هسته ای بود که در نهایت به توافق تاریخی بیست و سوم تیرماه انجامید. فراگیری عرصه ی دیپلماسی ایرانی همزمان با پیشبرد پرونده ی اختلاف های هسته ای ، موجب بهبود وضعیت عمومی روابط خارجی با کشورهای دوست و هم سو، ایجاد زمینه های همکاری با دیگر کشورها و کاهش حجم تنش به ویژه با دولت های غربی شد ضمن آنکه حضور موثر در نشست ها و مجامع بین المللی و سازمان های جهانی و منطقه ای به طور جدی در دستورکار سیاست خارجی دولت یازدهم قرار گرفت. 3- همچنان که گفته شد، سیاست خارجی دولت یازدهم تحولی عمده در روابط ایران و غرب پدید آورد. یکی از مهمترین مولفه های این دگرگونی گشایش باب گفت وگوی مستقیم با مقام ها آمریکایی بر سر پرونده ی فعالیت های صلح آمیز هسته ای بود. این تحول سبب شد پس از دهه ها، 2 کشور بتوانند با عبور از انبوهی از اختلاف ها به نقطه ای مشترک در مذاکرات هسته ای دست یابند. در این میان، فضا برای پایان یک دهه هماوردی بی نتیجه بین تهران و پایتخت های اروپایی نیز فراهم شده است. در حالی که کشورهای اروپایی در قالب اتحادیه ی اروپا بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی ایران تا سال های میانی دهه ی 80 به شمار می آمدند، همزمان با افزایش اختلاف های هسته ای از ایران فاصله گرفتند و شانه به شانه ی آمریکا در برابر تهران قرار گرفتند. اکنون در فضای پساتوافق می توان شاهد چرخشی 180 درجه یی در سیاست کشورهای اروپایی بود به طوری که دولت ها و شرکت های اروپایی وارد رقابتی تنگاتنگ برای بازیابی جایگاه پیشین خود در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران شده اند. 4- برخی کارشناسان می گویند در فضای پساتوافق کاهش هزینه ی دوستی و همکاری با تهران موجب افزایش پیوندهای ایران با کشورهای دوست خواهد شد. از منظری دیگر، ارتقای منزلت ایران از وضعیت برگ برنده در روابط راهبردی قدرت هایی نظیر چین و روسیه با غرب به شرایط شریکی همتراز، بر مزیت های گسترش همکاری بین تهران و کشورهای دوست خواهد افزود. رویدادهای ماه اخیر تا حدی زیادی درستی این انگاره ها اثبات و از پیامدهای رویکرد متعادل و چندجانبه گرا در تنظیم روابط خارجی رونمایی کرد. به عنوان مثال می توان به گسترش مناسبات تهران- مسکو طی ماه های اخیر و اراده ی رهبران 2 کشور برای ورود به دوره یی تازه از روابط دوجانبه به عنوان نمودی از شرایط تازه ی سیاست خارجی ایران اشاره کرد. 5- به عقیده ی بسیاری از صاحبنظران، خروج سیاست خارجی از وضعیت نابسامان پیشین، افزون بر دگرگونی در نگاه جهانیان به ایران و جایگاه منطقه ای و بین المللی کشورمان، دشمنان ایران به ویژه صهیونیست ها را در موقعیت ضعف و انفعال قرار داده است. به بیانی دیگر، صهیونیست ها و دیگر کشورهایی که سال ها در نبود فضای تفاهم تهران با جهان با پیشبرد فرایند ایران هراسی اهداف و منافع خود را در سطح منطقه ای و بین المللی دنبال می کردند و در فرایند مذاکرات هسته ای از هیچ سنگ اندازی دریغ نکردند، پس از روی کار آمدن دولت یازدهم مقهور دیپلماسی ایرانی شدند و در جایگاه بازنده ی اصلی توافق هسته ای قرار گرفتند. 6- در فضای کنونی، زمینه های پیگیری اهداف و منافع ملی در فضایی کم تنش فراهم شده است. کنار رفتن ابرهای ایران هراسی و تهدیدانگاری ایران برای امنیت بین المللی سبب شده تا اکنون جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت ممتاز منطقه یی به تکیه گاهی برای همکاری ها در جهت رفع چالش های جهانی و منطقه یی تبدیل شود؛ چالش هایی نظیر گسترش افراط گرایی و دهشت افکنی (تروریسم) که می تواند گریبانگیر همه ی واحدهای نظام بین الملل شود. در نگاهی عمقی تر به تحولات 2 سال اخیر، در جهت درک رویدادهای سیاست خارجی ایران باید به این واقعیت اشاره کرد که دستگاه دیپلماسی کشور پس از سال ها در مسیر بایسته ی آن یعنی اعتلای نظام جمهوری اسلامی ایران در سلسله مراتب بین المللی قرار گرفته و می رود تا به جایگاه شایسته ی خود دست یابد. البته در این مسیر چالش های فراوانی نیز وجود دارد که آن جمله می توان به ایجاد مناسباتی مطلوب با برخی همسایگان اشاره کرد. به رغم دستاوردهای سیاست خارجیِ مبتنی بر «تعامل سازنده با جهان» در کاهش سطح تعارض با دولت های غربی و ایجاد زمینه های گسترش همکاری با دوستان شرقی و دیگر کشورها، همچنان روابط منطقه ای ایران درگیر اختلاف ها و چالش هایی است که به نظر می رسد حل و فصل آن پس از توافق هسته ای در دستورکار دستگاه دیپلماسی قرار خواهد گرفت. در جمع بندی، شرایط کنونی سیاست خارجی را می توان وضعیتی مطلوب برای کاهش چالش های پیش رو و گسترش همکاری های منطقه یی و بین المللی در زمینه های گوناگون دانست. در این شرایط بسیاری از کشورهایِ پیشتر متخاصم با گذار از دوره ی تقابل پا به عرصه ی تفاهم و پذیرش نسبی واقعیت های ایران نهاده و به دنبال گسترش مناسبات در زمینه های گوناگون هستند. از سویی دیگر مانع ها و دشواری های افزایش تعامل با ایران روز به روز کاهش می یابد. با توجه به آنچه گفته شد کارنامه ی مسوولان سیاست خارجی دولت یازدهم را باید کارنامه یی قابل قبول و حتی فراتر از انتظار توصیف کرد.

     

    ادامه مطلب...
  • توافق هسته یی بی شک سرآغازی دیگر برای اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که بر اثر سال ها تحریم یکجانبه بی رمق شده و نفسش به شماره افتاده است؛ اقتصادی که حالا دیگر به شدت نیازمند احیاست. 
    گشایش های صورت گرفته در پی توافق هسته یی بی شک در آینده یی نه چندان دور تحول های مثبتی را در عرصه های مختلف تجاری، بازرگانی، پولی و بانکی برای کشورمان رقم خواهد زد؛ تغییراتی که به یقین دروازه های اقتصاد جهان را به روی ایران خواهد گشود و بازرگانان ایرانی را از تنگنای تحریم پول و کالاهایشان نجات خواهد داد. 
    برداشته شدن تحریم های پولی و بانکی شاید یکی از مهم ترین اتفاق هایی باشد که چرخه ی اقتصاد امروز ایران به شدت به آن نیازمند است؛ موضوعی که یکی از مهم ترین بحث ها در مذاکرات هسته یی به ویژه در چند ماه گذشته نیز بوده است. 
    تحریم های مالی و بانکی ایران که از سال 1389 هجری خورشیدی به این سو با تحریم های جداگانه ی آمریکا، اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل متحد تشدید شد، تا به امروز به قطع روابط کارگزاری ایران با 700 بانک بزرگ در کشورهای مختلف منجر شده است. قطع شبکه ی سوییفت در ایران که شبکه یی جهانی برای ارتباطات مالی بین بانکی و ارسال و دریافت هر نوع پیام میان واحدهای ارزی بانک های داخل کشور و بانک های خارج از کشور به شمار می رود و در نهایت تحریم کامل بانک مرکزی، از جمله تحریم های دیگری بود که در سال های گذشته به اخلال جدی در نظام اقتصادی و بانکی ایران انجامید؛ چراکه دیگر دریافت وجوه حاصل از صادرات از جمله نفت به کشورهای مختلف با موانع بین المللی رو به رو شد. 
    روز 27 اسفند سال 1390 در پی تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران و گسترش آن به شبکه بانکی و نقل و انتقالات مالی موسسه سوئیفت تصمیم گرفت از ارائه خدمات به بانک هایی که تحت تحریم قرار دارند خودداری کند. اما اکنون بانک های ایرانی برای اتصال دوباره به این شبکه لحظه شماری می کنند. 
    برداشته شدن تحریم های مالی و بانکی اما در کنار احیای دوباره ی چرخه ی اقتصادی کشور به ملزوماتی نیازمند است. اکنون پرسش اساسی این است که پس از توافق جامع هسته یی وضعیت مبادلات پولی و بانکی به چه شکل در خواهد آمد و برای مدیریت این شرایط و بهره گیری بهینه از آن چه ملزوماتی نیاز است؟ 
    در ادامه به دورنمای رفع تحریم های مالی و بانکی، چالش های احتمالی و راه های مدیریت این چالش ها اشاره یی خواهیم داشت: 
    1- تا پیش از توافق هسته یی، منابع مالی قابل توجهی که متعلق به ایران بود در کشورهای مختلف بلوکه شده بود؛ منابعی که برخی کارشناسان آن را بین 100 تا 200 میلیارد دلار تخمین می زنند. رفع تحریم های مالی و بانکی بی شک به آزادی این منابع منجر خواهد شد. به دنبال سرازیر شدن منابع بلوکه شده به کشورمان، آنچه اهمیت می یابد، چگونگی مدیریت این منابع و چگونگی استفاده از آنها برای جذب سرمایه گذاران خارجی است؛ سرمایه گذارانی که از ماه ها قبل با روشن شدن امیدها به توافق هسته یی میان ایران و 1+5 تمایل و اشتیاق خود برای همکاری مالی و تجاری با ایران را آشکار کردند و گوش به زنگ توافق هستند. 
    از اینرو برنامه ریزی درست برای جذب مشارکت شرکت ها و موسسات اقتصادی قدرتمند خارجی برای استفاده ی بهینه از میزان سرمایه یی که پس از تحریم ها آزاد خواهد شد، باید از مهم ترین برنامه های سیاستگذارن اقتصادی در دولت باشد. 
    2- به دنبال رفع تحریم های مالی، یکی از موانعی که از مسیر مبادلات آزاد اقتصادی ایران برداشته می شود، تحریم مربوط به سوییفت است. اکنون نقل و انتقال از راه بانک ها به دلیل تحریم و نبود اتصال بانک ها با سوییفت از طریق واسطه ها صورت می گیرد؛ برای نمونه در بخش صادرات برخی صرافی ها وجوه حاصل از صدور کالاها را به کشور منتقل می کنند. این روند فعالان اقتصادی ایران را برای نقل و انتقال وجوهات حاصل از صادرات، واردات و معاملات بانکی به طور طبیعی مجبور به پرداخت کارمزد به واسطه گران کرده است. 
    اتصال دوباره ی بانک های تحریمی به سیستم سوییفت اگرچه زمان بر خواهد بود، اما می تواند نتایج مثبتی را برای اقتصاد ایران به ارمغان بیاورد و به سرعت، گشایش هایی را در کاهش هزینه های مبادله یی و همچنین قیمت تمام شده ی واردات ایجاد کند. 
    به باور برخی کارشناسان حذف شرکت های تراستی از گردونه ی مبادلات تجاری ایران نیز یکی از پیامدهای مثبت لغو تحریم ها است. در واقع با لغو تحریم ها دیگر به این شرکت ها که در خارج از ایران برای تسهیل نقل و انتقالات ایجاد شده اند نیازی نخواهد بود. 
    در این میان سیستم بانکی کشور برای تطبیق خود با شرایط جدید نیازمند بازبینی و اصلاح است. سیستم بانکی کشور که به موجب متصل نبودن به سوییفت در چند سال گذشته پویایی خود را از دست داده، قواعد بانکی را به دست فراموشی سپرده و واسطه گری را پیش گرفته است، پس از لغو تحریم ها و اتصال به سوییفت باید بتواند حضوری فعال و سودآور در اقتصاد جهانی داشته باشد. 
    به باور برخی کارشناسان، بانک های ایرانی به دنبال قطع ارتباط با سوییفت از طریق صرافی ها و واسطه گرانشان کارمزدهای کلانی را از مشتریان دریافت می کردند و درآمدهای بدون زحمت و بدون ریسک سیستم بانکی کشور را دچار تنبلی کرده است. حال این سیستم نیازمند بازسازی و ترمیم است و باید نگاهی بر آن حاکم شود که طبق مقررات بتواند در شرایط بعد از تحریم ها به رونق اقتصادی معطوف شود. از این رهگذر باید برای حضور فعال بانک ها و موسسات اعتباری در عرصه ی بین المللی آمادگی و آموزش کافی را در نظر داشت. 
    3- امکان پذیر شدن مدیریت ذخایر کشور از جمله ذخایر ارزی و طلا که نزد بانک ها وجود دارد، یکی از پیامدهای مثبت برداشته شدن تحریم ها خواهد بود. به دنبال لغو تحریم ها، بانک مرکزی خواهد توانست با سپرده گذاری ذخایر در بانک های معتبر در نقاط مختلف جهان به سودآوری بپردازد و بر اعتبار ایران برای اینگونه مبادلات اقتصادی افزوده خواهد شد. در این شرایط دیگر محدودیت و مشکلی برای نگهداری و سپرده گذاری ذخایر طلا و ارز کشورمان در بانک های معتبر جهانی که شاید تاکنون به دلیل تحریم ها نزد بانک های ضعیف و دسته چندم دنیا سپرده گذاری می شد وجود نخواهد داشت. به دنبال برداشته شدن تحریم ها می توان این ذخایر را نزد بانک های درجه یک اروپایی سپرد تا دیگر لازم نباشد نگران بازنگشتن وجوه حاصل از سپرده گذاری ذخایرمان به دلیل ورشکسته شدن احتمالی بانک های ضعیفی باشیم که این ذخایر را در آنها به ودیعه گذاشته ایم. 

    ادامه مطلب...
  • پایان 12 سال هماوردی کشورمان با قدرت های جهانی بر سر حقوق هسته یی، نه با جنگ و ستیزش بلکه از راه توافقی دیپلماتیک که این حقوق را به تمامی تضمین کرد، پیروزی انکارناپذیر یک ملت بود که بیست و سوم تیرماه 1394 در تاریخ ایران و نیز روابط بین الملل به ثبت رسید. 
    بزرگی این رخداد سبب شد تا مدت ها پیش از کسب توافق هسته یی بین ایران و کشورهای گروه 1+5 نگاه بسیاری در ایران و جهان به محل برگزاری مذاکرات دیپلماتیک دوخته شود و پس از آن نیز انواع بازتاب و موج های خبری و تحلیلی توافق هسته یی در فضای رسانه یی، افکارعمومی و جامعه ی سیاسی طنین انداز خواهد بود. 
    عنصرهای گوناگونی سبب شد تا توافق هسته یی برای ایرانیان و جهانیان به این درجه از اهمیت برسد که از آن جمله می توان به تنگناهای بین المللی ناشی از تقابل با قدرت های جهانی برای ایران، نگرانی کشورهای منطقه و جهان از تشدید تنش بین تهران و غرب و چالش های فراوان جبهه ی ضدایرانی به خاطر تداوم فشارها همزمان با گسترش تهدیدها و چالش های امنیتی در منطقه ی حساس خاورمیانه اشاره کرد. 
    هر چند کسب توافق هسته یی به معنای پایان یافتن این هماوردی طولانی بود و همچنان که «ولادیمیر پوتین» اظهار داشت، پس از توافق جهانیان نفسی به راحتی کشیدند اما رخدادهای بیست و سم تیرماه به معنای پایان همه چیز نیست. 
    در وهله ی نخست بحث اجرا و پایبندی کامل طرف های توافق به آن مطرح است که نقشی تعیین کننده در سرنوشت و پابرجایی توافق هسته یی دارد. البته دشواری های دستیابی به توافق پس از سال ها مذاکره، پیامدهای نامشخص، مبهم و به یقین نامطلوب پشت پا زدن به تعهدهای متقابل و به طور کلی هزینه های سنگین برهم خوردن توافق در کنار اعلان اراده ی جدی ایران و کشورهای 1+5 برای حفظ آن به نوعی ضمانتی برای اجرا خواهد بود. 
    نکته ی مهم تر اما سمت و سوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که طی 2 سال گذشته از پرتگاه های سهمناک به گُدار امن خردورزی و تدبیر تغییر جهت داده است. در این خصوص باید گفت دیرزمانی از آن هنگام نمی گذرد که تعاملات بین المللی ما به چند کشور کوچک و بی اثر در تحولات بین المللی آن هم در کوران های دیپلماتیک نظیر نشست های مجمع عمومی سازمان ملل محدود می شد. 
    در برابر رخوت و رکود سیاست خارجی در سال های پایانی دهه گذشته و آغازین این دهه، روی کار آمدن دولت یازدهم به مثابه تحولی شگرف در روابط خارجی ایران بود. 
    از میانه های سال 1392، جایگزینی رویکرد «تعامل سازنده با جهان» با سیاست های تنش زا، مبهم و ناهمخوان با قواعد بین المللی سبب چرخش نگاه جهان به ایران از یک کانون تنش به مرکز صدور دیپلماسی برای حفظ حقوق ملی شد. 
    در این میان، طرح ایده هایی چون «جهان عاری از خشونت» از سوی رییس دولت یازدهم و گسترش زبانی همه فهم و بیانی قاطع برای نمایاندن چهره ی واقعی ایران به جهان که از سوی کارگزاران سیاست خارجی این دولت صورت گرفت نیز در شکل گیری تحول یاد شده موثر بود. 
    با وجود این، سیاست خارجی تعاملی از برخی انتقادها برکنار نماند. یکی از مهمترین محورهای انتقاد معطوف شدن بخش اعظم توان دستگاه دیپلماسی و دولت به مذاکرات هسته یی و وانهادن دیگر حوزه های سیاست خارجی بود. حال آنکه درک راهبرد کلان دولت یازدهم در روابط خارجی به بهترین وجه می تواند در برابر این انتقاد پاسخ گوید. 
    در نگاه دولتمردان کنونی، سیاست خارجی نه مسیری با هدف های پراکنده، غیر اولویتمند و حتی ناهمساز بلکه خط سیری مستقیم برای دستیابی به اهداف و منافع ملی در راستای آرمان هایی مشخص است چنانکه اسناد بالادستی نظام همچون چشم انداز 1404 مولفه های آن را تشریح کرده است. 
    به این ترتیب، مذاکرات موفق هسته یی را می توان ایستگاهی برای قطار پرشتاب حرکت کشور در فضای بین المللی به سمت مقصد نهایی دانست که در آن ایران قدرتی جهانی است. 
    از این رو است که «حسن روحانی» رییس جمهوری بارها در سخنان خود به بایسته های پیش روی سیاست خارجی کشور برای دستیابی به این هدف کلان اشاره و تاکید داشته است. 
    یکی از مهمترین بیان های رییس جمهوری در این ارتباط، در گفت وگوی تلویزیونی شامگاه چهاردهم فروردین وی با مردم پس از «بیانیه ی سوییس» صورت گرفت. روحانی در این گفت وگو تصریح کرد: مذاکرات هسته یی ما پله ی اول برای تعامل سازنده با جهان است. بحث ما فقط هسته یی نیست. این نیست که ما امروز یک موضوعی به نام هسته یی داریم و می خواهیم با دنیا مذاکره کنیم و این موضوع تمام بشود. این پله ی اول برای رسیدن به بام تعامل سازنده با جهان است. در دنیای امروز پیشرفت، توسعه، ثبات، امنیت در منطقه و جهان، بدون همکاری و هماهنگی امکان پذیر نیست. 
    روحانی با اشاره به استقبال ایران از همکاری و هماهنگی با همه ی کشورهایی که می خواهند به ملت ایران احترام بگذارند و با مردم ایران در چارچوب منافع مشترک کار کنند، سه محور مهم کنش در عرصه ی سیاست خارجی را اینگونه بیان کرد: ما با همه ی کشورهایی که رابطه ی خوب داریم، رابطه ی صمیمانه تر می خواهیم. با کشورهایی که رابطه ی سرد داریم، رابطه ی بهتر می خواهیم و اگر با کشورهایی دارای تنش یا احیانا خصومت هستیم، پایان تنش و پایان خصومت را می خواهیم. بی تردید همکاری و تعامل به نفع همه خواهد بود. 
    این سخنان روحانی را می توان سنگ بنای سیاست خارجی ایران در دوره ی پساتوافق هسته یی دانست که مهمترین دستورهای کار دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را مشخص می سازد. 
    در رابطه با محور نخست یعنی تقویت روابط با کشورهای دوست باید گفت به رغم برخی گمانه ها در زمینه ی رویگردانی ایران از قدرت های شرقی نظیر روسیه، چین و هند و گرایش تکسویه به سمت غرب، عقربه ی سیاست خارجی دولت روحانی توازن و چندجانبه گرایی را نشان می دهد. 
    در کنار رایزنی های گسترده ی با مقام های کشورهای غربی برای رفع اختلاف های هسته یی و نیز بازگشت به دوره ی همکاری های اقتصادی با اروپا، حضور فعال در نشست های گوناگون سازمان همکاری شانگهای، اجلاس سران کشورهای آسیایی و آفریقایی، نشست غیرمتعهدها و دیدارهای متعدد 2 و چندجانبه با رهبران دولت های همسو نشان از اراده ی جدی تهران برای تقویت پیوندها با کشورهای دوست دارد. 
    در ارتباط با شکستن یخ های روابط با کشورهایی با مناسباتی سرد نیز جمهوری اسلامی ایران بر مدار تعامل سازنده پیشگام بوده و در برابر، بازخوردهایی مثبت را هم دریافت کرده است. رفت و آمدهای فراوان هیات های دیپلماتیک از کشورهای مختلف به تهران پس از توافق ژنو در آذرماه 1392 نشان داد که فضای مساعد و تمایل فراوانی در میان کشورهای جهان برای گسترش مناسبات با تهران وجود دارد. 
    به یقین توافق هسته یی بیست و سوم تیرماه مناسبات ایران با دیگر کشورها را گرم تر از قبل خواهد ساخت و با فراهم ساختن زمینه های گسترش روابط در زمینه های گوناگون بر شمار دوستان جهانی تهران خواهد افزود. 
    طی ماه های اخیر تلاش کارگزاران سیاست خارجی کشور معطوف به رفع اختلاف های انباشته شده با دیگر دولت ها بوده است. جمهوری اسلامی ایران از یک سو با گشودن دریچه ی مذاکره با آمریکا به عنوان بزرگترین قدرت متخاصم جهانی، زمینه های کسب توافق هسته یی و الگویی را برای کنترل رقابت، همکاری بر سر برخی منافع مشترک و نیز مدیریت اختلاف ها پدید آورد. 
    از سویی دیگر مقام های کشورمان به رغم سرسختی رهبران دولتی چون عربستان سعودی، در راستای سیاست بحران زدایی در خاورمیانه اراده ی خود را برای گفت وگو و رفع اختلاف های منطقه یی نشان دادند؛ رویکردی که می گوید تهران برنامه یی جدی برای تغییر موضع و رفتار دولت های یادشده دارد. 
    در مجموع، سخنان روحانی به مثابه چراغ راهنمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال های آینده، بایسته های حرکت رو به جلوی کشور برای ایجاد روابطی سازنده، کم تنش، سودمند و مطلوب با جهان را آشکار می سازد. 

    ادامه مطلب...
  • مبلمان: در اکثر مواقع محدودیت ها باعث می شوند تا ذهن انسان فعال تر شود و برای حل آن مشکل به دنبال راه حلی کارآمد باشد، مثلا همین فضاهای کوچک در خانه های امروزی. خیلی ها فکر می کنند حالا که دیوارهای خانه به هم نزدیک شده اند آن ها هم باید از خیلی از مبلمان های شان چشم پوشی کنند، اما طراحان و معماران خلاق این مشکل را هم حل کرده اند و با طراحی مبلمان های چند منظوره و مبل های تخت خواب شو بسیاری از این مشکل ها را حل کرده اند، شاید برای شما هم که خانه ای کوچک دارید آشنایی با انواع این مبلمان ها جذاب باشد، پس تا انتهای این مطلب همراه ما باشید تا با دنیای متفاوتی از مبلمان ها آشنا شوید.

    این عکس یکی از معمولی ترین انواع مبل های تخت خواب شو را به شما نشان می دهد. این مبل ها در موقع نیاز از سمت جلو، یعنی همان قسمتی که کوسن ها روی آن قرار گرفته اند باز می شوند و به تخت خواب تبدیل می شوند، معمولا این مبل های تخت خواب شو عرض زیادی دارند و به عنوان سرویس خواب هم می توانند مورد مصرف قرار بگیرند.

    نمونه دیگری از این مبل های تخت خواب شو، کاناپه هایی هستند که معمولا در زیر آن ها کشوهای بزرگی تعبیه می شود که درون آن ها تشک و تخت خواب ها قرار دارند و می توان با بیرون کشیدن کشوها از تخت خواب آن ها استفاده کرد.

    اگر به دنبال مبلمان های تخت خواب شو مدرن تری هستید، پیشنهاد می کنم تا از مبلمان هایی که پشتی های تاشو دارند استفاده کنید، در زیر این مبلمان ها پایه هایی به صورت اهرم قرار دارد و زمانی که بخواهید از این مبل ها به صورت تخت استفاده کنید، تشک ها روی این اهرم ها قرار می گیرد.

    بعضی از انواع مبلمان های تخت خواب شو آن هایی هستند که هر تکه آن ها قابلیت تا شدن و باز شدن دارد، این مبلمان ها انعطاف پذیری بیشتری دارند و در هر کدام از فضاهای داخلی خانه که بخواهید، می توانید از آن ها استفاده کنید، ولی به طبع سطح اشغال بیشتری هم در دکوراسیون داخلی خانه تان نیاز دارند.

    کاناپه هایی که عمق زیادی دارند هم می توانند به جای مبل های تخت خواب شو مورد استفاده قرار بگیرند، البته نگران عمق زیاد این کاناپه ها نباشید با تعداد زیادی از کوسن ها مشکل عمق آن ها هم حل می شود.

    اگر در خانه تان کاناپه ای دارید که پشت ندارد، آن را جلوی یکی از دیوارهای خانه بگذارید، روی آن را با ملحفه های زیاد و کوسن های رنگارنگ بپوشانید، با این کار هم می توانید از داشتن یک کاناپه زیاد در خانه بهره ببرید و هم زمانی که مهمان داشتید از آن به عنوان یک تخت خواب گرم و نرم استفاده کنید.

    خلاقیت در طراحی این نوع مبلمان ها محدودیت ندارد، در پاراگراف اول همین متن مبل های تخت خواب شویی را با هم بررسی کردیم که صفحه تاشوی آن ها در زیر نشیمن شان قرار گرفته، اما در این مبل می بینید که صفحه تاشو در پشت آن قرار گرفته است. این ها همه بسته به نظر طراح و البته شما دارد که از آن ها در خانه تان استفاده کنید.

    این هم خلاقیت دیگری که طراحان به خرج داده اند، آن ها با برش دادن تنها یک قسمت از صفحه نشیمن و تعبیه کردن لولاهای دورانی برای آن، ظاهری مدرن و متفاوت به این مبل بخشیده اند و باعث شده اند تا در میان دیگر مبلمان ها بیشتر به چشم بیاید.

    ادامه مطلب...
  • شاید برای شما همیش آمده باشد که با میز اتو خود درگیر و از جا دادن آن در فضای داخلی خانه تان عاجز شده باشید، اما ما امروز می خواهیم به شما ۷ پیشنهاد ارائه دهیم برای میز اتو های تان جایی ثابت پیدا کنید و دیگر نگران در چشم بودن آن ها و مشکلات مخفی کردن آن را نداشته باشید.

    میز اتو (1)

    کابینت هایی که در فضای رخت شوی خانه قرار دارند بهترین مکان برای گذاشتن میزهای اتو هستند

    میز اتو جمع شونده پشت در کابینت
    کابینت هایی که در فضای رخت شوی خانه قرار دارند بهترین مکان برای گذاشتن میزهای اتو هستند، می توانید صفحات میز اتو را توسط اهرم هایی همانند آنچه که در عکس بالا می بینید، به پشت در کابینت ها متصل کنید، البته توجه داشته باشید که صفحه رویی میز اتویتان باید تاشو باشد.

    میز اتو (2)

    این میزها به راحتی قابل دسترسی هستند و به راحتی هم جمع و از جلوی چشم ناپدید می شوند

    میز اتو درون کمد
    اگر در خانه تان رخت شوی خانه ندارید و لباس ها را در اتاق خوابتان اتو می کنید، کمد هایی که در این فضا قرار دارند بهترین گزینه هستند تا میز اتویتان را درون آن ها قرار دهید، در عکس بالا می توانید ببینید که چه چیزهایی برای اتصال این میز ها به درون کمد ها نیاز دارید. این میزها به راحتی قابل دسترسی هستند و به راحتی هم جمع و از جلوی چشم ناپدید می شوند.

    میزهای اتو تاشو به راحتی در، فضاهای کوچکی مثل کشو ها جایی می گیرند

    میز اتو جمع شونده درون کشو
    برخی از میزهای اتو صفحه ای تاشو دارند که برای فضاهای کوچک بسیار مناسب هستند، این میزهای اتو به راحتی در هر فضایی جایی میگیرند، مخصوصا در فضاهای کوچکی مثل کشو ها .

    این میزها به وسیله صفحات و اهرم هایی خاص درون کشوها و یا هر فضای کوچک دیگری جای میگیرند مبل ,  مبلمان

    این میزهای جمع شونده هم به راحتی قابل دسترسی هستند، آن ها به وسیله صفحات و اهرم هایی خاص درون کشوها و یا هر فضای کوچک دیگری جای میگیرند، برای این که چنین میز اتوی هیجان انگیزی داشته باشید، می توانید از نجاری محله تان یا شرکت هایی که طراحی کابینت انجام می دهند کمک بگیرید.

    این میزهای اتو دارای غلطک هستند و عملکردی همانند کشو ها دارند

    میز اتوهای کشویی
    در قسمت قبل راجع به میز اتوهایی گفتیم که درون کشوها جای می گیرند، ولی در این قسمت می خواهیم میز اتوهایی را به شما معرفی کنیم که دارای غلطک هستند و عملکردی همانند کشو ها دارند، عکس بالا نمونه زیبایی از این میز اتو ها را به شما نشان می دهد. فقط کافی است تا ریل های زیر کشو را در زیر میز اتو ها قرار دهید و به راحتی آن ها را به زیر هر صفحه ای که خواستید جای بدهید.

    میز اتو (7)

    این میزهای اتو به دیوار متصل می شوند و شما می توانید بنا بر سلیقه خودتان آن ها را مخفی کنید

    میز اتوهای دیواری
    همان طور که از اسم این میزهای اتو مشخص است، می توان حدس زد که این میزها به دیوار متصل می شوند و شما می توانید بنا بر سلیقه خودتان این میز های اتو را یا مانند عکس بالا در ون یک کمد مخفی کنید ، یا این که آن ها را همان طور به دیوار آویزان کنید.

    میز اتو (8)

    میز اتوهای دیواری را هم می توانید در فرو رفتگی های دیوار جای دهید

    میز اتوهایی در فرو رفتگی های دیوار
    میز اتوهای دیواری که در قسمت قبل به آن ها اشاره کردیم را می توانید در فرو رفتگی های دیوار هم جای دهید.

    ادامه مطلب...
  • «بحران» به پدیده یا رخدادی اطلاق می شود که ضمن به وجود آوردن شرایط غیرمنتظره، آسیب های جانی و مالی به همراه داشته و نیازمند اقدام های فوری برای کاهش و برطرف ساختن آسیب ها است؛ شرایطی که در آن پیشگیری، پیش بینی، آموزش همگانی، آمادگی و مدیریت شایسته بر اساس وضع موجود، پایه های اصلیِ کنترل وضعیت بحرانی را تشکیل می دهد. 
    در سال های اخیر واژه ی بحران، بیشتر از زمان های قبل، بخصوص در بخش های آب و هوایی و زیست محیطی به گوش رسیده است. پای این وضعیت که به میان می آید، موضوع مدیریت بحران پیش کشیده می شود. با توجه به تجربه ی سال های گذشته در شرایط بحرانی، بخصوص به هنگام وقوع بلایای طبیعی همانند زلزله، سیل و طوفان های ناگهانی، می توان گفت نهادهای مدیریت بحران در کشور آنطور که باید و شاید به دلایل گوناگون، قادر به کنترل وضعیت در شرایط بحرانی نبوده اند. پیش بینی، اطلاع رسانی و مدیریت بحران، 3 مرحله ی مهم، به هنگام وقوع شرایط غیرمنتظره در کشور به شمار می روند که در هر یک از این مراحل، کاستی هایی وجود دارد که مدیریت این وضعیت را با چالش هایی مواجه ساخته است. 
    سیل ویرانگر و ناگهانی سال 78 در منطقه ی نکا در استان مازندران که در نیمه شب اهالی این منطقه را غافلگیر کرد، سیل سال 91 در شهرستان بهشهر، خسارات گسترده ی سیل های مکرر در سیستان و بلوچستان و اکنون سیل در جاده ی چالوس و شهرستان های استان البرز از نمونه هایی است که می توان گفت ضعف مدیریت بحران بر میزان خسارات آن ها دامن زده است. 
    وقوع طوفان و بارش های شدید روز یکشنبه بیست و هشتم تیرماه در مناطق شمال و شمال غربی کشور بخصوص در شهرستان های استان البرز و تهران، کشته، زخمی و مفقود شدن ده ها نفر از هموطنان را که برای گذران تعطیلات به سفر رفته بودند به همراه داشت. پس از این بارش ها، مسیرهای جاده یی منتهی به شهرهای شمالی در شرایط بحرانی سیل و طغیان رودخانه ها قرار گرفتند و باعث خسارات مالی و جانی فراوان به مسافران شدند. آمارهای ضد و نقیضی از میزان آسیب های جانی مطرح می شود. 
    بر اساس تازه ترین خبرها، 11 تن از شهروندان تهران و کرج بر اثر طوفان جان خود را از دست دادند و بیش از ده ها تن از مسافران جاده ی چالوس و شهرستان های استان البرز در اثر جاری شدن سیلاب و طغیان رودخانه ها تاکنون مفقود شده اند. صدها ماشین بر اثر ریزش کوه خسارت دیده اند. همچنین از سرنوشت بیش از 25 ماشین و سرنشینانشان نیز اطلاعی در دست نیست. 
    این آمار غیرمنتظره و ناگوار در حالی اعلام می شود که سازمان هواشناسی کشور در اطلاعیه ی «پیش بینی آب و هوای کشور ویژه تعطیلات عید فطر» منتشر شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیرماه از کاهش دما در نوار شمالی کشور و همچنین رگبار و بارش شدید خبر داده بود. در این اطلاعیه که وضعیت آب و هوای کشور تا روز دوشنبه بیست و نهم تیرماه پیش بینی شده است، هشداری نسبت به احتمال طغیان رودخانه ها، ریزش کوه و وقوع طوفان هایی با سرعت بالای 60 و 70 کیلومتر در ساعت، در کرج و تهران به چشم نمی خورد. 
    از سوی دیگر پیش از وقوع طوفان و وزش باد شدید در استان هایی مانند البرز و تهران و همچنین بارش های سیل آسا در استان مازندران، با وجود حجم بالای مسافران در جاده های شمالی کشور، اخطارهای لازم و البته کافی از سوی رسانه های دیداری و شنیداری مانند رادیو و تلوزیون، نیروهای امدادرسان در مسیرهای جاده یی و نیروهای پلیس راهنمایی و رانندگی مبنی بر هشدار به مسافران برای دقت در انتخاب استراحتگاه ها و دور شدن از حاشیه ی رودخانه ها و گردنه هایی که احتمال ریزش کوه وجود داشت، به گوش مردم نرسید. حتی افرادی که به سفر نرفته و در منازل خود به سر می بردند نیز از وقوع گرد و غبار ناگهانی و سپس طوفان و رگبار غافلگیر شدند. 
    وضعیت، زمانی بحرانی تر شد که به دلیل حجم بالای مسافران، یک طرفه شدن برخی مسیرهای شمالی، بسته شدن برخی تونل ها و مسیرها به دلیل ریزش کوه، کمبود نیروهای امدادرسان در ستاد بحران مناطق به دلیل تعطیلی! نبود تجهیزات و امکانات برای یافتن حادثه دیدگان در تاریکی شب، امدادرسانی به آسیب دیدگان با کندی صورت گرفته و در برخی مناطق متوقف شده بود. 
    اکنون، در این میان پرسش هایی به ذهن هر شنوده و بیننده یی خطور می کند: به رغم پیش بینی های صورت گرفته از سوی سازمان هواشناسی که خود نیز دارای ابهاماتی نظیر شدت و اندازه ی پیش بینی ها است، چرا اطلاع رسانی جامع و هشدار سراسری نسبت به وقوع طوفان و طغیان رودخانه ها در مناطقی که حدود 3 میلیون مسافر در آن به سر می برند، صورت نگرفته است؟ این هشدار باید در اندازه یی بود که مسافران حاضر در جاده نیز از آن اطلاع می یافتند. چرا تنها در اثر وقوع چنین حادثه یی که به نظر از وسعت شدت تخریب چندانی برخوردار نبوده، باید جان ده ها انسان گرفته شود و خانواده ها در شرایط تفریح و استراحت داغدار شوند؟ نیروهای امدادرسان و بالگردهای امداد و نجات در این وضعیت چه نقشی دارند؟ و ده ها پرسش دیگر که همگی پاسخی جز ضعف مدیریت بحران و ناهماهنگی میان دستگاه های گوناگون ندارد. 
    اطلاع رسانی ناکافی و نصفه و نیمه به مردم، کشته، زخمی و مفقود شدن ده ها نفر، ضعف و ناتوانی در کنترل شرایط، کند شدن سرعت امداد رسانی به حادثه دیدگان و در برخی مواقع توقف عملیات نجات در حوادثی که از وسعت و شدت بالایی برخوردار نیستند نشان از این دارد که نهادهای مدیریت بحران در ایران، خود، نیاز به مدیریتی جامع دارند تا ضعف ها و چالش های پیش روی آنها شناسایی و برطرف شود. 
    در چنین شرایطی اما و اگرها و احتمال ها نیز قوت می گیرد. شاید اگر اطلاع رسانی مناسب تر و گسترده تری نسبت به وقوع سیلاب در مسیر رودخانه ها و ریزش کوه در مسیرهای پرخطر داده می شد، اکنون شاهد این تعداد از جانباختگان نبودیم و خسارت های کمتری به مسافران وارد می آمد. 
    نبود برنامه ریزی های منسجم و آینده نگر، بی توجهی به آموزش همگانی در شرایط بحرانی مانند سیل، نحوه ی پاسخگویی مسوولان پس از وقوع بحران و بروز شایعه در شرایط بی خبری، ناهماهنگی میان دستگاه ها و سازمان ها، کمبود یا نبود تجهیزات لازم در امدادرسانی به آسیب دیدگان، در نظر نگرفتن شرایط جغرافیایی در مناطق گوناگون و بی توجهی به تجربه های پیشین در بحران های رخ داده از مهمترین و عمده ترین کاستی های حوزه ی مدیریت بحران است که در نگاه اول در مدیریت اینگونه حوادث به چشم می خورد. 
    در این میان تجربه ی سایر کشورهای پیشرفته مانند ژاپن می تواند الگوی مناسبی برای ارتقای هرچه بیشتر برنامه های مدیریتی در این زمینه باشد. این کشور وضعیت های بحرانیِ جدی و گسترده یی نظیر زلزله های قوی و سونامی های عظیم را پشت سر گذاشته است و در کارنامه ی مدیریتی خود، تجربه هایی را برجای گذاشته است که با اندکی مطالعه و الگوبرداری و تطبیق آن ها با شرایط موجود، می توان تا اندازه یی از چالش های پیش روی مدیریت بحران را از میان برداشت. 

    ادامه مطلب...
  • رسانه‌های عمومی، باید حوزه مستقلی به نام معماری و شهرسازی را به رسمیت بشناسند و نیروهای متخصص و خبرنگاران تخصصی در آن بخش فعالیت کنند و از این طریق، زمینه‌های تولید محتوا و در ادامه آن، تولید نقد در این حوزه فراهم شود.

     


     هدف از نقد، ارزیابی کیفیت آثار و شناخت هرچه بیشتر آن است. منتقد داوری است که ارزش هر اثر را تعیین می‌کند و واسطه‌ای است بین مخاطب و اثر تا مخاطب نیز به‌‌ همان اندازه با اثر ارتباط برقرار کند. شاید پربیراه نباشد اگر بگوییم نقد معماری از خود معماری بااهمیت‌تر است. اگر نیم‌نگاهی به شهر‌هایمان در چند دهه اخیر بیندازید، ضرورت نقد معماری را بیشتر لمس می‌کنید. اگر بپذیریم معماری می‌تواند بر فرهنگ جامعه اثرگذار باشد، نقد معماری وظیفه دارد فهم درست‌تری از معماری ارائه دهد و سطح سلیقه و درک جامعه را از مکان‌هایی که قرار است در آن زیست بهتری داشته باشند، ارتقا دهد. با این حال، کسانی که دستی بر این آتش کم‌سو دارند، از فقدان فضای نقد معماری سخن می‌گویند. دراین‌باره با علی اعطا معمار، پژوهشگر معماری و شهری و مشاور رسانه‌ای معاون شهرسازی و معماری وزیر راه و شهرسازی، گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم که می‌خوانید. 
     
    ‌تعبیر شما از  نقد چیست؟ 

    به‌طور سنتی، نقد گونه‌ای ارزیابی و سنجش و ارزش‌گذاری است برای تشخیص خوب از بد که از این راه امکان فهم و درک بهتر ارزش آثار فراهم می‌شود. اما نقد معماری از دید من یعنی نقد اثر، یا نقد مجموعه‌ای از آثار. منتقد معماری بر پایه اطلاعاتی که از اثر معماری به دست می‌آورد، به پشتوانه دانشی که در زمینه تاریخ و نظریه معماری دارد، با نگاه ویژه به شرایط اجتماعی و محیطی و مختصات بستر شکل‌گیری اثر، عمل نقد را انجام می‌دهد. بنابراین در کنار پارامترهای مختلفی که در امر نقد دخیل است، منتقد باید نگاه ویژه‌ای به مسائل اجتماعی و محیطی داشته باشد و در این‌صورت است که نقد قابل فهم می‌شود و معنا می‌یابد. به اعتقاد من، مجموع اینها را که کنار هم بگذاریم، می‌بینیم در ایران با فقدان جدی نقد معماری مواجهیم. 

    ‌این فقدانی که به آن اشاره می‌کنید درچه عرصه‌هایی بیشتر به چشم می‌آید؟ 

    من اول اشاره کنم که اساسا نقد معماری در چه عرصه‌هایی حضور دارد. یک عرصه، عرصه آموزش است. در آموزش معماری و مشخصا در فرایند آموزش طراحی معماری، در آتلیه‌های طراحی نقد حضور دارد. عرصه دیگر، خودانتقادی طراح یا تیم طراحی در فرایند طراحی یک اثر است. اما صحبت من به عرصه سوم مربوط است که عرصه رسانه‌هاست. رسانه‌ها را از این زاویه به رسانه‌های عمومی و تخصصی تفکیک می‌کنیم که من بیشتر درباره رسانه‌های عمومی صحبت می‌کنم؛ اگرچه صورت‌مسئله در این دو دسته از رسانه‌ها کمابیش یکی است.

    درباره نشریات تخصصی، پژوهشی توسط آقای ایمان رییسی در چارچوب تز دکترا انجام شده که به نقد معماری در نشریات تخصصی در چند دهه قبل از انقلاب اسلامی و بعد از آن می‌پردازد و نقش نقد در جهت‌دهی به معماری معاصر را بررسی می‌کند. نتیجه این تحقیق نشان داد که هم حضور و هم تأثیرگذاری نقد بسیار اندک بوده است. یعنی در رسانه‌های تخصصی که انتظار می‌رود نقد به صورت جدی حضور داشته باشد، این حضور بسیار کم‌رنگ است. در حوزه رسانه‌های عمومی به‌مراتب وضعیت بد‌تر است. بالاخره کسانی که بناست در مقام منتقد معماری فعالیت کنند، باید ردی از خودشان در نشریات تخصصی هم به‌جا گذاشته باشند، اما عمدتا چنین نبوده است. البته توجه کنیم وقتی از نقد در رسانه‌های عمومی حرف می‌زنیم، منظور نقد عوامانه نیست. در زبان فرانسه کلمه جالبی برای انتقال این مفهوم وجود دارد: divulgation. دیوولگاسیون. یعنی حرفی تخصصی را بدون اینکه محتوای آن تقلیل پیدا کند، به زبان مردم غیرمتخصص مطرح‌کردن؛ مفاهیم علمی را با زبان همه‌فهم بیان‌کردن. کاری که منتقدان معماری مشهوری مانند لوییس مامفورد آمریکایی یا فردریک ادلمن فرانسوی انجام می‌دادند و آنچه مطرح می‌کردند، اگرچه برای عموم مطرح می‌شد اما برای متخصصان هم دارای اهمیت جدی بود. 

    ‌لزوم نقد در حوزه معماری چیست و چه تأثیراتی می‌تواند بر بهترشدن وضعیت معماری کشور داشته باشد؟ 

    از آنجایی که تصور می‌کنم معماری بیش از اینکه یک امر مهندسی و فنی باشد نسبت جدی با فرهنگ دارد، پس مثل هر پدیده فرهنگی دیگر نیاز به نقد و بررسی دارد؛ اگرچه رویه‌ها و سازوکارهای اقتصادی هم جای خود دارند. درحال‌حاضر می‌بینیم گفتمان رایج جامعه و آن فهم عمومی‌ای که افراد جامعه از معماری دارند، از منشأ خاصی ایجاد می‌شود. یعنی آن ادبیاتی که در جامعه در حوزه معماری وجود دارد عمدتا محصول گفتمانی است که بنگاه‌های معاملات املاک تولید می‌کنند و معماران بازاری به‌عنوان رهبران فکری این بنگاه‌ها به ایجاد این گفتمان‌ها کمک می‌کنند. 

     بنابراین می‌خواهم بگویم با وجود آن ضرورت از بعد فرهنگی، ما می‌بینیم گفتمان رایج و فهم عمومی جامعه از معماری را گروهی شکل می‌دهند که نه‌تنها متخصص این امر نیستند، نه‌تنها دغدغه فرهنگی ندارند، بلکه به‌شدت به علت اینکه مسئله آنها نازل‌ترین سطح فعالیت اقتصادی یعنی دلالی است، گرایش‌های خاصی را ترویج می‌کنند. البته خود این موضوع هم جای تحلیل جدی دارد که موضوع بحث فعلی ما نیست. از این زاویه ادبیات معماری ما در عرصه اجتماع، از ادبیات یک قشر فرهیخته و متخصص پیروی نمی‌کند و در نتیجه سطح فهم مردم از معماری به‌شدت نزول پیدا کرده است منتها این تمام مسئله نیست، هرچند مهم‌ترین بخش مسئله است. 

    در شهرهای ما به‌تدریج آثار معماری شکل می‌گیرند و ساخته می‌شوند منتها این آثار کجا قرار است به بحث گذاشته شود تا گفت‌وگوهای فرهنگی شکل بگیرد و افق‌های جدید باز شود؛ تا مهارت‌های جدید و گستره‌های تازه ایجاد شود؟ در بهترین حالت، امروزه ما با نشریاتی مواجه هستیم که این آثار را صرفا معرفی می‌کنند. مثالی خدمت شما عرض کنم. حدودا از سال ۹۲ به این طرف جامعه حرفه‌ای معماری در ایران، درگیر مسئله‌ای به نام طراحی پاویون ایران در اکسپوی میلان بود. مسابقه‌ای شکل گرفت و ۱۲ شرکت طرح‌هایی را ارائه کردند. فکر نمی‌کنم این اندازه که موضوع اکسپو در رسانه‌ها مطرح شد، هیچ موضوع معماری دیگری مطرح شده باشد.  منتها هیچ‌کدام از مطالبی که منتشر شد نقد آثار ارائه‌شده در مسابقه نبود. درنهایت هم یک بنایی به‌عنوان پاویون ایران در میلان اجرا شد اما شما هیچ‌کجا نمی‌بینید کسی در مقام منتقد، این اثر را به نقد بگذارد. ۱۲ اثر با ایده‌های متنوعی در این مسابقه شرکت کردند. این‌طور هم نبود که بگوییم دستیابی به اسناد و مدارک آن موجود نباشد. آثار دیده شد، اما کسی راجع به آنها نقدی ننوشت. ممکن است کسانی به فرایند اکسپو و مسابقه پرداخته باشند. مثلا یکی از سایت‌های تخصصی معماری، فرایند مسابقه و مسائل حاشیه‌ای آن را با‌دقت و جسارت فراوان دنبال می‌کرد. یا اینکه خود من نقد نسبتا مفصلی درباره فرایند این مسابقه در روزنامه «شرق» نوشتم. اما حتی معدود کسانی که داعیه نقادی دارند، نقدی بر آثار ننوشتند و بعضا کسانی هم که درباره اثر اجراشده در میلان چیزی نوشتند، نقد را با فحاشی و لودگی اشتباه گرفته بودند.

    ‌به نظر شما چرا در کشور ما در این زمینه ضعف داشتیم و چرا نتوانستیم در دهه‌های اخیر که رسانه‌ها حضور جدی‌تری داشتند، عرصه نقد را رونق دهیم؟ آیا یکی از دلایل آن نبود فرهنگ نقد‌پذیری و نبود پیشینه نقد در ایران است؟ 

    مطلبی را که می‌فرمایید نه می‌توانم به طور کامل تأیید و نه رد کنم. در تأیید فرمایش شما می‌توانم به امری که ریشه در آموزش‌ها و ادبیات ما دارد، اشاره کنم. زمانی که در مدرسه به ما گونه‌های ادبی و گونه‌های نوشتار را درس می‌دادند، انواع نثر و انواع نظم را آموزش می‌دیدیم. در فرانسه، در گونه‌های نوشتار که در مدرسه آموزش می‌دهند، گونه‌ای به نام نقد هم آموزش داده می‌شود. یعنی نقد، به‌عنوان یکی از گونه‌های نوشتار، در مدرسه آموزش داده می‌شود. در آموزش گونه‌های نوشتار در ایران، ما هرگز با چنین چیزی مواجه نبوده‌ایم و از ابتدا، یعنی در مدرسه ما نقد را به‌عنوان یک گونه نوشتار نشناخته‌ایم. حالا کاری به ریشه‌های فرهنگی- تاریخی احتمالی این امر ندارم. اما با این حال، بالاخره ما امروز در ایران، مانند بسیاری از کشورهای جهان، نقد فیلم داریم؛ نقد هنرهای تجسمی داریم. نقد تئا‌تر داریم. اما نقد معماری نداریم. 

    ‌چه دلایلی وجود دارد که نقد در حوزه معماری آن‌گونه که در ادبیات و سینما وجود دارد، پا نگرفته است؟ 

    یک بخش آسیب‌شناسی نقد معماری در ایران مشخصا مربوط به شرایط ما در ایران است و بخشی از آن به یک موضوع جهانی برمی‌گردد که درباره‌اش صحبت خواهم کرد. 

     اولا ما در حوزه آموزش، منتقد معماری تربیت نمی‌کنیم. دانشکده‌های معماری ما سال‌های سال سمت‌وسویشان به این جهت بوده که طراح تربیت کنند. در زمانی که معماری، در مقطع کار‌شناسی ارشد پیوسته آموزش داده می‌شد- و خود من هم از آخرین فارغ‌التحصیلان دوران کار‌شناسی ارشد پیوسته معماری هستم - این امر پررنگ‌تر بود. ما در آموزش، منتقد معماری تربیت نکرده‌ایم. آموزش معماری می‌خواست همه ما را طراح تربیت کند. طبیعتا فارغ‌التحصیلان محصول این سیستم، گرایشی به تئوری و نقد نداشتند. البته بعد‌ها به‌تدریج، جایگاه دروس نظری در آموزش معماری کمی جدی‌تر شد. اما جای آموزش‌وپرورش مهارت‌های نقد معماری همچنان خالی است. 

    بعضی از دانشکده‌ها دو واحد نقد معماری تدریس می‌کنند اما با این سازوکار منتقد معماری پرورش نمی‌یابد. من تصور می‌کنم باید گرایش تحصیلی خاصی برای نقد معماری در دانشکده‌های معماری تعریف شود که ما منتقد معماری تربیت کنیم. 

    مطلب دیگر این است در شرایطی که ما منتقد حرفه‌ای معماری نداریم، کسانی که نقد معماری می‌نویسند افرادی هستند که هم کار حرفه‌ای معماری می‌کنند و هم نقد معماری می‌نویسند. این افراد ملاحظات حرفه‌ای دارند. این باعث می‌شود به‌فرض من کار همکارم را نقد نکنم، چون می‌دانم در مناسبات تجاری‌ای که ما با هم داریم یا بعد‌ها خواهیم داشت، این مشکل‌زا می‌شود. این آسیبی است که باعث می‌شود کسانی که نقد معماری می‌نویسند به گفتن حرف‌های کلی بسنده کنند و یک اثر را به صورت جدی نقد نکنند.

    نشریه‌ای در فرانسه به نام «کریتیکات» criticat وجود دارد که بیش از یک دهه است در این کشور منتشر می‌شود و تا حالا ۱۵ شماره آن منتشر شده و سردبیر آن، منتقد شناخته‌شده‌ای به نام خانم «فرانسواز فرومونو» است که استاد طراحی معماری در مدرسه بل ویل Belleville در پاریس است. «کریتیکات» به طور مشخص به نقد معماری می‌پردازد که بیشتر نگاه اجتماعی دارند و برای اینکه استقلالش را حفظ کند، افرادی که در آن قلم می‌زنند اساتید مدارس معماری هستند و کار حرفه‌ای معماری نمی‌کنند. این نشریه حتی آگهی هم نمی‌گیرد که مثلا وامدار صنعت ساختمان هم نباشد. به همین‌علت در قطع کوچک و سیاه‌وسفید منتشر می‌شود و صرفا به فروش متکی است. این مثال را زدم که بگویم نقد معماری استقلال می‌خواهد و نمی‌شود کسی امشب یک اثر معماری را نقد کند و فردا صبح با صاحب‌‌ همان اثر، مناسبات تجاری داشته باشد. 

    مشکل سوم این است که اکثر رسانه‌های عمومی ما توجیه نبوده و نیستند که مسئله معماری و شهری مسئله‌ای جدی است که باید مستقلا به آن پرداخت. خیلی سخت می‌توانید سردبیر روزنامه را توجیه کنید که صفحه‌ای به معماری اختصاص دهند و متأسفانه این صفحه را جزء صفحه‌های غیرضروری می‌دانند و در نبود منتقدان حرفه‌ای معماری، اساسا کسی هم نبوده که چنین فضاهایی را در رسانه‌های عمومی مطالبه کند. 

    ‌چه شرایطی بر نقد معماری به‌طورکلی در جامعه جهانی حاکم است که ممکن است به نقد معماری در ایران لطمه زده باشد؟ 

    باید در مقدمه بگویم از کجا نقد معماری سروکله‌اش پیدا شده و امروز چه شرایطی دارد. سالن‌ها و نمایشگاه‌های هنری در پاریس -عمدتا در لوور- و یا دیگر پایتخت‌های اروپایی سال‌های بعد از ١٨٥٠ و بیشتر در قرن ١٩ پدید آمد. یعنی زمانی که طبقه متوسط یا طبقه بورژوایی که امکان خرید و استفاده از آثار را داشت، به‌تدریج شکل می‌گرفت. قبل از آن، هنر مخصوص طبقه اشراف بود و آنها اصلی‌ترین حامی هنر و هنرمند بودند اما به‌تدریج طبقه بورژوایی پیدا شد که اینها باوجود اینکه توان خرید و استفاده از اثر هنری را داشتند، عمدتا فهم لازم را درباره کیفیت آثار نداشتند. در نتیجه به‌تدریج افرادی پیدا شدند که این‌جای خالی را پر می‌کردند. یعنی کسانی که ارزش‌های آثار هنری را برای این طبقه نوپا توضیح می‌دادند. این موضوع بیشتر درباره نقاشی و هنرهای تجسمی مطرح بود. در قرن ۱۹ دامنه نقد، به معماری هم گسترش پیدا می‌کند. به‌ویژه در قالب مجلات تخصصی که در سال ۱۸۳۰ تا ۴۰ به‌تدریج شکل می‌گیرند. 

    نشریه‌ای به اسم «آرجی‌‌ای» RGA آثاری که در شهرهای مختلف ساخته می‌شود چاپ و معرفی و گاهی نقد هم می‌کند، اما بیشتر به‌عنوان یک کاتالوگ مطرح بوده است منتها انتخاب خود مجله موضع نقادانه‌ای دارد. به‌تدریج نشریات دیگر شکل می‌گیرد که متعلق به اتحادیه‌های صنفی معماری بودند. در فرانسه اتحادیه «اس‌سی‌‌ای» SCA متشکل از بزرگ‌ترین معماران فرانسوی از سال‌های ۶۰ و ۷۰ نشریه‌ای را به نام Architecture چاپ می‌کنند که نشریه نفیسی بوده و گرایشی ترویج می‌کرده که عمدتا آرشیتکت‌هایی که عضو آن بودند به آن تمایل داشتند، گرایشی که مشخصا از مدرسه بوزار فرانسه ناشی می‌شده است. 

    به‌تدریج نقد بیشتر مطرح می‌شود در دوران مدرن متفکران جنبش مدرن مثل لوکوربوزیه معیارهایی را مطرح می‌کنند که روال معماری مدرن براساس این معیار‌ها شکل می‌گیرد. ادولف لوس در آلمان معیاری را مطرح می‌کند مبنی بر حذف تزئینات در معماری و می‌گوید «تزئین جنایت است». در این دوره، نقد با نظریه همگام می‌شود. نظریه‌پرداز‌ها نظریه‌ای مطرح می‌کردند و منتقدانی که با این جنبش همگام بودند، براساس‌‌ همان معیار‌ها، آثار را نقد می‌کردند. کم‌کم ایدئولوژی چپ شکل می‌گیرد و کسانی با این دید بحث‌هایی را مطرح می‌کنند که معماری ابزاری است برای یک جامعه پیشرفته‌تر، مدرن‌تر، عادلانه‌تر و... .

    برای مثال مجله‌ای به نام Architecture d aujourd hui (معماری امروز) در فرانسه هست یا در ایتالیا مجله دیگری به نام کازابلا Casabella که در متون تخصصی تاریخ نقد معماری خیلی درباره‌اش صحبت می‌شود. در آلمان نشریه‌ای به نام «دویچه بو زایتونگ» در قرن ۱۹ منتشر می‌شود اما در اواسط قرن ۲۰ تغییر گرایش پیدا می‌کند و مدافع معماری مدرن می‌شود. از سال ۱۹۸۰ به این طرف، پایه‌های این ایدئولوژی‌ها سست می‌شود و از طرف دیگر، گرایش‌های پست‌مدرنیستی هم در عرصه معماری ظهور می‌کند. اینها در یک پس‌زمینه پست‌مدرن معیارهای مدرن را به چالش می‌کشند بدون اینکه خودشان یک دستگاه نظری منسجم و یکپارچه‌ پیشنهاد دهند. بنابراین یک تکثری مطرح می‌شود. این نکته را در نظر بگیرید وقتی درباره نقد صحبت می‌کنیم، طبیعتا داریم درباره معیار‌ها صحبت می‌کنیم. در تعریف کلاسیک نقد می‌گویند نقد یعنی سره را از ناسره تشخیص‌دادن که این، معیار می‌خواهد. 

    وقتی پارادایم‌های رایج سست می‌شوند معنی‌اش این است که معیار‌ها سست می‌شوند. بعد از جریان پست‌مدرن و تضعیف پایه‌های تفکر چپ، نسل جایگزینی هم که اتوریته منتقدان قبلی را داشته باشد، شکل نمی‌گیرد و این باعث می‌شود مسئله نقد در دنیا با چالش مواجه شود کمااینکه در یکی از شماره‌های نشریه پژوهشی معماری و شهرسازی که وزارت فرهنگ فرانسه منتشر می‌کند، در یکی از شماره‌ها که موضوعش «نقد در زمان و مکان» است، مقاله‌ای می‌خواندم از خانم hélène jannière هلن ژانیر، که از بحران، احتضار و حتی مرگ نقد معماری صحبت می‌کرد. 

    اما از سوی دیگر، باوجود همه این حرف‌هایی که زدم، توجه کنیم از سال‌های ۲۰۰۰ به این طرف دستگاه فکری جدیدی شکل گرفته که خود این می‌تواند معیارهایی به دست دهد. پارادایم توجه به میراث، یک دستگاه فکری جدید است. وقتی می‌گوییم میراث، منظور میراث در دو بُعد است، یکی میراث طبیعی و دیگری میراث معماری و شهری. این پارادایم جدید می‌تواند به ما معیار دهد همان‌طور که می‌تواند معیار دهد که چگونه عمل کنیم، برای نقد هم معیارهایی در اختیار ما قرار خواهد داد کمااینکه رگه‌هایی از آن را هم در ایران امروز می‌توانید ببینید. 

    ‌درباره نقد با توجه به این پارادایم، توضیحات بیشتری دهید. 

    این پارادایم، یک دستگاه فکری بسیط است که می‌تواند شرح و بسط زیادی پیدا کند. معیارهای تازه، میزان انطباق عملکرد ما با میراث طبیعی از یک‌سو و میراث معماری و شهری از سوی دیگر است. نقش این میراث بسیار اهمیت دارد. اتفاقا مباحث توسعه پایدار هم نسبتی جدی با همین موضوع دارد که می‌توان به‌تفصیل راجع‌به آن صحبت کرد. 

    ‌در پایان، چه راهکارهایی پیشنهاد می‌دهید؟ 

    اگر بخواهم راهکار دهم باید برگردم به آسیب‌هایی که اشاره کردم. یکی اینکه ما در حوزه آموزش باید منتقد معماری تربیت کنیم. دوم اینکه ما باید نهادهایی داشته باشیم که درگیر مناسبات تجاری فعالیت حرفه‌ای معماری نباشند و در حوزه نقد و نظریه فعالیت کنند. البته امکان تحقق آن در ایران، به بحث جداگانه‌ای نیاز دارد. تا زمان رسیدن به این شرایط مطلوب، انجمن‌ها باید با همکاری با رسانه‌ها چنین خلأیی را تا حدی پر کنند. سوم اینکه حوزه معماری و شهر‌سازی در رسانه‌های عمومی، باید به‌عنوان یک حوزه مستقل شناخته شود که در حال حاضر این‌طور نیست.

    برای مثال در خبرگزاری‌ها، بخشی از مسائل این حوزه، به سرویس‌های شهری مربوط است. بخشی به سرویس اقتصادی و بخشی به سرویس فرهنگی. این یعنی قطعه‌قطعه‌کردن مسائل و مفاهیمی که باید به صورت یکپارچه مطرح شوند. 

    خود من در جایگاه مشاور رسانه‌ای معاون شهرسازی و معماری وزیر راه‌وشهرسازی، یا مشاور رسانه‌ای دبیر شورای‌عالی شهرسازی و معماری، این مشکل را خیلی جدی لمس می‌کنم. رسانه‌های عمومی، باید حوزه مستقلی به نام معماری و شهرسازی را به رسمیت بشناسند و نیروهای متخصص و خبرنگاران تخصصی در آن بخش فعالیت کنند و از این طریق، زمینه‌های تولید محتوا و در ادامه آن، تولید نقد در این حوزه فراهم شود. رسانه‌های عمومی، نباید مسائل یکپارچه حوزه معماری و شهرسازی را در چند سرویس مختلف پخش و پراکنده کنند.

     

     

    ادامه مطلب...
  • گاهی اوقات ما مجبور میشویم که برخی از کارهای عقب افتاده را در منزل انجام بدهیم بنابراین وجود یک اتاق کار در خانه می تواند کمک زیادی به ما در مدیریت کارهایمان بکند.

    از همین رو طراحی دکوراسیون اتاق کار و چگونگی قرار گیری وسایل مورد نیازمان در اتاق کار از اهمیت فراوانی برخوردار است ، اگر می خواهید اتاق کارتان را به صورت ایده آلی طراحی کنید و از کار کردن در اتاقتان لذت ببرید مشاهده تصاویر زیر را به شما پیشنهاد می کنیم. امیدواریم که با مشاهده این تصاویر زیبا ایده هایی برای طراحی اتاق کارتان در ذهن شما نقش ببندد.

    طراحی دکوراسیون اتاق کار,اتاق های کار ایده آل
    دکوراسیون اتاق کار,طراحی های اتاق کار

    دکوراسیون اتاق کار زیر راه پله

    اتاق کار زیر راه پله ها, طراحی اتاق کار زیر راه پله
    دکوراسیون و چیدمان اتاق کار, طراحی اتاق کار

    طراحی ایده آل اتاق کار

    اتاق های کار ایده آل, دکوراسیون اتاق های کار
     

     

     

    ادامه مطلب...
  • نزدیک به یک ماه از توافق هسته یی ایران و کشورهای گروه 1+5 می گذرد؛ توافقی که پس از کش و قوس های 12 ساله، سرانجام به نتیجه رسید تا حقانیت و برتری منطق و گفت و گو بر زور و اسلحه را برای جهانیان به اثبات رساند. اندک مخالفان توافق هسته یی در روزهای گذشته تلاش کردند تا با تشکیل کمپین های مختلف تمام تلاش خود را برای ضربه زدن به این توافق صرف کنند. این در حالی است که صدای موافقان توافق رساتر از مخالفان است. تعداد زیادی از فعالان ضد جنگ و حامیان صلح در سراسر جهان کمپینی را در حمایت از توافق هسته یی شکل دادند و با نامگذای روز پانزدهم اوت (24 مرداد) با عنوان «روز جهانی صلح برای ایران» و برپایی راهپیمایی های گسترده در بیش از 80 شهر جهان، صدای حمایت خود را از صلح و آرامش پایدار به گوش جهانیان رساندند. درباره ی این موج مشارکت جهانیِ صلح طلب، بیان چند نکته بایسته به نظر می رسد: 1-توافق هسته یی ایران و گروه 1+5 گامی مهم در راستای تقویت دیپلماسی به عنوان ابزاری نیرومند و اثر گذار و دوری از زور و جنگ در روابط بین الملل به شمار می رود. در این توافق کشورهای سردمدار زور و قدرتِ جهان دریافتند که شیوه ها و ابزار زورمندانه و رویکردهای کدخدامنشانه در روابط بین الملل نمی تواند راه به جایی ببرد و خواست ملی و اقتدار یک کشور و ملت را نمی توان نادیده گرفت و یک کشور مقتدر در دستیابی به اهداف صلح طلبانه ی ملیِ خود تسلیم ناپذیر است. با توجه به این امر و برتری و قدرت دیپلماسی بر جنگ و ابزارهای نظامی، ایران با خط مشیِ موفق خود، منطقی جهانی بر پایه ی تفاهم و تعامل را شکل داد. به طوری که « باراک اوباما» رییس جمهوری آمریکا، خواستار راه اندازی کمپینی به طرفداری از توافق هسته یی شد و از هوادارنش خواست در حمایت از این توافق صلح آمیز به خیابان ها آمده و راهپیمایی کنند. 2- پیام این کمپین افزون بر حمایت از توافق هسته یی، نشان دهنده ی گسترش گفتمان صلح در جهان برای برقراری ثبات و آرامش پایدار به شمار می رود. از دیگر سو خود پویشیِ ایجاد شده و مشارکت فراگیر عامه مردم در سراسر جهان نشان دهنده ی این است که افکار عمومی بدون دخالت و خط گرفتن از گروه، حزب یا دولت خاصی اراده های خود را به صورت روشن و مشخص در راستای نظم و آرامش به دور از جنگ و خونریزی محکم ساخته اند. به عبارتی امروز صلح، ارزشی جهانی شده است که انسان ها افزون بر ارزش های ملی خود، به مثابه ی شهروندانی جهانی، آن را برای همگان می خواهند. 3- توافق هسته یی ایران و کشورهای 1+5 از آنجا که در چارچوب های دیپلماتیک شکل گرفت و در آن نه زور و قدرت اسلحه که تعامل و منطق حکمفرما بوده است، مخالفانی نیز داشته و از دلواپسان داخلی و آمریکایی تا برخی طرف های منطقه یی از جمله رژیم صهیونیستی و... به بهانه هایی همچون ترس و نگرانی، تهدید علیه امنیت ملی و جهانی، فریب و... بر طبل مخالفت می کوبند و اجرای آن را بر نمی تابند. اگر چه توافق هسته یی آماج مخالفت های پیوسته و تبلیغات منفی رسانه یی و اعتراض های خیابانی قرار گرفت، بر خلاف مخالفت ها که وابسته به دولت ها و جریان های سیاسی و حزبی بود، حمایت ها موجی گسترده، عمومی و خودجوش است. 4- کمپین جهانی حمایت از توافق هسته یی نه فقط پویشی فراگیر از سوی عامه ی مردم که مورد حمایت هنرمندان، اندیشمندان و به طور کلی نخبگان ایران و جهان بوده است؛ پویشی خودجوش که یکی از فعالان اصلی آن، ایرانیان مقیم کشورهای خارجی بودند که با هر مرام، باور، دین و روشی، هویتِ ملی خود را به نمایش گذاشته و نشان دادند هر کجا باشند ایرانی می مانند و همچون حلقه های زنجیر همبستگی خود را استوار نگه می دارند. از دیگر سو شکل گیری این کمپین و موارد مشابه آن نشان می دهد که نهادهای مدنی نه یک مفهوم بلکه واقعیتی انکارناپذیر در جهان کنونی هستند که می توانند با قدرت نرمی که دارند در موضوع هایی همچون صلح، امنیت و آرامش پایدار در جهان موثر واقع شوند. 5- در این میان نباید نقش پررنگ شبکه های اجتماعی را نادیده گرفت؛ جهانی گسترده که کنش های ارتباطی انسان را در فضایی مجازی، رنگ واقعیت بخشیده است. امروزه دامنه و گسترش شبکه های اجتماعی به گونه یی است که قدرت تاثیری فراتر از رسانه های موجود همچون رادیو، تلویزیون و... یافته و این امکان را فراهم کرده است که افراد از سراسر جهان بتوانند درمسایل اجتماعی، سیاسی و انسان دوستانه و صلح طلبانه بدون سوگیری های حزبی، گروهی یا وابستگی به جریان های سیاسی، در حمایت از موضوع های گوناگونی همچون توافق هسته یی، محیط زیست و... پیوند و ارتباطی نزدیک و همسو داشته باشند و شبکه های اجتماعی به عنوان پل ارتباطی قدرتمند، کمک زیادی به گسترده شدن این کمپین حمایتی کرده اند. 

     

    ادامه مطلب...
  • پس از 22 ماه گفت و گو و رایزنی های شبانه روزی میان ایران و 1+5 (شامل روسیه، آمریکا، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) سرانجام بیست و سوم تیرماه (چهاردهم ژوییه) دو طرف بر روی متن «برجام» (برنامه ی جامع اقدام مشترک) به توافق رسیدند؛ توافقی که از یک متن اصلی به همراه پنج پیوست (شامل موضوع های هسته یی، تحریم ها، همکاری در زمینه ی انرژی هسته یی صلح آمیز، تاسیس کمیسیون مشترک و همچنین برنامه ی اجرایی) تشکیل می شود و پس از اجرایی شدن، در کنار ادامه ی فعالیت های صلح آمیز هسته یی ایران، تمامی تحریم های هسته یی نیز لغو خواهد شد. در این شرایط در ارتباط با طرح برجام در مجلس شورای اسلامی به منظور تصویب یا رد آن بحث های گوناگونی در جریان است. عده یی با استناد به اصل 77 قانون اساسی این موضوع را در زمره ی اختیارات مجلس می دانند چرا که بر اساس این اصل «عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقتنامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.» از طرفی بر اساس اصل 125 قانون اساسی «امضای عهد نامه ها، مقاوله نامه ها، موافقتنامه ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت ها و همچنین امضای پیمان های مربوط به اتحادیه های بین المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رییس جمهور یا نماینده ی قانونی اوست.» در طرف مقابل اما اوضاع به گونه یی دیگر است و حقوقدانان و کارشناسان حامی رویکردِ بی نیازی برجام از تصویب مجلس، برنامه ی جامع اقدام مشترک را –همان طور که از نام آن پیدا است- موافقتنامه، کنوانسیون یا معاهده ی بین المللی تلقی نمی کنند. در نتیجه نمی توان آن را ذیل اصل 77 یا 125 قانون اساسی قرار داد. به باور آن ها دلیل های گوناگونی را می توان در تایید این موضوع برشمرد؛ نخست آنکه برنامه ی جامع اقدام مشترک به خاطر شکل تنظیم سند و همچنین قصد و نیت 2 طرف (ایران و 1+5) شامل اقدام های داوطلبانه و متقابل است؛ اقدام هایی که منوط به اقدام طرف مقابل خواهد بود. از این رو این سند را نمی توان یک عهدنامه، مقاوله نامه، قرارداد یا موافقتنامه ی بین المللی قلمداد کرد. دوم آنکه به تازگی شورای امنیت سازمان ملل با رای قاطع 15 عضو دایم و غیردایم این شورا قطعنامه ی 2231 را در مورد ایران از تصویب گذراند که به موجب آن تمامی قطعنامه های ضدایرانی پیشین لغو خواهد شد. افزون بر آن، برجام به عنوان ضمیمه ی این قطعنامه مورد تایید قرار گرفته است. بر این اساس قطعنامه های شورای امنیت از جمله قطعنامه ی 2231 را نمی توان به همراه ضمیمه ی آن (متن برجام) به منظور تایید یا رد به مجلس ارایه داد. سوم آنکه توافق صورت گرفته به صدور قطعنامه ی سازمان ملل منجر شد؛ قطعنامه یی که فراتر از قوانین داخلی کشورها و برای آن ها الزام آور است. همین قطعنامه های 6 گانه بود که اجماعی جهانی علیه ایران ترتیب داد و امروز با صدور قطعنامه 2231 این اجماع فروپاشیده است. افزون بر آن، توافق میان ایران و 6 قدرت جهانی که به پیوست قطعنامه ی مورد اشاره به وقوع پیوسته است همانند قطعنامه ی 598 -که بدون تصویب مجلس اجرا شد- می تواند اجرایی شود. بنابراین، از این دیدگاه می توان توافق وین با مُهر تایید شورای امنیت را قانونی فراملی دانست که بی نیاز از تصویب مجلس است. چهارم آنکه حدود 2 سال پیش و از ابتدای آغاز گفت و گوهای هسته یی به صورت جدی، تصمیم گیری حتی در ارتباط با جزیی ترین مسایل از سوی شورای عالی امنیت ملی و با نظارت رهبری انجام می گرفت. از این رو، بر اساس اصل 176 قانون اساسی موضوع بسیار حساس هسته یی در حوزه صلاحیت شورای عالی امنیت ملی قرار می گیرد. همچنان که در 12 سال گذشته رسیدگی به این موضوع در حوزه ی صلاحیت و اختیار این شورا بوده است. در مجموع، هرچند بسیاری از حقوقدانان و اساتید این رشته از دیدگاه حقوقی، برجام را نیازمند به تصویب مجلس نمی دانند ولی از منظر سیاسی و حفظ منافع ملی نیز مطرح نشدن برجام در مجلس از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که برجام در هیچ یک از پارلمان های اعضای 1+5 از تصویب نمی گذرد و اگر مجلس ایران آن را تصویب کند به قانونی لازم الاجرا تبدیل می شود و دیگر امری داوطلبانه و برگشت پذیر (در صورت نقض توافق از سوی طرف مقابل) تلقی نخواهد شد؛ این در حالی است که در طرف مقابل چنین الزامی وجود ندارد. تنها مورد خاص، مطرح شدن برجام در کنگره ی آمریکا است که آن هم نه به منظور تصویب توافق بلکه با هدف رد توافق صورت گرفته است. افزون بر آن، بخش زیادی از تحریم ها از سوی کنگره ی آمریکا بر کشور ما تحمیل شده است و به منظور لغو این دسته از تحریم ها، موافقت اعضای کنگره با توافق صورت گرفته ضروری است. جدا از مباحث حقوقی، مصلحت نبودن تصویب برجام از سوی مجلس -به دلایل بیان شده- به منزله ی بی توجهی به نمایندگان مردم نیست. در نتیجه ی توجه به اهمیت نقش این نهاد قانونگذاری است که «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ی کشورمان بارها در صحن علنی مجلس و کمیسیون های گوناگون حضور یافته و نمایندگان را در جریان جزییات گفت و گوها قرار داده است.

     

    ادامه مطلب...
  • پس از توافق تاریخی وین میان ایران و 1+5، متن این توافق در برخی از مجالس کشورهای عضو این گروه از جمله ایران و آمریکا در دست بررسی است. در همین راستا پنج شنبه ی گذشته یکم مردادماه (بیست و سوم ژوییه) «جان کری»، «ارنست مونیز» و «جیکوب لو» وزیران امور خارجه، انرژی و دارایی آمریکا در نشست کمیته ی روابط خارجی سنا حضور یافتند و به پرسش های سناتورها در ارتباط با توافق هسته یی با ایران پاسخ گفتند. 
    امروز جمهوریخواهان بر بیشتر صندلی های کنگره (سنا و مجلس نمایندگان) تکیه زده اند و نزدیک به 2 ماه (تا هفدهم سپتامبر/بیست و ششم شهریورماه امسال) زمان دارند تا متن برجام (برنامه ی جامع اقدام مشترک) را بررسی و نتیجه ی نهایی را اعلام کنند. 
    این اکثریت جمهوریخواه تاکنون به گفت و گوها و نتایج آن روی خوش نشان نداده و بارها «باراک اوباما» رییس جمهوری این کشور را به رد این توافق تهدید کرده اند. از این رو، اختلاف و شکاف میان دولت و کنگره در این برهه از گفت و گوها -که توافق نهایی میان 2 طرف مذاکره کننده حاصل شده است- هنوز به شدت خود باقی است و مختصر نگاهی به نشست کمیته ی روابط خارجی آشکارا توصیف کننده این کشمکش درونی در ایالات متحده است. 
    تاثیرپذیری کنگره زیر کنترل حزب جمهوریخواه از لابی صهیونیستی «آیپک» بر کسی پوشیده نیست. این نهاد قانونگذاری آمریکا حدود یک ماه قبل از «بیانیه ی سوییس» بدون اطلاع اوباما از «بنیامین نتانیاهو» درخواست کرد تا برای سخنرانی در صحن کنگره حاضر شود و از آنجا به عنوان تریبونی به تکرار ادعاهای واهی خود بپردازد. یک هفته پس از آن 47 سناتور تندرو جمهوریخواه طی نامه ی سرگشاده یی به سران ایران، عمر توافق هسته یی را تنها تا پایان دولت اوباما دانستند و با فشار بر اوباما وی را مجبور به امضای طرح موسوم به «بازبینی توافق هسته یی در کنگره 2015» کردند. 
    هرچند براساس این طرح که از سوی هر 2 مجلس آمریکا به تصویب رسید و اوباما نیز با امضای خود پای آن مُهر تایید زد کنگره توانایی تایید یا رد این توافق را دارد اما به باور کارشناسان به دلایل عملی و سیاسی، رد توافق تحقق نخواهد یافت و جنجال سناتورهای دلواپس راه به جایی نخواهد برد. 
    از جمله دلایلی ناتوانی عملی کنگره را می توان در قانون اساسی ایالات متحده یافت؛ قانونی که بر اساس آن رییس جمهوری از حق وتو برخوردار است به این معنی که در صورت رد احتمالی برجام، اوباما قادر خواهد بود که آن را وتو کند. از طرفی بی تاثیر کردن وتوی رییس جمهوری نیاز به رای دو سوم اعضای کنگره دارد که به باور کارشناسان کسب این میزان رای کار آسانی نیست. 
    دیگر محدودیت اقدام کنگره به قطعنامه ی تازه ی 2231 شورای امنیت سازمان ملل برمی گردد؛ قطعنامه یی که هفته ی گذشته با رای قاطع تمام 15 عضو دایم و غیردایم این شورا از تصویب گذشت و براساس آن 6 قطعنامه ی تحریمی پیشین علیه ایران لغو خواهد شد و همچنین 193 کشور عضو سازمان ملل ملزم به تبعیت از این قطعنامه هستند. 
    در کنار این محدودیت ها اما مسایلی سیاسی و روانی وجود دارد که کنگره را در انزوا فروخواهد برد. توافق هسته یی ایران و 1+5 و تایید ادامه ی فعالیت های هسته یی صلح آمیز کشور ما اینک مورد حمایت جامعه ی جهانی قرار گرفته است. در پی اذعان جامعه ی جهانی به حقوق هسته یی ایران بود که جمعه ی همین هفته (دوم مرداد/بیست و چهارم ژوییه) 73 نفر از شخصیت های سیاسی و نظامی 22 کشور اروپایی با انتشار بیانیه ی مشترکی خواستار حمایت تمامی کشورهای اروپایی و جامعه ی بین المللی از توافق هسته یی ایران و گروه 1+5 شدند. 
    افزون بر آن، توافق تاریخی وین دوشنبه ی گذشته مورد تایید رسمی شورای وزیران امور خارجه ی اتحادیه ی اروپا قرار گرفت؛ مُهر تاییدی که ایران را به مقصدی برای سفر وزیران و سران کشورهای قاره ی سبز تبدیل کرد تا با بهره گیری از این فرصت، بنای روابط خود را با تهران برای دوران پساتحریم تحکیم کنند. 
    بنابراین، سفر هفته ی گذشته «زیگمار گابریل» معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد و انرژی آلمان در صدر هیاتی 60 نفره به ایران و همچنین سفر سه شنبه ی این هفته ی «فدریکا موگرینی» مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و چهارشنبه ی «لوران فابیوس» وزیر امور خارجه ی فرانسه به تهران را می توان در همین قالب بررسی کرد. افزون بر آن، برخی گزارش ها از سفر «سباستین کورتز» وزیر امور خارجه ی اتریش، وزیران امور خارجه و اقتصاد ایتالیا و نیز سه وزیر صنعت، انرژی و گردشگری اسپانیا در صدر یک هیات 40 نفره تجاری به ایران حکایت می کند. 
    بدون شک، اعضای کنگره ی آمریکا نمی توانند بی توجه به صف های طولانی کشورهای گوناگون برای ورود به ایران دست به اقدام های دلبخواهانه و غیرمنطقی بزنند آن هم در شرایطی که تمام گزینه های روی میز آن ها در عمل تنها به گزینه ی مذاکره و چانه زنی محدود شده است. 
    در پاسخ به گزاف گویی ها و سخنان جنگ طلبانه ی مخالفان توافق در کمیسیون روابط خارجی بود که «جان کری» وزیر امور خارجه ی آمریکا خطاب به آن ها تاکید کرد «به صراحت می گویم تسلیم شدن ایران خیال خام است.» وی همچنین با رد گزینه ی حمله به ایران با استناد به اظهارنظرهای کارشناسان ارتش این کشور افزود «ما گزینه یی جز مذاکره با ایران نداشتیم.» 
    غرب و به خصوص آمریکا به این نکته ی مهم پی برده است که فناوری هسته یی ایران به عنوان فناوری بومی به وسیله جنگ و نظامی گری قابل نابودی نخواهد بود. چه بسا که در صورت رد این توافق از سوی کنگره به قول کری و به باور تحلیلگران، ایالات متحده در انزوای خویش ساخته فرو رود چرا که آمریکا به تنهایی طرف توافق با ایران نیست و پنج کشور دیگر در قالب گروه 1+5 (شامل انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و آلمان) حامی این توافق اند. مذاکره کنندگان این کشورها نزدیک به 2 سال گفت و گوهای سخت و فشرده یی را با جدیت تمام پیگیری کرده اند. از طرفی رد این توافقی که از سوی اتحادیه ی اروپا و سایر کشورهای جهان مورد تایید قرار گرفته است رژیم صهیونیستی را نیز به عنوان تندروترین مخالف توافق به انزوا خواهد کشاند. 
    در مجموع، هر چند این گفت و گوهای سلسله وار تاکنون با فراز و نشیب های همراه بوده است اما در تمامی نشست ها تشنگی 2 طرف برای حل این بحران فرسوده و غیرضروری احساس می شد و اصل «جدیت» به عنوان اصلی ثابت و پایدار خودنمایی می کرد. 
    پس از این دیپلماسی دشوار میان ایران و 1+5 امروز گفت و گوها وارد مرحله یی شده است که به نظر نمی رسد هیچ کدام از 2 طرف حتی تصور بازگشت به شرایط قبل از توافق را در سر داشته باشند چرا که بازگشت به حالت صفر، هزینه های سنگینی را برای آن ها به همراه خواهد داشت. ضمن آن که تلاش ها برای ضربه زدن به این توافق به نتیجه نخواهد رسید زیرا این توافق تاریخی اینک مورد اجماع و حمایت جهانی قرار گرفته است و هرگونه سنگ اندازی در مسیر تایید نهایی توافق محکوم به شکست است. 

    ادامه مطلب...
  • اسباب کشی به یک خونه جدید خیلی هیجان انگیزه و یک فرصت جدید برای تغییر و ایجاد تنوع در زندگیه. لازمه این موضوع حتما این نیست که لوازم خونه رو تغییر بدیم. بلکه با کمی برنامه ریزی و خلاقیت، با همون وسایل قبلی میشه فضای متفاوتی رو ایجاد کرد. در این مطلب به این موضوع میپردازیم که در یک خونه جدید چطور شروع به چیدن و مبلمان کنیم.

    مبلمان خانه جدید

    برای مبلمان خانه جدید خلاق و ایده پرداز باشید

    در حال حاضر شما یه خونه خالی دارین و باید اون رو به شکلی زیبا مبلمان کنین. این خیلی مهمه که در خونه جدیدتون احساس راحتی داشته باشین و براتون خوشایند باشه. این موضوع هم خیلی به بزرگی و کوچکی خونه و لوازم گران قیمت مرتبط نیست و فقط باید کمی خلاق و ایده پرداز باشین. برای مبلمان خونه جدید نباید از خلاقیت واهمه داشته باشین و به هر ایده ای که به ذهنتون میرسه فکر کنین و بهش پر و بال بدین و امتحانش کنین. شاید واقعا منجر به یک اتفاق عالی بشه.

    خانه جدید

    قبل از مبلمان خانه جدید، همه جا رو تمیز و مرتب کنید

    یکی از نکات خیلی مهم برای مبلمان خانه جدید، اینه که خانه رو آماده کنین. برای چیدمان یک خونه، لازمه که اتاقها کاملا تمیز باشن و هیچ نوع کثیفی و رنگ رفتگی نداشته باشه. اگر خونه نو ساز باشه که کثیفی زیادی نداره، ولی اگر نو ساز نیست و قبلا استفاده شده، قبل از اینکه وسایلتون رو به خونه جدید منتقل کنین، اگر دیوار ها رنگ آمیزی مناسبی ندارن بهتره که یه فکری براش بکنین. اگر بودجه خیلی کمی دارین، یه سطل رنگ و قلمو بردارین و شروع به رنگ کردن کنین. اگر هم بودجه کافی دارید، پیشنهاد میکنم از کاغذ دیواری های مختلف و متنوعی که در بازار موجوده استاده کنین و یا هر مصالحی که دوست دارین. به تناسب رنگی که برای دیوارها انتخاب میکنین و لوازمی که در اون اتاق قرار میدین دقت کنین.

    مبلمان خانه

    در آشپز خونه هم به تمیزی کابینت ها و دیوار ها و شیرهای آب دقت کنین و اگر نیاز به ترمیم یا تمیزی داره و یا در کل خونه، هر نکته ای رو که میبینید و به نظرتون مهمه که رفعش کنین، انجام بدید.

    خوب نگاه کنید و نکات مختلف رو یادداشت کنید

    پیشنهاد دیگم اینه که یک دفترچه یادداشت بردارین و نکاتی که به ذهنتون میرسه یادداشت کنین. همه اتاقها رو دقیق بررسی کنین و لیستی از نکات مورد نظرتون و ایده هایی که به ذهنتون میرسه و همچنین پتانسیل هایی که هر اتاق داره تهیه کنین. این به شما کمک میکنه که کاملا مشرف به همه ویژگی های منزل جددتون باشین و با توجه به اونها، بهترین سلیقه رو برای چیدمانش به خرج بدید.


    مبلمان

    بعد از دیدن و بررسی، گوشه ای بشینید و برنامه ریزی کنین که چه اتاقی چطور و با چه وسایلی چیده بشه. اینکه بهتره چه رنگی در اون غالب باشه و چه سبکی چیده بشه.

    برای مبلمان خونه جدیدتون، پیشنهاد میکنم همه اتاقها و کل خونه رو به یه شکل و یه رنگ در نیارید. چرا که این مساله باعث کسل و خسته کننده شدن خانه میشه. اینکه هر اتاقی یه رنگ و یه طرح داشته باشه و کیفیت منحصر به فردی داشته باشه باعث هیجان انگیز شدن خونه میشه و باعث شادابی میشه.

    ادامه مطلب...
  • اتاق خواب شخصی ترین بخش خانه اس و در واقع پناهگاهی در برابر شلوغی و مشغله های خارج از خانه و زندگی روز مره اس. هر کسی با سلیقه شخصی خودش، اتاق خوابش رو دکور میکنه. در واقع  ایده آل بودن دکوراسیون داخلی با توجه به سلایق افراد در ذهن هر شخص متفاوته. در این مطلب به اتاق خواب میپردازیم و اینکه چه مواردی در دکوراسیون اتاق خواب  پر اهمیته.

    وقتی که تزیین یک اتاق خواب رو در ذهن داشته باشیم، نتیجه نهاییش باید تصویری به یاد ماندنی، زیبا و آرامش بخش باشه. رنگ، فضا و دکوراسیون مجموعه ای از خلق و خوی یک اتاق خوابه که باید به خوبی شناخته و رعایت بشن و وقتی کنار هم قرار میگیرن باید همچون قطعه ای شعر، روح رو نوازش کنه.

    آرامش در دکوراسیون اتاق خواب

    اولین نکته که کلا در دکوراسیون داخلی خیلی مهمه و همه میدونیم، آرامش هست. این اهمیت در اتاق خواب چند برابر میشه. چرا که قراره بعد از یک روز طولانی و پرمشغله، برای چند ساعت استراحتی کنیم و خستگی های روزمره از بدنمون خارج بشه. آرامش در اتاق خواب به خیلی چیزها بستگی داره. به لوازم، نوع چیدمان، رنگهایی که به کار میبریم و خیلی از نکات دیگه که کم کم راجع به شون صحبت میکنیم. لوازمی که برای اتاق خواب استفاده میکنیم و فرم و ویژگی هاش هم خیلی تاثیر گذاره.

    رنگ در دکوراسیون اتاق خواب

    اینکه بتونیم با رنگها بازی کنیم و در ترکیبهایی، تعادل و زیبایی رو باهم ایجاد کنیم توانایی خاصی میخواد که تنها و تنها با تجربه انواع رنگها، تصور و شجاع بودن در این کار ایجاد میشه. خیلی مهمه که از ترکیب و تجربه نترسیم و شجاعت کارهای جدید رو در دکوراسیون داشته باشیم. در غیر اینصورت، تنها چیزی که حاصل میشه، ترکیبات تکراری و بعضا کسل کننده اس.

    قبلا هم در بحث های روانشناسی رنگها1 و روانشناسی رنگها2 اشاره کردیم که چه رنگهایی چه تاثیری بر روح و فضا میذاره. اینکه رنگهای خنک ممکنه به تنهایی ایجاد خواب آلودگی و کسل کنندگی داشته باشه و رنگهای گرم به تنهایی هیجان بیش از حدی ایجاد میکنن و هیچ یک از این ترکیبها مناسب یک فضای مسکونی نیست. البته رنگهای خنک مثل سبز و. آبی کمرنگ در اتاق خواب های تک نفره که تنها برای استراحت هستند، انتخاب خیلی بدی نیست. ولی همچنان پیشنهاد ما، بازی با رنگهاست. و هیچوقت توصیه نمیکنیم یک اتاق تنها و تنها با یک رنگ تزیین شه. چون تاثیرات منفی زیادی بر روان میذاره.

    بحث رنگ در اتاق خواب خیلی گسترده اس که مطلبی کاملا جدا گانه رو میطلبه. انشاالله در آینده حتما به این مطالب میپردازیم.

    تزیینات و وسایل در دکوراسیون اتاق خواب

    تزیینات و وسایل برای اتاق خواب تا حد معقولی احتیاجه و زیبایی میاره. ولی اگر از حدش بگذره، حتی اگر خیلی لوکس و زیبا باشه، نه تنها زیبایی خودش و بقیه وسایل رو نشون نمیده بلکه فقط باعث شلوغی و بهم ریختگی در اتاق میکنه. پس باید در انتخاب وسایل و تزیینات و همچنین در مقدار استفاده این لوازم با توجه به بزرگی و کوچکی اتاق خواب دقت کنیم. سعی نکنیم اتاقمون رو با انواع وسایلی که میبینیم و خوشمون میاد فقط پر کنیم. گاهی باید از بعضی چیزها بگذریم و کنار بذاریمشون تا بتونیم اتاق زیبا و مناسبی رو دکور کنیم.

    تخت خواب در دکوراسیون اتاق خواب

    این موضوع که چه نوع تختی و با چه فرمی رو برای اتاق خواب انتخاب میکنید رو در این مطلب بررسی نمیکنیم. ولی این نکته رو حتما باید توجه داشته باشیم که تخت در کدوم قسمت اتاق قرار میگیره. این موضوع خیلی مهمه و در آرامشی که در خواب داریم تاثیر مستقیم و خیلی زیادی داره و خیلی ها بهش توجه نمیکنن. تخت خواب باید در قسمتی از اتاق خواب قرار بگیره که حتی الامکان از در ورودی دید نداشته باشه. مخصوصا روبروی در ورودی نباشه. تخت رو باید درقسمتی قرار داد که کمترین دید رو از بیرون اتاق داشته باشه.

     

     

    ادامه مطلب...
  • تا به حال فقط از خونه های کوچک و کمبود جا صحبت کردیم و اینکه چطور یک خونه کوچیک رو درست مبلمان کنیم. خیلی از خونه ها هم بزرگ هستن و از جهت بزرگی مبلمانش سخت میشه. ممکنه خونه ای دارای یک پذیرایی بزرگ باشه که شما رو برای چیدن مبلمانتون دچار مشکل کنه. در این مطلب پیشنهادهایی رو میدیم که میتونه به شما در چیدن پذیرایی بزرگتون کمک کنه.

    مبلمان پذیرایی

    از پارتیشن ها در فضاهای بزرگ استفاده کنید

    از بهترین راه حل هایی که برای تفکیک فضاهای بزرگ میشه به کار برد پارتیشن ها هستن. پارتیشن ها صفحه هایی هستن که از جنس های مختلفی موجودن. پارتیشن ها در فضاهای بزرگ میتونن فضاهای خوبی رو ایجاد کنن. به این صورت که مثلا اگه علاقه به مبلمان سنتی در قسمتی از پذیراییتون دارید با پارتیشن چوبی میتونید این کار رو به خوبی انجام بدید. به طوری که پذیرایی شما به دو قسمت با مبلمان سنتی و مدرن تبدیل میشه که کاملا از هم جدا هستن و از نظر زیبایی بصری مزاحمتی برای هم ایجاد نمیکنن.

    پارتیشن در پذیرایی

    پنجره های بزرگ در پذیرایی

    در فضاهای بزرگ و به طور مشخص در پذیرایی های بزرگ تامین نور امر بسیار مهمی هست. بنابراین داشتن پنجره های بزرگ میتونه بسیار کمک کننده و تاثیرگذار باشه. همچنین پنجره های بزرگ میتونه ترکیب بسیار خوبی از فضای داخلی و خارجی منزلتون بده که خونه شما رو جذاب تر میکنه. ضمن اینکه پنجره های رو به بیرون که بزرگ هم هستن میتونن پذیرایی شما رو از خشک و خالی بودن در بیاره.

    استفاده از فضاهای پذیرایی

    استفاده از گیاهان بلند و درختی در پذیرایی های بزرگ

    از روش های دیگه تلفیق فضای داخلی خونه با طبیعت استفاده از گیاهان هست که قبلا در موردش صحبت هایی کردیم. در پذیرایی های بزرگ استفاده از گیاهان میتونه کمی متفاوت بشه. برای اینکه پذیرایی بزرگتون رو کمی پر کنید و بتونید زیباتر مبلمانش کنید از گیاهان درختی و بلند استفاده کنید. گیاهان بلندبا گلدانی بزرگ از نظر بصری فضای خونه رو پر میکنن و با مبلمان ها ترکیب مناسبی خواهدن داشت. لازم نیست که حتما از گیاه درختی زیباتون در گوشه ها استفاده کنید. میتونید گیاهتون رو در وسط ها در جایی مناسب بین مبلمانتون جای بدید.

    چیدن پذیرایی

    از مبلمان های بزرگ استفاده کنید

    استفاده از مبلمان های بزرگ و پهن برای پذیرایی بزرگ خیلی مناسب تر از راحتی های کوچک هست. همچنین اینکه میز وسط بزرگی هم داشته باشه که خودش پر کننده فضای بین مبل ها هست و به زیبایی هرچه بیشتر پذیرایی شما کمک میکنه. استفاده از رنگ های متنوع و پررنگ هم میتونه ترکیب مناسبی رو در پذیرایی شما ایجاد کنه. این راهکارها تنها موارد کمی از پیشنهاد های موجود برای چیدن پذیرایی های بزرگ هست. اگر کمی دقت و توجه داشته باشید و سلیقه کمی به خرج بدید مبتونید یک بذیرایی بزرگ زیبا و دلنشین داشته باشید.

    ادامه مطلب...
  • این بار هم به خیر گذشت. شامگاه سه شنبه سوم شهریور دقایقی پس از گذشت ساعت 22، زلزله ی چهار و شش دهم ریشتری که کانون اصلی آن در شهرستان فیروزکوه بود، مناطقی از تهران و برخی شهرستان های استان را لرزاند. وقوع بیش از 20 پس لرزه نیز کافی بود تا مسوول ستاد بحران شهرستان های فیروزکوه و دماوند، دستگاه های امدادی را تا 24 ساعت در حالت آماده باش نگه دارد و از مردم بخواهد، شب را در فضای باز به صبح برسانند. این زلزله که هراس و نگرانی بخش هایی از مردم تهران را نیز به دنبال داشت در حالی رخ داد که دومین زلزله در نزدیکی تهران، طی دو هفته ی گذشته بود. باید توجه کرد که ایران بر روی کمربند زلزله قرار گرفته است و روزی نیست که انرژی ذخیره شده ی زمین در مناطق گوناگون ایران، با پیش لرزه ها و زمین لرزه های ضعیف، قوی و البته متعدد آزاد نشود. هرچند که وقوع زلزله های شدید و مخربی همانند زلزله ی شهرستان های رودبار و بم در سال های نه چندان دور و زلزله های شدید سال های دورتر در تهران همراه با وسعت چشمگیر تلفات انسانی و مادی شان به تنهایی کافی هستند تا به مدیریت این مهم در ایران پرداخته شود. بر اساس آمار موجود، آخرین زلزله ی مهیب تهران در حدود 180 سال پیش با قدرت هفت ریشتر بود که خرابی های فراوانی از خود برجای گذاشت و افزون بر تهران مناطقی مانند شمیرانات، دماوند و جاجرود را تخریب کرد و ده ها هزار نفر قربانی گرفت. تهران بر روی گسل های فعال و بزرگی قرار دارد که شامل 10 گسل بزرگ مانند گسل مشا - فشم، گسل شمال تهران، گسل نیاوران، گسل تلو پایین، گسل محمودیه، گسل شیان و کوثر، گسل شمال ری، گسل جنوب ری، گسل کهریزک، گسل گرمسار، گسل پیشوا و همچنین چند گسل فرعی چون نارمک، شادآباد، داوودیه، عباس آباد، باغ فیض و... می شود. برخی از کارشناسان می گویند زلزله های تهران دوره های 100 ساله دارند که با گذشت نزدیک به 200 سال از وقوع زلزله ی بزرگ در تهران، مدت ها است که نگرانی هایی در خصوص لرزیدن بیش از 6 ریشتری تهران وجود دارد. اما با وجود این، موضوع آمادگی و مدیریت بحران در زمان زلزله در ایران هنوز با چالش عمده ی مدیریتی مواجه است و حلقه های مفقوده ی فراوانی دارد. اینک که خودِ زمین با لرزش های کوچک و بدون خسارت خود به ساکنان سرزمین زلزله خیز ایران، مسوولان و ارگان های گوناگون در موضوع آمادگی و مدیریت بحران هشدار می دهد، دور از منطق است که نسبت به آن ها بی تفاوت و بی توجه باشیم. به واقع چگونه می توان در برابر این واقعه ی طبیعی که به نوعی ویژگی ذاتی فلات ایران به شمار می رود، آمادگی لازم را داشت و به هنگام وقوع، بحران به وجود آمده ی پس از آن را مدیریت و کنترل کرد؟ زمین لرزه های تازه ی اطراف تهران را می توان هشداری جدی برای سنجش میزان آمادگی در شهرها بخصوص کلان شهر تهران، در برابر بحران های ناشی از زلزله دانست. پرسش هایی که پس از وقوع هر زمین لرزه یی به ذهن می رسد این است که تا چه اندازه برای رویارویی با این واقعه ی طبیعی و عادی آمادگی داریم؟ آیا صرف برگزاری مانور زلزله، آن هم تنها در برخی مدارس و بدون جدیت لازم، کافی است؟ آیا تنها هشدارهایی که دیگر کارایی خود را از دست داده و بیشتر به شعار می مانند، برای آمادگی در برابر این واقعه ی هراس آور کافی است؟ آیا ستاد بحران استان تهران، توانایی، نیروی انسانی کافی، برنامه های مدیریتی، تجهیزات و ابزارهای لازم را برای مدیریت بحرانِ پس از وقوع زلزله در شهر پرتراکم و پرجمعیت تهران دارد؟ مسوولان ارشد شهری تا چه اندازه در سیاستگذاری های خود به تجهیز و آماده سازی بخش های مرتبط و فعال در امر امدادرسانی مانند بیمارستان ها و درمانگاه ها، مراکز آتش نشانی، سازمان هلال احمر و... برای مدیریت بحران زلزله در شهرهای بزرگی مانند تهران، توجه کرده اند؟ آیا مهندسان ناظر در شهرداری تهران آنگونه که باید، استاندارهای لازم برای مقاوم سازی ساختمان ها و سازه های تهران را اجرا کرده اند؟ جای بسی تاسف است که بخش عمده یی از این پرسش ها با پاسخ منفی یا نه چندان امیدوارکننده روبه رو می شوند. به نظر می رسد، مفاهیم «پیشگیری» و «مدیریت بحران» به واژه های دم دستی تبدیل شده اند که تکرار زیاد از میزان پراهمیت بودن آن ها کاسته است. کارشناسان می گویند پیش لرزه ها می توانند مقدمه یی بر وقوع یک زلزله ی بزرگ باشند. پس باید زلزله را بخصوص در شهر تهران که پایگاه سیاسی و اداری کشور است و جمعیت فراوانی را در خود جای داده است، جدی گرفت. بافت فرسوده ی مناطق جنوبی تهران و همچنین سازه های سربه فلک کشیده ی غیرمقاوم در مناطقی که ساخت و ساز در آن ها غیرمجاز است، بر نگرانی ها در خصوص وقوع زلزله یی بزرگ اضافه می کند. حتی تصور اسیر شدن در خیابان ها و کوچه های باریک با تلی از آهن و سیمان انسان را به وحشت می اندازد چه رسد به وقوع آن. باید پذیرفت که واقعیت زلزله ی بزرگ تهران دیر یا زود رخ خواهد داد و این هشداری است که بارها از سوی کارشناسان زلزله شناسی کشور مطرح شده است. این موضوع یکی از چالش های مدیریتی در شهرهای ایران، بخصوص کلان شهر تهران است که تاکنون تنها به طور سطحی و نه به صورت کلان و عمیق، به آن پرداخته شده است. این یادداشت برای چندمین بار از لزوم سیاست گذاری و برنامه ریزی صحیح برای مدیریت بحران زلزله و آماده سازی شهر برای رویارویی با این بلای طبیعی سخن می گوید. موضوعی که اگر به دغدغه ی مسوولان امر تبدیل شود در مدت زمان کوتاهی قابل حل و برنامه ریزی خواهد بود. در این زمینه، به نظر می رسد به کارگیری راهکارهایی همچون پیشگیری پیش از وقوع بحران، ترسیم شفاف و دقیق بحران های ناشی از زلزله در تهران و پنهان نکردن واقعیت ها به بهانه ی تشویق اذهان عمومی، توجه به مساله ی تمرکز زدایی از تهران، جلوگیری از مهاجرت به کلان شهرها، بررسی کامل میزان استحکام و مقاومت سازه های تازه تاسیس با کمک مهندسان حرفه یی، استانداردسازی ساختمان های غیرمقاوم، نوسازی بافت مناطق فرسوده، آموزش همگانی و اطلاع رسانی به مردم از طریق نهادهای آموزش شهری و تجیهز و آماده سازی نهادهای امدادی و کمک رسانی مانند بیمارستان ها و هلال احمر تا اندازه ی زیادی ایران را در برابر وقوع زلزله آماده سازد و بحران ناشی از وقوع زلزله را کاهش دهد.

     

    ادامه مطلب...
  • معمولا عمر پنجره های یو پی وی سی از عمر سایر اجزای ساختمان بیشتر است و با فرسوده شدن ساختمان در و پنجره های یو پی وی سی همواره درخشش  و تازگی خود را حفظ می کنند . اما برای تحقق کامل این موضوع و برای بردن بیشترین بهره و بالا بردن کارایی و عمر این پنجره ها ؛ رعایت برخی نکات ضروری است :

     با فاصله های زمانی معین ، تمام قطعات مکانیکی و متحرک پنجره ها را توسط روغن های رقیق روغن کاری کنید.

     دستگیره ها و سایر قسمت های متحرک پنجره ها را وارسی کنید که شل و هرز نشده باشند. معمولا" با چک کردن منظم این قسمت ها، می توان پیچ مربوطه را یافت و آن را پیش از بروز مشکل محکم کرد.

     با توجه به تنوع یراق آلات در نظر گرفته شده، جهت پنجره های UPVC ، می بایست به دستور العمل های مفیدی که از طرف سازنده در خصوص  نحوه استفاده از آن ها ارائه می گردد، به دقت عمل شود تا از بروز هر گونه مشکل در اثر عدم استفاده صحیح جلوگیری گردد.

     به منظور دوام بیشتر لاستیک های درزگیر پنجره ها ، حداکثر سه ماه یکبار آن ها را توسط پارچه ای حاوی صابون مایع تمیز کنید. این عمل نرمی، انعطاف و تمیزی لاستیک ها را به ارمغان می آورد.

     ابتدا با یک دستمال خشک و سپس با مخلوط آب و صابون و با استفاده از پارچه ای بدون پرز و با رنگ روشن که رنگ خود را به اجسام دیگر پس نمی دهد گرد و غبار و کثیفی را از پنجره ها بزدایید ، تا پنجره ها براقی ودرخشش خود را همواره داشته باشند و از چرک مرد شدن آنها جلوگیری شود .

     اگر پس از نصب پنجره ها، هنوز فعالیت های اجرایی ساختمان باقی مانده است، می بایست، کاور روی پنجره ها کنده نشود تا از آسیب رسیدن به آن ها جلوگیری کند. اما باید توجه داشت اگر این کاور ها به مدت طولانی بر روی پنجره ها باقی بماند. ممکن است دیگر  به راحتی از پنجره ها کنده نشوند و اثر چسب تا مدت ها بر روی پنجره ها باقی بماند . پس بهتر است حتی الامکان قبل از مراحل پایانی و پس از زدن آستر رنگ و قبل از رنگ آمیزی نهایی پنجره ها نصب گردند. دقت شود که پس از نصب ، برچسبهای پشت پنجره کنده شوند تا در اثر تابش آفتاب کندن آنها از پنجره ها مشکل نگردد .

     در هنگام فعالیت های بازسازی از قبیل نقاشی و سیمانکاری و... لازم است تا روی پنجره ها را با پوشش مناسبی پوشاند تا آسیبی به آن نرسد. در صورت آلوده شدن پنجره ها لازم است بدقت پنجره ها را تمیز کرد تا وجود این مواد باعث کدر شدن سطوح پنجره نگردد.

     از نزدیک نمودن وسایل حرارت زا همچون آتش جوشکاری و یا شعله مستقیم به پنجره های یو پی وی سی اجتناب کنید  و از تماس اجسام تیز و سخت با آنها جلوگیری نمائید .

    ادامه مطلب...
  • دكوراسیون بهاری حتماً گرانقیمت و هزینه بر نیست. تنها با بكارگیری رنگ ها و قرار دادن هر آیتم در جای مناسب به خودش می توانید فضایی دل باز و مفرح ایجاد كنید. با كمی خلاقیت از همان وسایلی كه در اختیار دارید در جهت خلق زیبایی استفاده كنید. پیشنهادات زیر را در روزهای زیبای بهار، در خانه خود اجرا كنید تا حال و هوای بهاری وارد خانه تان شود.


    - از اتاق پذیرایی شروع کنید. با انتخاب رنگ‌های شاد زرد، لیمویی و نارنجی رسیدن بهار را احساس کنید. از گلدان‌های شاد و روشن، کوسن‌های طرح‌دار و باروح و قالیچه‌های کنفی استفاده کنید. سری به جمعه بازار بزنید و چیزهایی را که به محیط شما حس تازگی دهد، بدون صرف هزینه زیاد پیدا کنید.

         

    * اتاق‌خواب را بهاری کنید.

    با انداختن یک متر پارچه گل‌دار بالای تخت حال‌وهوای جدیدی به اتاق بدهید. با استفاده از قاب‌های ارزان‌قیمت تزیین‌شده با کاغذ کادو دیوارهای خالی را پر کنید. پاتختی را با زدن یک رنگ متالیک جلا دهید.

    با شش جاتخم‌مرغی که در دو ریف قرار می‌دهید، تمام وسایل ریز مورد نیاز روی میز مانند کلیپس کاغذ، تمبر، گل یا حتی شکلات‌ها را داخل آن‌ها بریزید.
    تنوع طرح داشته باشید. کشوهای دراور قدیمی را با دو نوع کاغذ با طرح گیاه و با استفاده از چسب اسپری تزیین کنید. از همین طرح روی چراغ سفید و ساده رومیزی استفاده کنید.
    با کشیدن یک گل روی فرش کنفی، استفاده از کوسن‌های گل‌دار و انداختن یک رومیزی سفید ساده به اتاق آفتاب‌گیر خود حال و هوای بهاری بدهید.
    از سایه‌بان رومی آماده استفاده کنید. نوارچسب را به صورت عمودی و راه راه از بالا به پایین بچسبانید. به کمک یک اسفنج آماده و خشک روی پارچه به صورت موازی به آرامی رنگ آکریلیک بمالید. بعد از خشک شدن رنگ، نوارچسب‌ها را بکنید. برای پایین پرده از یک میله استفاده کنید. بین دو رنگ نوار خط‌های منحنی بکشید.

     

    از گیاهان استفاده کنید. دو ظرف شیشه‌ای پایه‌دار را داخل هم قرار دهید. گیاهان کوچک را در ظرف پایینی و برگ‌های بزرگ‌تر و آب را در ظرف رویی قرار دهید.
    یک سطل رنگ راحت‌ترین راه برای تغییر محیط است. از یک رنگ بهاری که حس شاد در شما ایجاد می‌کند، استفاده کنید و یک دیوار یا کل اتاق را با آن رنگ کنید. با استفاده از تکه‌ پارچه‌های شاد به‌راحتی کوسن و رومیزی درست کنید.

     

    در سرویس‌های بهداشتی می‌توانید آینه را دکوپاژ کنید. یک آینه با قاب صاف بخرید و با یک پارچه شاد قاب را دکوپاژ کنید. با چهار یا پنج پوشش، سطح صاف خواهد شد.

    از یک سبد فلزی تخم‌مرغ به عنوان لوستر استفاده کنید. به دنبال سبدی باشید که طرح آن را بپسندید و یک سوراخ در ته برای آویزان کردن داشته باشد. برای ایجاد سایه، از یک پارچه به اندازه طول و عرض سبد استفاده کنید و یک سانت اضافه‌تر برای روی هم قرار گرفتن کار در نظر بگیرید. پارچه را به شکل تیوب بدوزید و لبه‌های بالایی و پایینی آن را کوک یا چسب بزنید. با استفاده از نخ چندلا و سوزن گلدوزی پارچه را به سبد وصل کنید. با استفاده از چسب گرم یک لانه پرنده را همراه با چند شاخه برای زیبایی کار به دسته سبد وصل کنید.

    استفاده از برچسب دیوار، راهی سریع و آسان برای دکوراسیون سطوح ساده است. قسمت بالای تخت و بخشی از دیوار را با برچسب طرح بدهید.

    با استفاده از عکس‌های هنری که بین قسمت‌های گچ‌بری شده قرار می‌دهید، اتاق‌پذیرایی رنگ و زیبایی خاصی پیدا می‌کند. برای جلوه بیشتر زیر عکس‌ها بوم بگذارید. حتی می‌توانید دیوار ساده و سفید زیر عکس‌ها را رنگ خاصی بزنید

     

    از تصاویر پرندگان استفاده کنید و آن‌ها را به دیوار آویزان کنید تا بدون هیچ هزینه‌ای فرم چاپی بگیرد .
    درهای تاشو را کنار هم قرار دهید و به عنوان پارتیشن اتاق پذیرایی یا کار بزرگ هنری از آن‌ها استفاده کنید. سطح پارتیشن را آستر سفید بزنید. با استفاده از گچ آن را به صورت راه‌راه تقسیم کنید. با یک قلم‌موی بزرگ داخل کادرها را رنگ کنید.

     

    استفاده از کام‌کوآت (نوعی پرتقال بسیار کوچک) داخل گلدان دارای آب و قرار دادن گل‌های لاله زرد یا هر گل بهاری دیگر روی آن‌ها و ظرف ‌میوه که با سیب سبز پر شده باشد، میز صبحانه شما را بهاری می‌کند.

    از زیرلیوانی‌های ارزان قیمت به عنوان کار هنری برای دیوار استفاده کنید. آن‌ها را روی کارت‌های چسب‌دار رنگی بچسبانید و داخل قاب‌های آماده قرار دهید. زیرلیوانی‌های گرد و ضخیم را داخل قاب مربع شکل قرار دهید.
    استفاده از درهای کشویی ساده ضمن آن که نور را به راحتی عبور می‌دهند، باز و بسته کردن راحتی نیز دارند. امروزه انتخاب این درها محدود به سفید ساده نیست، رنگ‌های کم رنگ و طرح‌های متعددی در این زمینه وجود دارد. با استفاده از گیره پرده به‌راحتی پرده را روی آن آویزان یا جابه‌جا کنید.

     

    برای داشتن رومیزی یا دستمال سفره رنگی، یک پارچه نخی مربع یا سفره آماده را به شکل دایره یا راه‌راه رنگ کنید. با استفاده از گچ، طرح خود را بکشید و داخل آن را با رنگ فابریک یا آکریلیک پر کنید.
    گاهی مواقع تنها با تغییر حال و هوای یک پنجره می‌توان بهار را به داخل آورد. با یک پرده طرح‌دار زیبا مدل رومن حالت هنری به پنجره بدهید.

     

    یک قفس چوبی قدیمی که روشن رنگ شده و داخل آن لانه پرنده، تخم‌مرغ و گل‌های کوچک قرار داده شده باشد، از دیگر روش‌های نمایش بهار است.

    طرح‌های طبیعت را با برچسب‌های شیشه‌ای به شکل سرخس، لیف خرما به خانه آورید.

    به جای برگ‌های تازه که قهوه‌ای شده و هر چند هفته یک بار مجبور به عوض کردن آن خواهید شد، می‌توانید از برگ‌های خشک استفاده کنید و برای عدم تغییر رنگ، روی آن‌ها اسپری آکریلیک بزنید.

    سرویس بهداشتی مخصوص بچه‌ها را با برچسب‌های مختلف اختصاصی کنید. لگن، وان، دستشویی و... را برچسب بزنید.

    پرینت گل‌های متقارن دیوار خالی را مرکز توجه خواهد کرد. برای این منظور با دوربین دیجیتال از گل‌ها عکس بگیرید. آن‌ها را بزرگ کنید و روی کاغذ گلاسه چاپ کنید و قاب یا روی بوم بچسبانید.

    ادامه مطلب...
  • دستیابی به توافق بر سر برنامه ی جامع اقدام مشترک (برجام) بازتاب های چشمگیری در عرصه ی ملی و جهانی داشته و ضمن تحول در سیما و منزلت منطقه یی و بین المللی جمهوری اسلامی ایران، امید و دلگرمی فراوانی را نسبت به آینده میان مردم کشور ایجاد کرده است. این در حالی است که این دستاوردِ بزرگِ ملی افزون بر مخالفان خارجی عده یی را در داخل کشور برانگیخته تا با مخالف خوانی ها و نقدهای غیرمنصفانه و بر پایه ی اهداف شخصی و گروهی، برجام، دیپلمات های مذاکره کننده در زمینه ی توافق هسته یی و حامیان این توافق را هدف هجوم هایی پیاپی قرار دهند. این روزها مساله ی بررسی برجام و برخی اختلاف نظرهای فنی و کارشناسی موجب شده شماری افراد یا گروه ها از این موقعیت سوءاستفاده کنند و برجام را دستاویزی برای بهره برداری های سیاسی و جناحی خود قرار دهند و این در حالی است که حقوق هسته یی و توافق به دست آمده، مساله یی ملی و فراجناحی است و نباید از دیدگاه فردی و گروهی به آن نگریست. همچنین، ترویج برداشت های نادرست و ناشی از قلب واقعیت های برجام و تاختن دور از انصاف بر آن، جامعه را به سمت دودستگی می برد حال آنکه رهبری بارها بر پرهیز از طرح شعارهای سیاسی و جناحی در مسایل ملی و فروپاشی انسجام جامعه تاکید کرده است. با توجه به اهمیت برجام به عنوان دستاوردی ملی و حساسیت هایی که این روزها پیرامون آن دیده می شود، بیان چند نکته بایسته به نظر می آید: 1- دستیابی به توافق هسته یی و برداشتن تحریم ها از مهم ترین وعده های «حسن روحانی» در انتخابات سال 1392 بود. از آنجا که این شعار دغدغه ی دوازده ساله ی ملت ایران به شمار می رفت با استقبال عمومی و رای حداکثری مردم روبرو شد. پیگیری برنامه ها و حقوق هسته یی با هدف رسیدن به توافق برد- برد، سیاستی بود که از آغاز به کار دولت یازدهم در مرداد 1392 به صورت پیوسته و با تلاش های بی وقفه ی گروه دیپلماسی هسته یی کشور پایه ریزی شد تا اینکه در بیست و سوم تیرماه امسال با دستیابی به برجام به نتیجه رسید. از آنجا که پرونده ی هسته یی ایران دارای ابعاد مهم امنیتی است، شورای عالی امنیت ملی زیر نظر رهبر انقلاب، مرجع تصمیم گیری در مورد برجام تعیین شده است؛ شورایی که در راستای تامین منافع حیاتی کشور حرکت می کند نه دیدگاه ها و منافع فرد یا گروهی خاص. این شورا دارای ترکیبی چند وجهی است که تصمیم گیری ها در آن با نظر همه ی اعضا و نه فقط رییس جمهوری و اعضای دولت صورت می گیرد و هم راستا با اهداف ملی و مورد تایید رهبری است. از این رو برجام را که به عنوان مساله یی ملی و امنیتی در حیطه ی تصمیم گیری شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته نمی توان بر اساس سلیقه های سیاسی ارزیابی و در مورد آن حکم صادر کرد. 2- طی 12 سال پرونده ی هسته یی یکی از پیچیده ترین مسایل کشور به شمار می رفت و تحریم های مرتبط با آن بیشتر زوایای زندگی مردم را زیر تاثیر خود قرار داده بود. از این رو دستیابی به توافق و رفع تحریم ها نه تنها دغدغه ی نظام و دولتمردان که مهم ترین نگرانی مردم و خواسته یی ملی بود. در این 12 سال تنگناها و فشارهای ناشی از تحریم ها و از آن مهمتر برخی بی تدبیری های مسوولان پرونده ی هسته یی موجب شد مردم در انتخابات خردادماه 2 سال پیش نامزدی را با وعده ی برونرفت از این وضعیت برگزینند. همچنان که گفته شد مهم ترین شعار و وعده ی روحانی منطبق با دغدغه و خواست اصلیِ مردم یعنی تعیین تکلیف پرونده ی هسته یی ضمن حفظ حقوق ملی، مورد وثوق ملت قرار گرفت. از این رو اکنون که برجام به عنوان نماد تحقق خواستِ ملی به دست آمده است باید به عنوان دستاوردی ملی آن را پاس داشت. برجام به عنوان مساله یی فراجناحی باید حلقه ی پیوند، همبستگی و هم آواییِ جناح ها، احزاب و جریان های سیاسی در راستای تامین منافع ملی باشد نه موجب گسست و شکاف سیاسی و دستاویزی برای بهره برداری مغرضان داخلی و بیگانگان. متاسفانه برخی افراد و جریان های سیاسی بر خلاف این باور، برجام را وسیله ی خودمداری های فردی و بهره برداری های جناحی قرار داده و برخوردهای به دور از انصاف و انتقادهای مغرضانه را در پیش گرفته اند که این امر تهدیدی در همبستگی به ویژه در پیوند با منافع ملی به شمار می آید. 3- برجام حاصل توافقِ نمایندگان نظام جمهوری اسلامی با کشورهای گروه 1+5 است و نه نظر شخصی مذاکره کنندگان، رییس جمهوری یا جریان سیاسی خاص. از این منظر، برجام فرصتی ملی است که به واسطه ی تلاش های مثال زدنی نمایندگان نظام و ملت، با رعایت خطوط قرمز تعیین شده و با هدایت رهبری به دست آمده است و نمی توان بایسته ها، پیامدها و ظرفیت های آن را در فرایند حرکت رو به جلو در مسیر چشم اندازهای کلان کشور نادیده گرفت. توافق هسته یی خواست عمومی جامعه ی ایران است اما افراد و جریان هایی که آبِ گل آلودِ سال های تحریم وسیله ی انباشت ثروت و درآمدهای ناسالم برای آنان شده بود با ایجاد این انگاره که توافق هسته یی خطوط قرمز را نادیده گرفته یا توافقی معلق است در سیاست برد- برد نظام با جهان شبهه و تردیدهایی را وارد می کنند تا موجب دلسردی مردم شوند و مسیر بازگشت به منوال پیشین را به هر قیمت بازگشایند. قرار دادن برجام در جایگاه اتهام پدیدآوری تهدیدهای امنیتی و راه نفوذ دشمنان به کشور یکی از نمودهای یورش غیرمنصفانه به توافق هسته یی و این در حالی است که بسیاری از مخالفان حتی به طور کامل متن برنامه ی جامع اقدام مشترک را نخوانده اند. مخالفان برجام در حالی نمایندگان دیپلماسی جمهوری اسلامی را متهم به دادن امتیاز به بیگانگان می کنند که مبنای دیپلماسی چانه زنی و داد و ستد امتیاز است و بی توجهی به همین اصل باعث شد نزدیک یک دهه پرونده ی هسته یی در وضعیتی شبیه به بن بست قرار گیرد. در شرایطی که مخالفان، برجام را سندی بر چشم پوشی از ده ها خط قرمز و حقوق مسلم ملی می شمرند، برجام خود سند تحقق مهمترین حقوق هسته یی یعنی غنی سازی و نیز حفظ فناوری ها و تاسیسات فعالیت های صلح آمیز هسته یی کشور است. افزون بر آن، به دنبال توافق بر سر برجام، پرونده هسته یی در شورای امنیت از وضعیت تهدیدی جهانی و بهانه یی برای بحرانی غیرضروری خارج شد. با این حال، برخی جریان ها و جناح های سیاسی فقط نیمه ی خالی لیوان را می بینند و این امری نادرست است. 4- نگاه ها و برخوردهای جناحی با برجام به هر صورتی که باشد تهدیدی برای همبستگی و امنیت ملی و موجب دلسردی عمومی در جامعه است. پس از انتخابات ریاست جمهوری 2 سال پیش، جامعه ی ایران با توجه به جراحت هایی که پس از رخدادهای سال 1388 برداشته بود، جانی تازه گرفت و اعتماد عمومی مردم به دولت و مجموعه ی نظام تقویت شد. در برابر، برخی افراد و جریان های ناکام در کسب اعتماد و توجه مردم امروز می خواهند در مقابل خواست آنان بایستند و با سلاح تردید و شبهه در برجام با رویکردی انتقام جویانه از رقیبان سیاسی و حتی مردم به منافع خود دست یازند. فرجام سخن اینکه برجام، مساله یی ملی، فراجناحی و دستاوردی متعلق به نظام جمهوری اسلامی ایران و شهروندان آن است و از این رو هر گونه انتقاد غیرمنصفانه و مخالف خوانی جهت دار در این زمینه غیرقابل پذیرش و سزاوار ملامت و نکوهش است. 

     

    ادامه مطلب...
  • می گویند هزاران سال پیش مصری ها راه استفاده از چوب را یاد گرفته بودند و خانه های شان را با نرده های چوبی محافظت می کردند. حتی تختخواب، تابوت های چوبی، عصای چوبی فراعنه، درها و چهارچوب های بزرگ کاخ ها را هم از چوب می ساختند. در امپراتوری روم هم چوب در طراحی فضای داخلی قصرها جای خاصی داشت. تا صدها سال پیش هم آن وقت که هنوز خبری از سیمان و بلوک نبود چوب وسیله غالب بیشتر ساختمان ها بود تا اینکه زمانه فرق کرد.

     

    مصالح تازه به بازار آمدند و چوب ها کنار رفتند. اما این فقط از نگاه معمارها بود. چون هنوز طراحان داخلی از چوب ها همان استفاده ای را می برند که شاید هزاران سال پیش مصری ها و رومی ها می کردند؛ هویت دادن به خانه، مهم ترین کاری است که یک قطعه چوب ساده با هر فضایی می کند. طراحان داخلی معتقدند چوب ها شخصیت دارند و می توانند با ورودشان به خانه ها به آنها هویت دهند. با این حساب بد نیست نگاهی به کاربرد چوب در فضاهای امروزی و کارکردشان داشته باشیم.

     

    سقف را بیشتر دریاب

     

    طراحان داخلی اسمش را گذاشته اند دیوار پنجم. فقط برای اینکه نشان دهند غیر از چهار دیوار هر اتاقی سطح دیگری هم هست که باید برایش فکر کرد و به اندازه چهار تای بقیه برایش نقشه کشید. کمتر زمانی پیش آمده که ما برای بالای سرمان هم نقشه بکشیم. ما فقط برای طراحی قسمت هایی برنامه می ریزیم که به چشم می آیند. برای همین است که از سقف غافل می شویم در حالی که سقف خودش از مهم ترین قسمت های خانه برای طراحی های خاص است و این وسط چوب ها در رنگ های خاص می توانند سقف خانه ها را ظرافتی خاص بخشند. البته باید در نظر بگیرید که سقف چوبی هرقدر هم مدرن باشد و گرمابخش فقط باید در خانه هایی با سقف های بلند و بزرگ به کار گرفته شود. خانه های کوچک با سقف های چوبی هر چند صمیمی و گرم هستند اما کوچک تر از معمول به نظر می رسند.

     

    گذر از کلاسیک به مدرنیته

     

    استفاده از چوب در خانه های مدرن امروزی سمت و سوی خاصی پیدا کرده است. این روزها در خانه هایی که قالب های کلاسیک را کنار گذاشته اند به جای چوبی کردن در و دیوار خانه و استفاده از چوب هایی با جنس و ضخامت های متفاوت از آنها در جزئیات استفاده می کنند. چوب در این خانه ها برای نشان دادن لوازمی که شکل و طرح معمولی ندارند به کار برده می شود. یک صندلی چوبی با طرح خاص یک دفعه می تواند ساده و معمولی ترین خانه ها را از این رو به آن رو کند. البته استفاده از وسایل چوبی این روزها کمی گران است ولی در مقابل هیچ جنس دیگری نمی تواند به اندازه آنها فضای خانه را گرم و راحت کند.

     

    وقتی چوب ها به داد می رسند

     

    شاید زمانی وارد خانه ای شده باشید که هیچ وسیله چشمگیری نداشته باشد. کاناپه ها ساده با رنگی یک دست و پرده ها با راحت ترین روش ها دوخته و آویزان شده باشند. خانه کوچک است اما برای کسی که اولین بار وارد می شود، گرمای خاصی دارد. کافی است فقط با کمی دقت به جزئیات خانه نگاه کنید آن وقت متوجه می شوید که صاحبخانه از چه ترفندی برای گرمی خانه اش استفاده کرده است؟ دکوری های چوبی. وسایل کوچک و تزئینی چوبی در طرح های خاص هنری امروز فضای خانه ها را خاص تر از هر جایی می کند. جاشمعی های کوچک چوبی یا مجسمه ها و تراشه های خاص خانه ساده شما را به یک گالری هنری تبدیل می کنند.

     

    چوب ها را باید فهمید

     

    هر چوبی برای خودش معنای خاصی دارد. چوب های تیره تر رسمی تر هستند و چوب های روشن کمی راحت تر و ساده تر. برای همین در زمان استفاده از چوب ها در خانه نباید صرف زیبایی چوب آن را برای هر قسمتی انتخاب کرد. هر تکه چوب برای خودش ماجرایی دارد. حتی بافت و جنس چوب ها هم برای هر قسمتی از خانه با هم فرق می کند؛ مثلا چوب های تیره با بافت خشن تر به درد خانه هایی با چیدمان کلاسیک می خورد. هرقدر بافت چوب بیشتر باشد رسمیت آن هم بیشتر می شود. چوب ها برخلاف رنگ های دیوارند؛ شاید رنگ دیوار را بتوان با چیدمانی خاص ملایم کرد اما چوب این طور نیست.

     

    سردی ها را گرم می کنند

     

    مهم ترین کاربردی که چوب در طراحی داخلی دارد هویت بخشیدن به محیط است. چوب برخلاف سنگ و سرامیک که همیشه با خشونت خاصی وارد محیط می شوند می تواند در عین حال هم فضای خانه را از یکنواختی دربیاورد و هم اینکه به عنوان عنصری خشن محیط را کمی زاویه و رنگ ببخشد برای همین بیشتر طراحان داخلی برای چوبی کردن دیوارها زمانی آستین بالا می زنند که با رنگ های روشنی مانند سفید یا لیمویی مواجه هستند. چوب روی دیوار سفیدی بیش از اندازه محیط که روی دیوارها یا چیدمان خانه سایه انداخته را می گیرد و فضا را کمی از یکنواختی و کسلی درمی آورد.

     

    تابوشکستن کار چوب هاست

     

    این روزها استفاده از چوب فقط به در و دیوار خانه خلاصه نمی شود. طراحان داخلی به مدد چوب هایی که با مقاومت بالا به بازار آمده اند جسارت بیشتری به خرج می دهند و چوب را راحت تر وارد فضای حمام و دستشویی می کنند؛ تابوی بزرگی که تا پیش از این ورود چوب به این فضا را به خاطر استفاده از آب ممنوع می کرد. استفاده از چوب در فضای حمام و دستشویی یک پیام بزرگ به دیگران است؛ اینکه شما نه فقط آدم حداقل گرایی نیستید بلکه بلندپروازی زیادی هم دارید؛ آن هم به شکل سنتی و کلاسیک. استفاده از چوب در فضای حمام و دستشویی به این مکان شخصیت خاصی می دهد؛ هویتی شرقی؛ کاری که هیچ سنگ و سرامیکی نمی توانست انجام دهد.

     

    دریچه ای رو به قدیم ترها

     

    چوب یعنی حس دوستی و صمیمیت. با این حساب لازم نیست برای داشتن خانه ای صمیمی حتما در و دیوار خانه را از چوب بپوشانید. داشتن پنجره ای چوبی خودش یک ایده ناب است. حتی اگر فقط از روکش های چوبی هم استفاده کنید باز هم برنده میدان شما هستید. اگر رنگ تیره چوب، خانه را برای تان دلگیر می کند می توانید از قاب های چوبی روشن و سفید استفاده کنید حتی گاهی استفاده از یک پرده کرکره چوبی هم کار را تمام می کند. پنجره های چوبی با نوستالژی خاص شان حس آرامش محض را به خانه می آورند.

     

    پا روی هر چوبی نگذارید

     

    اولین و مناسب ترین راه آوردن چوب ها به خانه غیر از استفاده در مبلمان به کار بردن آنها در کفپوش خانه هاست. این روزها انواع و اقسام کفپوش های چوبی به بازار آمده اند که نه لغزنده هستند و نه سر و صدایی دارند. کفپوش چوبی خانه را شیک تر می کند ضمن اینکه انتخاب بهتری برای فرش کردن خانه جلوی روی تان می گذارد. اما این فقط یک طرف ماجراست. به چوبی کردن دیوارها هم فکر کنید. چوب در هر صورت مایه آرامش است به خصوص اگر در کنار رنگ های سرد استفاده شود و در کنار رنگ های گرم هم می شود مایه انرژی زایی و حرکت. پس بهتر است وقتی از چوب ها در فضای سالن استفاده می کنید در انتخاب رنگ آنها و باقی دکوراسیون خانه تان دقت داشته باشید.

    ادامه مطلب...

ارتباط با ما

 آدرس دفتر: تهران ، میدان توحید ، خیابان توحید ، خیابان اردبیل، پلاک 10 ، طبقه اول ، واحد 1
تلفن ثابت : 66561696-021
تلفن همراه : ۰۹۱۲۱۰۴۲۷۰۵
پست الکترونیکی: info[a]artimandec.ir

logo-samandehi